سمرقند شهری در مسیر جاده ابریشم
هنگام حضور در ازبکستان یکی از آرزوهای دیرینه من برآورده شد و به دعوت جمعی از ایرانشناسان مقیم سمرقند با اتومبیل عازم این شهر شدیم. در مسیر سمرقند بارها به یاد جاده ابریشم و نقشی که این شهر در متصل کردن این شاهراه تاریخی داشت افتادم .گاهی حس می کردم که من نیز به گذشته ای دور برگشته و همراه کاروانیان از این جاده عبور می کنم.از ورای تاریخ همواره سمرقند را به کاروانسراها،مساجد،مدارس علمیه،زبان فارسی،باغ های دلگشا و شعر حافظ که در آن سمرقند و بخارا به یک تار موی یک ترک شیرازی بخشیده شده می شناسیم.امروز هم كوچه هاي تنگ و تودرتو،زنان بلند گیسوی سبزه،مردان چشم بادامی خوشرو و چایخانه های سنتی مشخصه های سمرقند با 2500 سال قدمت است. سمرقند در کنار رودخانه زرافشان ، در طول تاریخ بارها دست به دست شده است.گاهی به تصرف اسكندر مقدوني درآمده،گاه به چنگ چنگيز افتاده و زمانی پایتخت تيمور لنگ بوده ، و اما این آخری در ازبکستان امیر تیمور نامیده می شود و نماد هویت ملی این کشور است.تیمور اگرچه در تاریخ ایران به خوبی اشتهار ندارد اما به دلیل تاثیر پذیری از تمدن ایرانی و توجه به بهره گیری از شاعران،هنرمندان،نویسندگان،معماران و صورتگران ایرانی، بانی عصر تیموری که یکی از اعصار تمدنی محسوب می شود، بوده است.در دوره تیمور سمرقند به "چهره دنیا" معروف شد و چهارده باغ شاعرانه بنام باغ هاي دلگشا و باغ بهشت داشت. بعد از تیمور هم فرزند او شاهرخ و نوادگانش خدمات زیادی به اشاعه مظاهر تمدن ایرانی در آسیای مرکزی نمودند.امروز نیز نه تنها در سمرقند بلکه در تمام ماورالنهر یا خراسان بزرگ بناهاي با عظمت ایرانی مربوط به دوره تيموريان قابل رویت است. هنوز هم سمرقند شبیه یک باغ بزرگ است و وجود درختان بلند در خیابانها و بلوارهای شهر ، باغ های ایرانی قدیم را تداعی می کنند.آن روز پس از ورود به سمرقند چند تن از شیعیان که به ایرانیان سمرقند معروفند از جمله شیخ محمد علی و پهلوان و چند نفر از ایرانشناسان از جمله آقای فرهاد علیزاده به استقبال ما آمدند.اولین مقصد ما چایخانه ای در مرکز شهر برای نوشیدن چای و رفع خستگی بود.این چایخانه ها در واقع همان قهوه خانه های ما هستند که اسم صحیح خود را حفظ کرده اند.مردم ازبکستان چای زیاد می خورند،حتی در بین غذا نیز به جای آب و نوشابه چای می نوشند.آنها چای را در پیاله می نوشند و هیچگاه پیاله را پر نمی کنند.می گویند اگر پیاله پر از چای باشد به این معنی است که میزبان می خواهد هرچه زودتر از مهمان خداحافظی کند،اما وقتی پیاله پر نیست میزبان مکررا با قوری برای مهمان چای می ریزد و این به معنی علاقه به مهمان است.