آمار پاک نوشته | هفته چهارم مرداد ۱۳۹۱

سیاست هویج و چماق طالبان

ملا محمد عمر، رهبر گروه طالبان در پیامی به مناسبت عید سعید فطر مدعی پیروزی در میدان جنگ شد. مرد شماره یک طالبان در این پیام، اعلام کرده است که «ویژگی منحصر به فرد» حملات تابستانی امسال طالبان، در این است که آنها به تمام نقاط افغانستان رسیده اند و نیروهای ائتلاف و افغان را در لاک دفاعی فروبرده اند. رهبر گروه طالبان همچنین گفته است که شلیک سربازان افغان به نیروهای بین المللی تحت رهبری ناتو، نتیجه نفوذ طالبان در صفوف نیروهای امنیتی افغانستان است. در رابطه با این پیام و اهداف ملاعمر از انتشار آن و تاثیر آن بر مذاکرات طالبان با دولت افغانستان را با محسن پاک آیین، رئیس ستاد افغانستان وزارت امور خارجه در میان گذاشته ایم که در زیر می خوانید:

امسال نیز ملاعمر به مناسبت عید فطر بیانیه ای منتشر کرده است. هدف ملاعمر از انتشار این بیانیه ها چیست؟ آیا می توان این مساله را تلاشی برای القاء رهبری مذهبی در افغانستان خواند؟

معمولا هر سال رهبر طالبان به مناسبت عید فطر با انتشار پیام، اعلام موضع می کند. اما پیام امسال چند نکته دارد. اول اینکه ملا عمر از پیروزی بر نیروهای خارجی و ادامه پیشرفت نیروهای خود در تابستان امسال، به تمامی نقاط افغانستان صحبت و اعلام کرده که این تهاجم ها نیروهای دولت افغانستان و متحدان ناتو را در موضع دفاعی قرار داده است. نکته دومی که باید در این پیام مورد توجه قرار گیرد، این است که وی هدف از ادامه حملات بر علیه نیروهای خارجی را گشودن راه مذاکره با آمریکا دانسته اما این مساله به معنی تسلیم شدن و گذشتن از اهداف طالبان نیست. این نکات نشان می دهد که طالبان، سیاست هویج و چماق را در قبال آمریکا دنبال کرده و با ادامه تهاجمات خود به دنبال گفت و گو با آمریکا و مبادلۀ زندانیان خود است. آمریکا هم از پیام ملا عمر عصبانی شده است به طوری که جان آلن، نماینده ناتو ملاعمر را مردی پریشان نامیده و به افراد دیوانه تشبیه کرده است.

طالبان در این بیانیه گفته که حاضر است پس از خروج نیروهای خارجی از افغانستان برای ایجاد یک "نظام اسلامی افغان شمول" با طرفهای افغانی مذاکره کند. تا چه حد این گفته منطقی و محتمل به نظر می رسد؟ آیا دولت افغانستان برای تقسیم قدرت با طالبان آمادگی دارد؟

در واقع طالبان با قاطعیت پیش شرط قبلی خود مبنی بر ضرورت خروج نیروهای ناتو در قبال گفت و گو با دولت افغانستان را تکرار کرده است. دولت افغانستان علاقمند به گفتگو با طالبان و مشارکت این گروه در قدرت می باشد؛ اما این علاقه یک طرفه است و طالبان تمایلی به گفتگو با دولت افغانستان نشان نداده و اعلام کرده که آمریکا را ریشه مشکلات افغانستان می داند؛ لذا در صورت تحقق پیش شرط های خود با واشنگتن مذاکره می کند. به نظر من در پیام ملاعمر، نشانه ای از تمایل این گروه برای مذاکره با دولت افغانستان دیده نمی شود و در واقع پیش شرط های طالبان، مذاکره با دولت را تعلیق به محال کرده است.

با توجه به رقابت های منطقه ای تا چه اندازه کشورهای همسایه و قدرت های منطقه ای با این مسئله یعنی ورود طالبان به قدرت در پاکستان موافقت دارند؟

مشکل امنیتی افغانستان راه حل نظامی ندارد و راه خروج ازمشکلات این است که مذاکرات صلح بین گروه های افغان از جمله طالبان انجام شود؛ در این مسیر چنانچه نیروهای خارجی از افغانستان خارج شوند، راه مذاکره هموار خواهد شد و کشورهای همسایه و منطقه نیز از این روند استقبال کرده و به برقراری امنیت و ثبات در این کشور کمک می نمایند. در مجموع اگر طالبان با پذیرش قانون اساسی افغانستان به روند صلح بپیوندد، مسیر آشتی ملی هموار خواهد شد.

در روزهای گذشته روزنامه های انگلیسی زبان تلگراف و وال استریت ژورنال گزارش داده بودند که ایران به طالبان اجازه داده در این کشور دفتر باز کنند. وال استریت ژورنال در همین زمینه و به نقل از مقام های افغان و منابع غربی گزارش داده که «یک عضو رهبری طالبان، شورای کویته، در اواخر ماه مه دفتری را در شهر زاهدان ایجاد کرده است». مقامات وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران این موضوع را رد کرده اند. با این وجود این سوال مطرح است که رویکرد ایران به طالبان چیست؟ آیا ممکن است زمانی ایران به این کار مبادرت کند؟

خبر تاسیس دفتر طالبان در زاهدان صحت نداشته و تکذیب شده است. جمهوری اسلامی ایران، دولت قانونی افغانستان را به رسمیت می شناسد و این دولت در تهران سفارت و در مشهد و زاهدان سرکنسولگری دارد و برنامه ای برای تاسیس دفتر طالبان در ایران وجود ندارد.

ریاست عمومی امنیت ملی افعانستان روز جمعه 27 مرداد در بیانیه ای اعلام کرد افرادی که سه روز پیش در ولایت نیمروز دست به حملات انتحاری گروهی زده اند، از ایران آمده بودند. این مسئله از چه جهت طرح می شود و آیا این دست مسائل بر روابط ایران و افغانستان تاثیرگذار نخواهد بود؟

ایران با دولت افغانستان رابطه ای دوستانه و با ثبات دارد و نه تنها در این کشور دخالت نمی کند بلکه با بی ثبات سازی این کشور مخالف است. لذا اتهام دخالت ایران در ایجاد ناامنی در افغانستان، بی اساس است و همواره تکذیب شده است. البته مرزهای طولانی دو کشور امکان تردد غیرقانونی اتباع ایرانی و افغان را محتمل می سازد و ما برای کنترل مرزهای خود با مسئولین امنیتی افغانستان همکاری های خوبی انجام داده ایم و در مورد اخیر هم اگر صحت داشته باشد، آماده تعیین هویت دستگیر شدگان و همراهی با دولت افغانستان جهت روشن شدن اهداف آنان هستیم.

منبع:دیپلماسی ایرانی

بودیسم سیاسی در میانمار

ورود راهبان بودايى به عرصه مبارزات سیاسی ،پديده نوين  میانماراست. در روزهاى آغازين ماه سپتامبر 2007  حدود ۱۰ هزار راهب بودايى با لباس سرخ و نارنجى حركت منظم و آرام خويش را از معبد معروف شوئيداگون آغاز كردند،آنان با تظاهرات خود خواهان اصلاحات اقتصادی و سیاسی بودند. راهبان بودايى  خواهان سه اقدام فورى از سوى دولت نظامى اين كشور شدند. تقاضای اول آن ها كاهش بهاى مايحتاج عمومى، تقاضای دوم آزادى تمام زندانيان سياسى از جمله آنگ سان سوچى مخالف سیاسی دولت و درخواست سوم  مذاكره با نيروهاى طرفدار دموكراسى براى حل بحران و اختلافات موجود و آشتى ملى بود.مردم بودائی میانمار نیز به سرعت به آنان پیوسته و تظاهرات گسترده ای را رقم زدند.راهبان میانمار گرچه در ساليان گذشته نيز به صورت پراكنده در جرگه مبارزه با حكومت نظامى وارد شده بودند اما براى نخستين باربود كه  رشته رهبرى يك جنبش سياسى را دردست مى گرفتند.خيزش راهبان به حدى دامن گستر بود كه در عرض كمتر از يك هفته بستر يك قيام همه جانبه را مهيا ساخت و جنبش سال ۲۰۰۷ میانمار به نام  "فرزندان بودا" ثبت شد.

پس از اين بود كه باب تحليلى تازه درباره نقش اين نيروى نوظهور گشوده شد. اتفاقات میانمار بيش از اهل سياست براى كارشناسان و عالمان دينى يك رويداد پرمعنا شد. زيرا در پرتو اين حوادث، پاى غيرسياسى ترين مذهب موجود جهان به متن نزاع سياسى كشيده شد.

در رجوع به آموزه هاى مكتب بودا آثار و نشانى از دعوت به مبارزه سياسى نيست. آن گونه كه محققان تاريخ اديان روايت كرده اند ميراث دينى بودا مجموعه اى از تعاليم اخلاقى وعرفانى است و اين آئين همانند كنفوسيوس در شمار مكاتبى است كه دعوت به آرامش و صلح مى كند.

پيشواى راهبان میانمارى با آنكه خود در قرن جنگ ها ونزاع ها- قرن ششم پيش از ميلاد- زيست اما راه زهد و رهبانيت و رياضت را برگزيد و ازمقوله حكومت و جنگ فرسنگ ها فاصله گرفت.

میانمار امروز با پديده اى نو به نام «بوديسم میانمارى » روبرو شده ايم كه از هرنظر با تلقى تصور هواداران اين دين در خاور دور و شبه قاره متفاوت است .نسل جديد مريدان بودا در میانمار با تفسير و تعريفى جديد از رابطه اين مذهب با سياست به ميدان مبارزه گام نهاده اند. اين، يك اتفاق نو نه فقط درعالم سياست كه در گستره مذاهب است كه راهبان معبد خويش را كانون مبارزه سياسى قرار داده و از نفوذ روحانى خويش در جامعه براى بسيج و تهييج سياسى توده بهره مى گيرند.

به باور محققان خاور دور، پيوند سياست و بوديسم در میانمار از زمانى به بارنشست كه« تفكر ملى گرايى» در ايام حاكميت استعمارگران بر اين سرزمين نضج گرفت و راهبان امروز نيز دقيقاً به تأسى از همين تفكر ميهن پرستانه بيرق مبارزه را بردوش گرفتند. در تجربه تاريخى  میانمار كه ۸۹ درصد مردم تابع مذهب بودا هستند تفكر ملى گرايى نخستين بار از سوى گروهى به نام «انجمن مردان جوان بودايى» مطرح شد. اين انجمن به سرعت در تمام ميانمار هوادارانى پيدا كرد. نهضت راهبان بودايى برشانه هاى همين تفكر ملى گرايى است كه در   ميانمار استوار مى شود. تلاش براى آزادى سرزمين زمانى كه تحت نفوذ انگليسى ها قرار داشت نخستين حركت اين جنبش بود. در اين مقطع كه سال هاى دهه ۶۰ را دربر مى گيرد نهضت راهبان بودايى رهبران و قهرمانان زيادى پيدا مى كند كه آشناترين آنها راهب اوتاما، سيندا و ويسارا هستند. نسل جديد راهبان در حركت جديد خويش الهام زيادى از اين قهرمانان گرفته اند بويژه راهب ويسارا كه به دليل مرگ قهرمانانه اش بر اثر اعتصاب غذا در زندان يانگون تأثيرى بسزا درميان راهبان امروز گذاشته است.

گذشته از محبوبيتى كه راهبان امروز به لحاظ سياسى درميان مردم میانمار یافته اند، واقعيت هاى تاريخى میانمار گوياى آن است كه درميان كشورهاى تابع بوديسم، میانمار جايگاهى استثنايى دارد.

به گفته برخى ناظران، راهپيمايى تاريخى كه راهبان از شهريورماه 1386  شروع كردند، محصول همان عهد نامه اى است كه در آن روز تولد بودا بسته مى شود. در واقع بزرگان جماعت راهب كه در جشنى نمادين در اين روز به ياد پيشوايشان درخت بودا را آبيارى مى كنند قرار يك قيام بزرگ را مى ريزند. راهبان میانمار با شروع اين جنبش نه تنها به جاى رداى رهبانيت جامه سياست پوشيده اند كه پيوندى تازه با دنياى سياست خارج يافته اند. آنها در مسيرى گام نهادند كه پيش از اين راهب سرشناس تبت یعنى دالايى لاما طى كرده بود. با تجربه میانمار مى توان گفت كه راهب نه تنها يك عنصر سياسى است كه مى تواند شريك يك بازيگر بين المللى هم باشد. آنها طى ساليان طولانى در صومعه خود از بديهى ترين لوازم جهان ارتباطات اعم از تلويزيون و ماهواره منع مى شدند و از مواهب اين دنيا تنها يك دست لباس و يك كشكول به ارث برده بودند. اين بار دريچه اى از ارتباط با جهان جديد گشوده شده است.قطعا يكى از مهمترين چالش هاى آینده میانمار نوع تعامل حكومت نظامى میانمار با بودائیان سیاسی خواهد بود.

     پیروزی صلح،با گفتمان بین الافغانی - گفتگو با ملت ما

سودابه رخش/ تحركات امريكا و افغانستان براي مذاكره با طالبان بالا گرفته است. در روزهاي اخير اسامي برخي رهبران طالبان از ليست سياه حذف شده است و زمزمه‌هاي آزادي زندانيان طالبان از زندان گوآنتانامو به گوش مي‌رسد. امري كه طالبان با آغوش باز آن را پذيرفته و نتيجه آن را انعطاف‌پذيري در ميان رهبران خود عنوان كرده‌ است. اما سوال اين‌جاست كه بده بستان‌هاي امريكا و طالبان تا چه ميزان مي‌تواند مذاكرات را به سرمنزل مقصود نزديك كند؟ و افغانستان به عنوان كشور ميزبان بي‌ثبات، كجاي معادلات صلح قرار دارد؟ گفت‌وگوي پيش رو «ملت ما» با محسن پاك آيين، رئيس ستاد افغانستان وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران به اين سوالات پاسخ مي‌دهد.

ارزيابي شما از تلاش‌هاي جديد امريكا و دولت افغانستان براي مذاكره با طالبان چيست؟

در حال حاضر افغانستان در مقطع بسيار حساسي قرار دارد. با خروج نيروهاي امريكا تا سال 2014، دولت افغانستان مجبور است كه به دنبال صلح و ثبات در افغانستان باشد و صلح بدون مشاركت همه گروه‌هاي افغاني امكان‌پذير نيست. در واقع در روند يك گفتمان بين الافغاني است كه صلح در اين كشور حاكم مي‌شود. در همين حال گروه طالبان مواضع گذشته خود را تعديل كرده و تمايل به فعاليت‌هاي سياسي در اين گروه آشكار شده است.

 

در مجموع نفس مذاكره دولت افغانستان با طالبان براي دستيابي به صلح اقدامي مفيد تلقي مي‌شود اما مشكل اصلي در اين ميان مديريت امريكا در اين مذاكرات است. امريكا بر آن است كه مديريت اين مذاكرات را به عهده خود بگيرد اما اهداف او با مردم افغانستان در يك مسير نيست. به همين دليل تلاش‌هاي امريكا به جاي آن‌كه در مسير صلح باشد، باعث مشكلات ديگري شده است.

 

اهداف امريكا براي ادامه روند صلح و مذاكره با طالبان در افغانستان چيست؟

اهداف امريكا به‌طور مقطعي بحث رياست‌جمهوري امريكا است. آقاي اوباما به عنوان كانديداي رياست‌جمهوري امريكا بر آن است كه خود را به عنوان نامزدي صلح طلب مطرح كند و چهره صلح‌جويانه‌اي را به نمايش بگذارد. در واقع اوباما مي‌خواهد صلح در افغانستان را به عنوان يك دستاورد و در جهت سياست تغيير كه پيش از اين اعلام كرده بود، مطرح كند.اما در نهايت چه اين مذاكرات به نتيجه برسد و چه بدون دستاوردي براي امريكا منتفي شود، ناتو به دليل مخالفت مردم افغانستان مجبور خواهد بود كه افغانستان را ترك كند. اما به‌طور كلي نمايش تبليغاتي دستاوردهاي صلح‌جويانه امريكا حركتي براي پيروزي اوباما در انتخابات آتي است. اما هدف ديگر امريكا اين است كه بعد از 2014 نيز بخشي از نيروهايش را در افغانستان حفظ كنند و آنها را از خيابان‌ها به پايگاه‌هاي نظامي منتقل كنند. به همين منظور امريكا به موافقت طالبان نياز دارد.

 

موانع پيش روي مذاكرات صلح چيست و امكان تحقق خواسته‌هاي دو طرف تا چه حد امكان‌پذير است؟

موانع متعددي بر سر اين مذاكرات قرار دارد كه يكي از اين موانع پيش شرط‌هاي دو طرف است. نخستين پيش‌شرط طالبان آزادي زندانيان اين گروه از زندان گوانتانامو است. شرط ديگر طالبان اين است كه به عنوان يك گروه مستقل و امارت خودمختار وارد مذاكرات صلح شود اما امريكايي‌ها با اين خواسته موافقت نمي‌كنند چرا كه در اين صورت دولت جديد را پذيرفته و حاكميت افغانستان را زير پا گذاشته است. در مقابل شرط‌هاي طالبان، امريكايي‌ها نيز خواسته‌ها و پيش‌شرط‌هايي دارند.

 

امريكايي‌ها از طالبان مي‌خواهند كه اسلحه‌ها را زمين گذاشته و به نظامي‌گري پايان دهند. از سوي ديگر امريكا انتظار دارد كه طالبان به گروهي سياسي تبديل شده و قانون اساسي افغانستان را بپذيرد، پيش‌شرط‌هايي كه از سوي طالبان مورد پذيرش قرار نمي‌گيرد. از سوي ديگر مذاكره با طالبان مخالفت‌هايي را به دنبال داشته است. جمهوريخواهان امريكايي با انتقاد از سياست اوباما در اين مورد مي‌گويند كه اين امر در مغايرت با روند جنگ با تروريسم است. افغانستان و پاكستان نيز هر كدام به نوعي مخالف اين روند هستند. آنها معتقدند كه مذاكره امريكا با طالبان انتظار طالبان را بالا مي‌برد و موجب بيش‌تر شدن توقع آنها مي‌شود.

با اين اوصاف چه چيزي مي‌تواند ضامن موفقيت در مذاكرات صلح باشد؟

اگر امريكا پاي خود را از اين مذاكرات كنار بكشد و مديريت اين مذاكرات به دست شوراي عالي صلح افغانستان به رياست صلاح الدين رباني بيفتد و آنها وارد گفتمان با طالبان شوند در آن صورت احتمال به نتيجه رسيدن اين مذاكرات بيش‌تر خواهد شد. طالبان برخي از رويكردهاي خود نسبت به قبل را تغيير داده است و بيش‌ترين انتقاد آنها به حضور نيروهاي خارجي در افغانستان است، موضوعي كه در عمليات‌هاي اين گروه در قبال نيروهاي ناتو و امريكايي نيز روشن شده است. از اين رو آينده مذاكرات صلح در ميان گروه‌هاي افغاني روشن‌تر است.

نقش پاكستان به عنوان يكي از كشورهاي تاثيرگذار در اين عرصه چه خواهد بود؟ آيا پاكستاني‌ها در مذاكرات صلح با دولت افغانستان همكاري خواهند كرد يا مانند روال گذشته روابط استراتژيك خود با امريكا را ادامه خواهند داد؟

پاكستان امروز با دولت امريكا مشكلات جدي دارد و با توجه به ديدارها و نشست‌هاي اخير مقامات افغانستان و پاكستان به نظر مي‌رسد روابط كابل – اسلام‌آباد رو به بهبود است.

منبع: http://www.mellatonline.net/index.php/world/183-dialogue/24085-1391-05-25-07-10-09