آمار پاک نوشته | هفته چهارم آبان ۱۳۹۹

بایدن و غرب آسیا، تحولات به کدام سو می‌رود؟

جو بایدن احتمالا از اول بهمن پای به کاخ سفید خواهد گذاشت و یکی از مسائلی که مورد توجه تحلیل‌گران قرار گرفته، نوع رویکرد او درباره غرب آسیا است.

بایدن و غرب آسیا، تحولات به کدام سو می‌رود؟

به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، در حالی که دوره انتقال ریاست جمهوری در آمریکا فرارسیده و با تنش‌های مختلفی نیز مواجه است، تحلیل‌های مختلفی درباره رویکرد سیاست خارجی رئیس جمهور آینده آمریکا - که از منظر برآورد رسانه‌های اصلی آمریکا «جو بایدن» دموکرات است - در قبال مناطق مختلف دنیا به ویژه منطقه راهبردی غرب آسیا مطرح می‌شود. سخنان بایدن در دوران رقابت‌های انتخاباتی، اعم از رقابت‌های درون‌حزبی دموکرات‌ها و رقابت نهایی با «دونالد ترامپ»، بعضی اطلاعات را در خصوص رویکرد او ارائه می‌کنند که البته باید دید در عرصه عمل تا چه اندازه با واقعیت تطبیق خواهند یافت.

در همین خصوص، روزنامه صهیونیستی جروزالم‌پست در تحلیلی عنوان می‌کند که در دوره بایدن احتمالا تغییراتی در سیاست آمریکا در قبال موضوع فلسطین رخ خواهد داد و احتمال دارد که طرح موسوم به معامله قرن تعلیق شود.

 

 

بسیاری از تحلیلگران البته معتقدند که سیاست حمایت از رژیم صهیونیستی کماکان در دستورکار بایدن قرار خواهد داشت.

روزنامه دی پرسه ۱۹ آبان ماه در تحلیلی نوشته که رویکرد آمریکای دوران بایدن در قبال عربستان سعودی تغییر خواهد کرد. 

در این اواخر که تحولاتی در منطقه غرب آسیا رخ داد از جمله روند عادی‌سازی روابط برخی از کشورهای عربی (امارات، بحرین و سودان) با رژیم صهیونیستی، این سوال مطرح شد که آیا این روند عادی‌سازی روابط ادامه خواهد یافت و عمان، قطر، کویت و حتی عربستان نیز به این روند خواهند پیوست و یا روند مذکور متوقف خواهد شد؟

در همین زمینه، «کریم الخیکانی» تحلیلگر سیاسی عراق بر این باور است که با ریاست جمهوری «جو بایدن»، طرح ایجاد اقلیم سنی و جدایی منطقه کردستان را در ذهن برخی طرف‌ها زنده خواهد شد و منازعه سیاسی آتی در عراق احتمالا پس از برگزاری انتخابات زودهنگام در عراق آغاز می‌شود.(اینجا بخوانید)

در همین خصوص «سید هادی سید افقهی» تحلیلگر مسائل غرب آسیا و «محسن پاک آیین» سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان در گفت‌وگویی با خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، به مواردی که جو بایدن در منطقه مهم غرب آسیا با آن روبرو است و سیاست‌هایی که احتمالا دنبال خواهد کرد، پرداختند.

*سیدافقهی: موضوعات فراروی بایدن

سید هادی سید افقهی در این گفت‌وگو با بیان اینکه سیاست راهبردی آمریکا سیاست ثابتی نسبت به چند موضوع مهم است، گفت: ‌هر رئیس‌جمهوری بر سر کار بیاید چه از حزب جمهوری‌خواه و چه دموکرات، این سیاست‌ها خیلی جا به جا نمی‌شود، چرا که راهبردی هستند و سیاست‌های راهبردی را روسای جمهور نمی‌توانند جا به جا کنند.

وی افزود: چون این سیاست‌های یک نظام است و یک نظام مجموعه‌ای از ارگان‌های نظامی، امنیتی، سیاسی، قانونگذار و اقتصادی و تبلیغاتی است. بنابراین هر رئیس جمهوری در آمریکا بر سر کار بیاید با چند موضوع مهم در منطقه غرب آسیا منهای پرونده ایران که یک بحث مستقلی می‌طلبد، روبرو است و این موضوعات فراروی جو بایدن نیز خواهد بود.

این تحلیلگر مسائل غرب آسیا یکی از این سیاست‌های ثابت را موضوع همکاری با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برشمرد و افزود: هر چند به لحاظ تاکتیکی و سازوکار و اولویت‌ها، آقای جو بایدن ممکن است سیاستی را در سطح تاکتیکی اتخاذ کند، سیاست پرخاشگرانه و اهانت آمیز و دوشیدن اعضای شش گانه شورای همکاری خلیج فارس، ولی قطعا به عنوان شش کشور در تیول و تحت سلطه، فرمانبردار و حافظ منافع آمریکا هم به لحاظ اقتصادی و هم به لحاظ پایگاه نظامی و کریدور آبی بسیار مهم، بایدن باید با این کشورها تعامل داشته باشد که هم آنها را حفظ و هم منافع آمریکا را تامین کند. از عربستان سعودی گرفته که برادر بزرگ اینهاست، تا کشورهای امارات و بحرین که در حال تثبیت عادی‌سازی رابطه با رژیم صهیونیستی هستند و همچنین عمان، قطر و کویت که منتظر نوبت‌شان هستند تا وارد مسئله عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی شوند.

سیدافقهی با بیان اینکه این یکی از پرونده‌های مهم فراروی سیاست خارجی بایدن است، اظهار داشت: البته باید ببینیم که چه کسی عهده‌دار وزارت امور خارجه می‌شود و خطوط کلی را اجرا می‌‌کند.

* رژیم صهیونیستی در رأس اولویت‌های آمریکا

وی پرونده دیگری که در رأس اولویت‌های آمریکاست را رژیم صهیونیستی برشمرد و افزود: بحث حفظ اقتدار و برتری رژیم صهیونیستی، حمایت‌های مالی، امنیتی، اقتصادی و نظامی از رژیم صهیونیستی و بحث کمک مالی و تسلیحاتی بلاعوض برای سرکوب فلسطینی‌ها مطرح است، ولی اینها را جو بایدن در یک حالت فریب انجام خواهد داد، چون دموکرات‌ها کلا مورد حمایت اکثریت یهودیان آمریکا هستند و بسیاری از یهودیان آمریکا می‌ترسند که یک اسرائیل یکپارچه تشکیل شود و می‌دانند اگر چنین شود اوضاع منطقه به نفع آنها پیش نخواهد رفت.

این تحلیلگر مسائل غرب آسیا ادامه داد: برخی یهودیان که اساسا مشروعیت رژیم صهیونیستی را قبول ندارند و دیگر گروه‌های چپ آمریکایی و اسرائیلی، هنوز بر این باورند که می‌شود یک چیزی به فلسطینی‌ها داد و آنها را ساکت کرد، حالا تحت عنوان طرح دو دولت یا دولت خودگردان که بدین وسیله رژیم صهیونیستی در یک حاشیه امنی قرار می‌‌گیرد. بحث عادی‌سازی‌ها و انعقاد پیمان‌هایی که با مصر، اردن و فلسطینی‌ها در زمان یاسر عرفات صورت گرفت، بحث مهمی است.

*چالش‌های فراروی جو بایدن در ارتباط با پرونده رژیم صهیونیستی و فلسطین/ آیا بایدن معامله قرن را فریز می‌کند و یا چراغ خاموش و موتور روشن آن را ادامه می‌دهد؟

سیدافقهی بیان کرد: اینجا آقای جو بایدن با چند چالش در ارتباط با پرونده رژیم صهیونیستی و فلسطین روبرو است. بحث معامله قرن، یک طرح بین‌المللی و رسمی سازمان ملل و شورای امنیت نیست، این طرح از جیب آقای ترامپ بیرون آمد.

 

 

این تحلیلگر مسائل غرب آسیا پرسید: آیا تا اینجا که ترامپ و دامادش «جرد کوشنر» چند گام برای تحقق معامله قرن برداشتند، مثل انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس و توقف کمک‌های مالی به فلسطینی‌ها، بستن دفاتر حکومت خودگردان در آمریکا، فشار به کشورهای عربی برای عادی‌سازی روابط، جو بایدن طرح معامله قرن را ادامه خواهد داد؟ یا این طرح را فعلا فریز و منجمد می‌کند و همان طرح اوباما مبنی بر توقف گسترش شهرک نشین‌ها و الحاق سرزمین‌های دیگری به خاک فلسطین اشغالی و راه‌حل دو کشور را می‌خواهد اجرا کند؟ یا اینکه به نحوی چراغ خاموش و موتور روشن معامله قرن را ادامه و فشارها را به کشورهای عربی که هنوز اقدام به عادی‌سازی روابط نکرده‌اند، بیشتر می‌کند؟ اینها محل سوال و چالش فراروی جو بایدن است.

*پاک آیین: به نظر می‌رسد دولت بایدن از طرح بزرگ معامله قرن حمایت نکند

محسن پاک آیین سفیر پیشین ایران در باکو و تایلند نیز در همین خصوص در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با بیان اینکه آقای جو بایدن یک دموکرات است و همان رویکرد دموکرات‌ها را به احتمال قوی دنبال خواهد کرد، اظهار داشت: به دلیل اینکه در دوره اوباما معاون اول بود و در طراحی سیاست خارجی اوباما سهم جدی داشت، می‌توان انتظار داشت مبانی اصلی فکری که در آن زمان بر سیاستمداران آمریکا در دوره اوباما حاکم بود، مجددا مطرح و احیا شود، مثل توجه آمریکا به چند جانبه‌گرایی و نهادهای بین‌المللی که تقریبا توسط آمریکا در مقاطع مختلف تاسیس شدند و همچنین طرح دوره‌ای موضوع حقوق بشر و کاهش ارسال سلاح به کشورهای جهان.

 

 

وی بیان کرد: به نظر می‌رسد جو بایدن به دنبال این موارد باشد و سیاست‌هایی که در دوره ترامپ باعث شد آمریکا در انزوا قرار بگیرد را تغییر دهد.

سفیر اسبق ایران در تایلند بیان کرد: به نظر می‌رسد دولت بایدن از طرح بزرگ معامله قرن حمایت نکند؛ به دلیل اینکه، این طرح به دنبال این است که بخشی از کرانه باختری به اسرائیل الحاق شود و این مغایر قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت است.

وی افزود: در واقع براساس این قطعنامه، اکثر کشورهای جهان که با رژیم صهیونیستی رابطه دارند و همچنین دموکرات‌ها و اتحادیه اروپا، به راه‌حل دو دولت در سرزمین‌های اشغالی متعهد و معتقد هستند. یعنی دو دولت مستقل باید ایجاد شود، یک دولت فلسطینی و یک دولت اسرائیلی که البته این موضوع مورد مخالفت رژیم صهیونیستی است. به همین دلیل به نظر می‌رسد دولت بایدن از معامله قرن و الحاق کرانه باختری به اسرائیل حمایت نکند و در ارتباط با بلندی‌های جولان هم یا سکوت می‌کند یا حداقل این بخش از سوریه را جزو خاک سرزمین‌های اشغالی و رژیم صهیونیستی نخواهد دانست و اسرائیل را مالک مناطق جولان معرفی نخواهد کرد.

پاک آیین گفت: به نظر می‌رسد بایدن سیاست مخالفت با افزایش ساخت شهرک‌ها در مناطقی که مجاور با فلسطین است و شورای امنیت سازمان ملل ساخت شهرک را در این مناطق برای یهودی‌ها ممنوع کرده را دنبال کند.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به رویکرد تند نتانیاهو و ارتباط بسیار نزدیکش با ترامپ که موجب رادیکال شدن سیاست‌های رژیم صهیونیستی شد، اظهار داشت: احتمالا بایدن سعی خواهد کرد این رادیکالیسم را کاهش دهد. 

سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان با بیان اینکه بایدن ارتباط نزدیکی با یهودیان آمریکا دارد و گفته می‌شود ۷۷ درصد یهودیان آمریکا به بایدن رای داده‌اند، توضیح داد: یهودیان آمریکا مخالف رادیکالیزه شدن سیاست‌های رژیم صهیونیستی علیه فلسطین و منطقه هستند و این را جزو منافع رژیم صهیونیستی نمی‌دانند و بلکه باعث اتحاد بیشتر اعراب و جهان اسلام علیه این رژیم می‌دانند، ولذا طرح‌های رادیکال مثل انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس یا طرح معامله قرن و الحاق کرانه باختری به سرزمین‌های اشغالی را نمی‌پذیرند.

* پاک آیین: تامین امنیت اسرائیل اولویت آمریکاست

پاک آیین اضافه کرد: بایدن هم برای اینکه یهودیان معتدل را قانع کند و هم در مقابل سیاست‌های تند نتانیاهو بایستد، احتمالا سیاست‌های معتدل‌تری را دنبال خواهد کرد. البته این بدان معنا نیست که منافع فلسطین را بر منافع رژیم صهیونیستی ترجیح بدهد. تامین امنیت اسرائیل همیشه یکی از اصول آمریکاست و همه دولت‌های آمریکا خود را متعهد به تامین امنیت این رژیم می‌دانند و بایدن هم قطعا این سیاست را دنبال خواهد کرد و منافع اسرائیل را بر منافع کشورهای منطقه ترجیح می‌دهد.

 

 

سفیر پیشین ایران در باکو متذکر شد: اینکه می‌گوییم ممکن است سیاست‌های ترامپ را دنبال نکند، به این معنا نیست که حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی کمتر شود، بلکه سیاست‌هایی را اتخاذ می‌کند که به نفع رژیم صهیونیستی و خروج این رژیم از انزوا و تعامل بیشتر آن با دنیا و قابل پذیرش بودن سیاست‌های اسرائیل برای جامعه جهانی خواهد بود، اما به صورت نرم.

وی خاطرنشان کرد: فرق جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در اعمال سیاست‌های خود در مناطق مختلف این است که جمهوری‌خواهان معمولا سیاست‌های سخت را دنبال و سعی می‌کنند با خشونت و جنگ کارها را به پیش ببرند، ولی دموکرات‌ها به صورت نرم و مخملی کارها را دنبال می‌کنند.

پاک آیین گفت: در مجموع به نظر می‌رسد رویکرد بایدن در قبال موضوع فلسطین یک رویکرد نرم خواهد بود که در عین حالی که منافع رژیم صهیونیستی را دنبال می‌کند، سعی خواهد کرد که  سیاست‌های رادیکال نتانیاهو را مهار کند تا اسرائیل بتواند با دنیا کار کند و شرکای بیشتری را برای تحقق اهدافش داشته باشد.

*سیدافقهی: بایدن می‌خواهد هر چه سریع‌تر پرونده یمن بسته شود

از سوی دیگر سیدافقهی تحلیلگر مسائل غرب آسیا در گفت‌وگو با فارس به موضوع یمن اشاره کرد و افزود: موضع‌گیری‌های آقای جو بایدن در خلال سخنرانی‌ها و گله‌های شدید از عربستان در پرونده یمن کاملا نشان می‌داد که می‌خواهد هر چه سریع‌تر پرونده یمن بسته شود و هزینه آن را باید سعودی‌ها بپردازند. چون مسئله «جمال خاشقچی» هم هست و از این لحاظ به عربستان فشار خواهد آورد، مخصوصا موضع منفی دو سال پیش آقای جو بایدن در ارتباط با کشته شدن جمال خاشقچی روزنامه‌نگار معروف سعودی هم شاهدی بر این موضوع است.

*پاک آیین: احتمالا دولت بایدن به دنبال یافتن راه‌حل‌هایی سیاسی برای حل مشکل یمن باشد

در همین خصوص پاک آیین نیز عنوان کرد: در بحث یمن اگرچه یمنی‌ها اعلام کردند که به بایدن امیدوار نیستند، چون همچون لابی صهیونیستی و سعودی به دنبال بی‌ثبات‌سازی و تخریب یمن است، ولی در چارچوب سیاست‌های حقوق بشری که معمولا دموکرات‌ها دنبال می‌کنند و به دلیل اینکه بایدن علاقه‌مند نیست از سیاست‌های عربستان سعودی در تجاوز به یمن حمایت کند، احتمال داده می‌شود دولت آمریکا در دوره بایدن به دنبال یافتن راه‌حل‌هایی سیاسی برای حل مشکل یمن باشد.

*سیدافقهی: مباحث خیلی جدی عراق فراروی بایدن

سیدافقهی در ادامه این گفت‌وگو بحث سوریه و عراق را از دیگر موارد فراروی جو بایدن برشمرد و افزود: مباحث خیلی جدی عراق فراروی آقای جو بایدن است که می‌خواهد نیروهای آمریکایی را نگهدارد یا خارج کند و این هم داستانی است چون پارلمان عراق مصوبه دارد مبنی بر لغو همکاری‌های استراتژیک عراق و آمریکا و اینکه نیروهای آمریکایی باید عراق را ترک کنند.

*پاک آیین: روابط دولت عراق و آمریکا در دوره بایدن تقویت خواهد شد 

در همین حال پاک آیین دیپلمات پیشین ایران در باکو درباره سیاست جو بایدن در قبال عراق با بیان اینکه عراقی‌ها در دوره تصدی ترامپ خیلی با مشکل مواجه بودند، اظهار داشت: دولت آمریکا  با ایجاد و تجهیز داعش و گروه‌های تروریستی و استفاده از آنها علیه دولت‌های مختلف در عراق و ایجاد بی ثباتی در این کشور، نیروهای خودش را به بهانه مبارزه با تروریسم و همچنین جلوگیری از نفوذ ایران وارد عراق کرد و باعث شد عراق در مسیر بی‌ثباتی حرکت کند و در آخرین تحول هم در اقدامی تروریستی و با به‌شهادت رساندن «سپهبد شهید قاسم سلیمانی» و «ابومهدی المهندس» نشان داد که آمریکا با دست باز و خلاف جهت سیاست‌های دولت عراق و بدون اعتنا به این دولت، اقداماتی را در عراق انجام می‌دهد.

وی گفت: به طور طبیعی دولت عراق از آقای بایدن استقبال خواهد کرد و این مسئله باعث خواهد شد که بایدن توجه بیشتری به عراق کند و به نظر می‌رسد روابط آمریکا و عراق در دوره بایدن بهتر از دوران ترامپ خواهد بود.

سفیر پیشین ایران در تایلند با اشاره به اظهارات بایدن مبنی بر اینکه به دنبال کاهش نیروهای آمریکایی در غرب آسیاست، اظهار داشت: احتمالا در اجابت مصوبه مجلس عراق مبنی بر خروج نیروهای آمریکایی از این کشور، به تدریج نیروهای خودش را از عراق خارج کند و یا اینکه سعی کند این نیروها در چارچوب مقررات دولت عراق فعالیت‌های خودشان را انجام دهند و بیشتر از شکل نظامی به شکل آموزشی تغییر پیدا کنند.

وی با ذکر این نکته که به نظر می‌رسد روابط عراق و آمریکا در دوره بایدن چه در حوزه دوجانبه و اقتصادی و چه در حوزه‌های امنیتی و فرهنگی تقویت شود، عنوان کرد: به لحاظ فرهنگی و اجتماعی معتقدم بایدن سعی خواهد کرد نهادهای دموکراتیک و حقوق بشری را تحت عنوان حمایت از جامعه مدنی در عراق فعال کند و تعدادشان را افزایش دهد.

به گفته پاک آیین حرکت نرمی که در دوره اوباما شروع شد برای اینکه کشورهای اسلامی ارزش‌های فرهنگی آمریکا را بپذیرند و از ارزش‌های اسلامی خود فاصله بگیرند، احتمالا به صورت نرم در دوره بایدن در عراق نیز دنبال خواهد شد.

* تحریم‌های آمریکا علیه لبنان و عدم تشکیل کابینه توسط الحریری

سیدافقهی در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار فارس به مسئله لبنان و فشار به حزب الله و تحریم‌های آمریکا که ترامپ وضع کرده و باعث تنگناهای اقتصادی در لبنان شده اشاره کرد و گفت: هنوز با وجود اینکه از مدت قانونی گذشته، سعدالدین الحریری نتوانسته کابینه لبنان را تشکیل دهد. چون از یک طرف نیم نگاهی به حزب الله دارد که باید کابینه را تایید کند و از آن طرف هم نیم نگاهی به آمریکا دارد که نباید از حزب الله در کابینه کسی حضور داشته باشد.

 

 

* پاک آیین: بعید می‌دانم سیاست‌های ترامپ در قبال لبنان در دوران بایدن تغییر کند 

پاک آیین هم درباره سیاست جو بایدن در قبال لبنان معتقد است که دولت بایدن همان سیاستی که در ارتباط با سوریه دنبال می‌کند در ارتباط با لبنان دنبال خواهد کرد یعنی تامین منافع رژیم صهیونیستی و امنیت این رژیم و افزود: بعید می‌دانم سیاست‌های ترامپ در قبال لبنان در دوران بایدن تغییر کند. به دلیل حمایت تمام عیار آمریکا از اسرائیل و خصومت دیرینه‌ای که آمریکا با حزب الله در لبنان دارد، احتمالا فشارهای آمریکا بر لبنان با هدف انزوای حزب الله و کاهش نقش حزب الله در سیاستگذاری در لبنان و تامین منافع رژیم صهیونیستی ادامه یابد.

وی یادآور شد: البته ممکن است شکل نرمی پیدا کند و یا این سیاست‌ها از طریق فرانسه دنبال شود به این خاطر که در اواخر دولت ترامپ، این ماکرون بود که سیاست‌های آمریکا را به نیابت از آمریکا در لبنان دنبال کرد.

به باور پاک آیین توسعه طلبی و مداخله آمریکا به صورت نرم در لبنان ادامه می‌یابد.

*چالش‌های بایدن در سوریه

سیدافقهی همچنین در این گفت‌وگو عنوان کرد: بحث خروج نیروهای آمریکایی از شرق سوریه و جمع کردن پایگاه‌های غیرقانونی و نامشروع آمریکا در خاک سوریه از جمله دیرالزور و حسکه هم مطرح است و همچنین تسلط بر چاه نفت و سرقت نفت سوریه، هر چند کم باشد، حرکت زشتی است.

سیدافقهی به بحث رابطه با کُردها هم اشاره کرد و افزود: با عقب نشینی آمریکا از شمال سوریه پشت کُردها خالی شد و به شدت از ترامپ گله‌مند بودند که ما را طعمه و لقمه نرم و چرب اردوغان قرار داد و اردوغان ما را ۳۵ کیلومتر از مرز شمال سوریه دور کرد. این پروند‌ه‌ها مهمترین چالش‌ها و اولویت‌هایی است که جو بایدن باید در سوریه با آنها برخورد و آنها را حل کند.

*پاک آیین: بایدن به دنبال بی ثباتی سوریه خواهد بود

در همین راستا محسن پاک آیین در خصوص سیاست جو بایدن در قبال سوریه معتقد است که این سیاست را باید در راستای سیاست بایدن برای تامین منافع رژیم صهیونیستی تعریف کرد و افزود: به همین خاطر بعید می‌دانم که بایدن به دنبال این باشد که نفوذ آمریکا و نیروهای آمریکایی را در سوریه کاهش دهد. به این خاطر که اگر سوریه قدرت بگیرد و مستقل باشد، قطعا یک مشکل جدی امنیتی برای رژیم صهیونیستی به وجود خواهد آمد و بایدن سعی خواهد کرد در جهت بی‌ثباتی سوریه و به عبارتی دیگر در جهت تضعیف سوریه و محور مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی عمل کند.

وی افزود: احتمالا بایدن از سیاست‌های ترکیه در سوریه حمایت کند و نوعی گرایش به تجزیه سوریه را بروز بدهد. به لحاظ نرم بایدن سعی خواهد کرد نفوذ آمریکا را در سوریه حفظ کند و اجازه ندهد که محور مقاومت قدرت بگیرد.

پاک آیین همچنین گفت: بر این باورم که بایدن هم مثل ترامپ سیاست اعمال تحریم علیه دمشق را ادامه خواهد داد و فشارهای آمریکا بر سوریه در جهت تامین منافع رژیم صهیونیستی کماکان ادامه خواهد یافت.

* سیدافقهی: تلاش برای بازگرداندن قطر به جرگه شورای همکاری خلیج فارس

سیدافقهی تحلیلگر مسائل غرب آسیا همچنین به بحث احتمال مصالحه قطر با عربستان اشاره کرد و افزود: در دوران بایدن احتمالا به عربستان فشار بیاورند که گسل ژله‌ای که الان بین قطر از یک سو و سه کشور حوزه خلیج فارس یعنی عربستان، امارات و بحرین وجود دارد و قطر را محاصره کردند و قطر ناچارا به ایران پناه آورد را از بین ببرند؛ می‌خواهند فاصله بین ایران و قطر را زیاد کنند و قطر به جرگه شورای همکاری خلیج فارس برگردد.

* سیدافقهی: بایدن  با ریاض تعامل می‌کند

سیدافقهی درباره رابطه با عربستان در دوران جو بایدن هم اظهار داشت: سیاست ثابت آمریکا سیاست حاکمیت نظام و دولت در سایه، ثابت است و تغییر نمی‌کند و آقای بایدن باید با عربستان سعودی تعامل کند، منتها ادبیات، نوع برخورد، فشارها، اهرم‌ها، لحن و شیوه آن ممکن است با ترامپ فرق کند. ترامپ می‌گفت باید پول بدهید و همچنین به آنها می‌گفت شما گاو شیرده هستید، ولی دموکرات‌ها پرستیژ را حفظ می‌کنند و سیاستمدارتر و موذی‌تر هستند. شاهد بودید که خانم کلینتون گفت ما بدون شلیک یک گلوله، برنامه هسته‌ای ایران را خواباندیم.

وی افزود: دموکرات‌ها اهل تاکتیک‌ و تکنیک‌ هستند و عربستان سعودی هم باج می‌دهد و دهان اینها را می‌بندد. این اولین دوره حاکمیت دموکرات‌ها بر کاخ سفید نیست. زمان کلینتون و اوباما هم بوده و عربستان بالاخره امتیاز می‌دهد که تاج و تختش حفظ شود.

* پاک آیین: به نظر می‌رسد رویکرد آمریکا نسبت به عربستان تغییر کند

در همین خصوص محسن پاک آیین درباره برخورد آمریکا با عربستان نیز بر این باور است که آمریکا در دوره بایدن اگر بخواهد به طرف ارزش‌های دموکراتیک و حقوق بشری حرکت کند نمی‌تواند حامی عربستانی باشد که امروز یک کشور متجاوز به یمن است و حقوق بشر را در یمن نقض و از کشتار مردم بی‌گناه حمایت می‌کند.

به گفته سفیر پیشین ایران در باکو، عربستان سعودی نمی‌تواند در این مسیر از حمایت جو بایدن برخوردار باشد.

وی افزود: امروز سیاست‌های عربستان سعودی باعث شده که این کشور به عنوان ناقض جدی حقوق بشر در دنیا مطرح شود، هم به خاطر تجاوز به یمن و هم به خاطر قتل خاشقچی که جو بایدن در اظهارات انتخاباتی به این موضوع اشاره کرد که ما نمی‌توانیم نسبت به کشوری که خبرنگاری را در داخل یک نهاد دیپلماتیک مثل سرکنسولگری به قتل می‌رساند، بی‌تفاوت باشیم.

پاک آیین با ذکر این نکته که به نظر می‌رسد رویکرد آمریکا نسبت به عربستان تغییر کند، یادآور شد: آقای بن‌سلمان یکی از افراد معتقد به ترامپیسم است. ترامپیسم که ایده‌ها و رویکرد ترامپ بود  براساس موازین‌گریزی و قوانین‌گریزی است، بن‌سلمان نیز چنین است و اعتقادی به موازین و قوانین بین‌المللی ندارد و به راحتی حقوق بشر را نقض می‌کند و به راحتی در یک محل دیپلماتیک مخالف خودش را مثله می‌کند.

 

 

وی ادامه داد: تفکر ترامپیسم که در بن‌سلمان هم وجود دارد، اگر بن‌سلمان بخواهد به این سیاست ادامه دهد به نظر می‌رسد روابط عربستان و آمریکا در دوره جو بایدن مسیر مثبتی را طی نکند، مگر اینکه بن‌سلمان تغییراتی را در شیوه‌های مدیریتی کشور خودش ایجاد کند و این احتمال هم وجود دارد که چنین رخ دهد. بن‌سلمان در کنار تفکرات تند و رادیکال نسبت به کشورهای پیرامونی خودش مثل یمن در عین حال به دنبال نوعی سکولاریسم در داخل عربستان و ایجاد یک فضای لائیک و غیردینی است و به نظر می‌رسد به تدریج این وضعیت ادامه یابد که اگر ادامه یافته و تشدید شود، می‌تواند حمایت دموکرات‌های آمریکا را داشته باشد.

وی افزود: به اعتقاد من با توجه به چهره زشت حقوق بشری عربستان، بایدن حداقل در ماه‌های اول حضور در کاخ سفید، بایدن با احتیاط نسبت به عربستان عمل خواهد کرد. 

* سیدافقهی: روند عادی‌سازی روابط حداقل برای مدت کوتاهی متوقف می‌شود

سیدافقهی تحلیلگر مسائل غرب آسیا در ادامه گفت‌وگو با فارس درباره ادامه روند عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی و اینکه آیا چند کشور دیگر عربی از جمله قطر و عمان به این روند خواهند پیوست یا اینکه در دوران بایدن این روند متوقف خواهد شد؟ نیز اظهار داشت: تصور می‌کنم حداقل برای مدت کوتاهی متوقف شود، چون رابطه دموکرات‌ها با اسرائیلی‌ها و مخصوصا در زمان اوباما رابطه خوبی نبود و چندین بار نتانیاهو اوباما را تحقیر کرد. به آمریکا رفت، ولی کاخ سفید نرفت و از آنجا به کنگره ‌رفت و به اوباما فحاشی‌ و توهین ‌کرد. باید ببینیم جو بایدن چگونه برخورد می‌کند؟ آیا می‌خواهد بحث عادی‌سازی روابط را ادامه دهد یا خیر؟ اگر معامله قرن را ادامه دهد، دیگر چیزی برای گفتن با حکومت خودگردان نخواهد بود.

 

 

وی با بیان اینکه حکومت خودگردان بعد از پیروزی جو بایدن خیلی امیدوارانه برخورد کرده و گفتند گفت‌وگوی فلسطینی و آمریکایی‌ برقرار و پروژه احیای دو دولت مطرح خواهد شد، عنوان کرد: باید صبر کنیم که ببینیم بایدن می‌خواهد ادامه دهد و یا متوقف کند و یا طرح جدید‌تری در سطح منطقه ارائه کند. وقتی کابینه تشکیل شد و خطوط کلی دولت اعلام شد، قطعا یک سخنرانی در کنگره خواهد داشت و خطوط کلی سیاست خارجی و داخلی را توضیح خواهد داد.

انتهای پیام/

مواضع رهبر انقلاب در خصوص جنگ قره‌باغ مبتنی بر صلح عادلانه است

سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان با بیان اینکه مقام معظم رهبری معتقد به صلحی هستند که عدالت در آن مستتر است، گفت: صلح بدون عدالت پایدار نیست، در عدالت سرزمینی نمی‌تواند در اشغال باشد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی شورای نگهبان، محسن پاک آیین سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان (۱۳۹۱ تا ۱۳۹۵) طی سخنانی در نشست تخصصی «بررسی جنگ قره‌باغ از منظر اصول سیاست خارجی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» که به صورت مجازی (وبینار) به همت پژوهشکده شورای نگهبان و با همکاری مؤسسه مطالعات حقوق عمومی دانشگاه تهران برگزار شد، با بیان اینکه مسأله قره‌باغ یکی از مناقشات پیچیده فعلی جهان است، درباره تاریخچه مناقشه قره‌باغ گفت: قره‌باغ یک جمهوری خودمختار در ذیل تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان بود که از سال 1921 اتحاد جماهیر شوروی قره‌باغ را جزو جمهوری آذربایجان که آن زمان یکی از [بخشهای] جماهیر شوروی بود مشخص کرد.

وی ادامه داد: در سال 1980 اولین جرقه‌های تجزیه‌طلبی رخ می‌دهد، زمانی که هنوز فروپاشی شوروی رخ نداده و ارامنه تقاضای این را داشتند که قره‌باغ به ارمنستان بپیوندد، ارمنستان هم همیشه دنبال اتحاد ارامنه بوده و یک پان ارمنی را دنبال می‌کرده است. در آن مقطع شوروی مخالفت می‌کند. اما موضوع به نتیجه نمی‌رسد و کماکان قره‌باغ در تمامیت ارضی آذربایجان باقی می‌ماند.

سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان اضافه کرد: با فروپاشی شوروی در سال 1991 ارمنی‌های قره‌باغ هم اعلام استقلال و ادعا می‌کنند که با وجود مخالفت روسیه اعلام استقلال کردند که این موضوع مورد حمایت ارمنستان قرار گرفت.

پاک‌آیین سیاست‌های نخست وزیر غرب‌گرای ارمنستان را عامل جنگ قره‌باغ برشمرد و تاکید کرد: به دنبال انتخاب نیکول پاشینیان نخست‌وزیر جدید ارمنستان و سیاست غرب‌گرایی و نزدیکی وی به رژیم اشغالگر قدس و تغییر دیپلماسی وی نسبت به نخست وزیران اسبق ارمنستان که متمایل به روس‌ها بودند، حمایت سنتی روسیه نیز نسب به ارمنستان کاهش می‌یابد، بنابراین روابط ميان آذربايجان و ارمنستان بر سر منطقه مورد مناقشه قره‌باغ از ۶ مهر با شروع جنگ به سوي تنش همه جانبه كشيده شده و جنگی به مراتب گسترده‌تر از جنگ‌های پیشین رخ داد.

وی افزود: ارتش ارمنستان در منطقه ناگورنو قره‌باغ مقابل حملات هواپيماهاي بدون سرنشين صهیونیستی و تركي آسمان منطقه را بي قيد و شرط باخته و كمتر از حد توان خود ظاهر شده است. بسياري اين رفتار در پدافند را ناشي از فرسودگي تجهيزات و تكنولوژي نسل پايين سلاح‌ها و رادارهاي ضدهوايی ارمنستان می‌دانند.

سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان گفت: البته نيروی زمينی ارمنستان نيز ضمن رها كردن سنگرهايشان و عقب نشيني، سلاح، مهمات و تجهيزات سالم را در ميدان رزم باقي مي‌گذارند. چنين رفتاري در يك ارتش كلاسيك بسيار عجيب است و هر نظامي كار كشته هنگام عقب نشيني ضمن حمل سلاح شخصي به نابودي سلاح ،تجهيزات و مهمات اقدام مي‌كند كه در اين جنگ كمتر ديده شده است.

پاک‌آیین درباره رفتار ایران در قبال مناقشه آذربایجان و ارمنستان اظهار داشت: از آنجا که مرز ایران با آذربایجان و ارمنستان رود ارس است و به دنبال برخی اصابت خمپاره‌های این جنگ در خاک کشورمان واکنشهایی به خدشه آمدن تمامیت ارضی به همراه داشت.

وی ادامه داد: نخستین بار بیانیه‌ای توسط نمایندگان ولی فقیه در استانهای آذری زبان (آذربایجان‌غربی، آذربایجان‌شرقی، اردبیل و زنجان) صادر شد و در این بیانیه بازپس‌گیری اراضی اشغال شده آذربایجان از ارمنستان را کاملاً قانونی و شرعی دانستند و سپس مدیر حوزه علمیه قم بر تعلق خاطر قره‌باغ به آذربایجان تاکید کردند و در نهایت آقای دکتر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در امور بین‌الملل و وزارت خارجه موضع کشورمان در خصوص جنگ ارمستان با آذربایجان را بیان داشتند.

سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان بیانات عالمانه رهبر معظم انقلاب در 13 آبان و تاکید بر صلح عادلانه را مورد اشاره قرار داده و در این باره تصریح کرد: بیانات مقام معظم رهبری در روز ولادت پیامبر اعظم(ص) قاطع و اصولی بود، تاکید ایشان بر همسایگی، سیاست اصولی ارتباط و دوستی با همسایگان، شروع سخن با عبارتهایی نظیر جنگی که همسایگان ما شروع کردند، تاکید بر حادثه تلخ، نگاه صلح طلبانه ایران و مقام معظم رهبری را می‌رساند.

پاک‌آیین یادآور شد: یکی از گفتمانهای مقام معظم رهبری صلح عادلانه است، معتقد به صلحی هستند که عدالت در آن مستتر است، صلح بدون عدالت پایدار نیست، در عدالت سرزمینی نمی‌تواند در اشغال باشد، وقتی مشکل اول یعنی اشغال شدن یک کشور برطرف شد، مذاکره معنا می‌یابد.

وی با بیان اینکه اولین مناقشه در منطقه با توسعه طلبی ارمنستان شروع و باعث شد پای بیگانگان نظیر گروه مینسک(روسیه، فرانسه و آمریکا) و رژیم صهیونیستی به منطقه باز شود، گفت: فرانسه و رژیم صهیونیستی به بهانه کمک به آذربایجان سلاح‌های خطرناک و نامتعارف را به آذربایجان فروختند، آذربایجان را از طریق نظامی و  ارمنستان را از طریق اطلاعاتی مورد حمایت قرار دادند، در خلال جنگ شاهد بودیم ارمنستان سفارتش را در تلاویو دایر کرد.

سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان اضافه کرد: طولانی شدن حضور رژیم صهیونیستی در منطقه موجب اخلال در روند صلح و ناامنی منطقه منجمله توسعه قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان شد.

پاک‌آیین در تبیین بخش‌های دیگر سخنان رهبر معظم انقلاب درباره مناقشه جمهوری آذربایجان و ارمنستان گفت: وجه حقوقی سخنان مقام معظم رهبری، حقوق اقلیت‌ها بود، امنیت ارامنه‌‌ای که در این سرزمین هستند و باید آذربایجان امنیت ارامنه این سرزمین را لحاظ کند. این بیانیات در ذیل تمامیت ارزی تعریف می‌شود.

وی ادامه داد: رهبر معظم انقلاب علاوه بر خلل ناپذیری تغییر مرزهای جغرافیایی، به بحث مقابله با تروریست‌ها اشاره داشتند، تروریست‌هایی که در این داستان وارد منطقه شدند «تکفیری‌ها» بودند، هرچند جمهوری آذربایجان و ترکیه حضور تروریست‌ها را تکذیب کردند، منتهی این گروه ترویستی در فضای مجازی با تصاویری به ابراز وجود پرداخت.

سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان تاکید کرد: بیانات مقام معظم رهبری مطالب متقنی بر اصول انسانی، اخلاقی و اصول پذیرفته شده بین المللی بود و در طرح صلحی که تهیه شده بود مستفاد  بیانات معظم له بود، این طرح باعث شد جمهوری اسلامی از حالت منفعل به حالت فعال بدل شود.

پاک‌آیین با اشاره به جنگ روانی صهیونیست‌ها علیه کشورمان در مناقشه قره‌باغ تصریح کرد: صهیونیست‌ها برای خدشه‌دار کردن نقش ایران در مناقشه قره‌باغ طی جنگ روانی در آذربایجان، جمهوری اسلامی ایران را طرفدار ارمنستان معرفی کردند، این موضوع مردم آذربایجان را نسبت به ایران بدبین کرده بود و حتی مکرر از ما می‌پرسیدند چرا از ارمنستان دفاع می‌کنید؛ که بیانات مقام معظم رهبری به بهترین شکل ممکن تاثیرگذار و نقشه صهیونیست‌ها را نقش بر آب کرد.

وی با اشاره به صلح منعقد شده میان نخست وزیر جمهوری آذربایجان و نخست وزیر ارمنستان به وساطت روسیه خاطرنشان کرد: اینکه بگویند ایران در این ماجرا شکست خورد یا مرزهای جغرافیایی تغییر کرده خلاف واقع است، هیچ مرز جدیدی ایجاد نشده و تغییری نسبت به قبل ایجاد نشده است. ادعاهایی همچون قطع مرز ایران با ارمنستان، تغییر ژئوپلتیک منطقه و... مطرح شده است که از اساس واقعیت ندارد. آذربایجان از شمل ارس به ارمنستان (نخجوان) می‌رسد و نیازی نیست از ایران وارد شود.

سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان ادامه داد: عمده صادرات آذربایجان از مسیر خلیج فارس و عمان است، ارمنستان هم چنین است و حتی ترکیه، لذا مزیت ترانزیتی ایران حفظ می‌شود و فرصتهای جدیدی ایجاد می‌شود و در ابعاد امنیتی مرزها امنیت از طرف ایران حفظ می‌شود و ما باید از این فرصت استفاده کنیم. لذا اگر صلح محقق شود از نظر اقتصادی به نفع ماست.

پاک‌آیین درباره موانع صلح نیز خاطرنشان کرد: علت اصلی وضعیت قره باغ معلوم نیست، روسها مداخله کردند در صلح قرباغ منتهی به نفع خودشان. موضوع قره‌باغ تا زمانی که تمامیت ارزی حل نشود مشکل برقرار است. در موضوع مرزها، اینکه کدام کشور حاکم شود مسئله مهمی است، از آن رو که جمهوری آذربایجان که حاکمیت ندارد، روسها هم که حامی صلح نیستند کاملاً در ابهام است و بقیه موارد هم به نظر نمی‌رسد به این سرعت حل شود.

Keçmiş səfir Qarabağdakı vəziyyətdən yazdı:"ATƏŞKƏS RAZILAŞMASI ÇOXLU CAVABSIZ SUALLAR DOĞURUB"

 

Möhsün Pakayin

“Xəbər onlayn”, 15.11.2020

Bölgə xalqı Azərbaycan Respublikasının zəfərlərinin davamını və Azərbaycan ordusunun Dağlıq Qarabağın mərkəzi Xankəndiyə daxil olmasını gözləyərkən, Rusiyanın vasitəçiliyi ilə Azərbaycan və Ermənistan liderləri arasında atəşkəs razılaşmasının imzalanması Dağlıq Qarabağ münaqişəsinin həllinə şübhə kölgəsi salıb.

Rusiyanın vasitəçiliyi Ermənistan ordusunu və qondarma respublikanı xilas edib, Dağlıq Qarabağın Azərbaycanın ixtiyarına keçməsi və ərazi bütövlüyünün tamamlanmasının qarşısını alıb.

Atəşkəs razılaşmasına görə, Rusiya ordusu 27 ildən sonra yenidən, sülhməramlı qüvvə kimi, Azərbaycana daxil olub və bundan sonra Bakı Dağlıq Qarabağın azad edilməsi üçün erməni işğalçıları ilə deyil, Rusiya ilə qarşılaşacaq.

Bir çox azərbaycanlı, Rusiya ordusunun Dağlıq Qarabağda olmasına dəfələrlə qarşı çıxan İlham Əliyevin Moskvaya təslim olmayaraq, Dağlıq Qarabağın azad edilməsinə doğru irəliləyə biləcəyinə inanır.

Ümumiyyətlə, Azərbaycan, Rusiya və Ermənistan arasındakı üçtərəfli razılaşmanın həyata keçirilməsində tədricən özünü göstərəcək ciddi anlaşılmazlıqlar var. Bu qeyri-müəyyənliklərdən bəziləri:

– Ermənistan silahlı qüvvələri işğal olunmuş Ağdam və Kəlbəcər rayonlarını, müvafiq olaraq, 15 və 20 noyabr, Laçın rayonunu isə dekabrın 1-dək qədər tərk edəcəklər. Bu qüvvələr Xankəndi, Xocalı və Əsgəran şəhərlərində də mövcuddur və bu üç şəhərdən çəkilmə vaxtı müqavilədə göstərilməyib. Bu məsələ aydınlaşdırılana qədər barışıq üçün heç bir təminat yoxdur.

– Dağlıq Qarabağın hüquqi statusu müəmma ilə örtülüdür. Bu bölgədə Azərbaycan hökmranlıq edir, yoxsa “Qarabağın prezident”i? Həmin sahələr Azərbaycan qanunlarına uyğun və bu ölkənin bayrağı altında, yoxsa əvvəlki kimi idarə olunacaq? Ərazilərin əvvəlki “rəhbərliyi”nə qarşı çıxan və Dağlıq Qarabağı öz ərazisi hesab edən Azərbaycan Respublikası yenidən müharibəyə başlayacaqmı?

– Ermənilərin dəyişdirdiyi bu ərazilərin (Xankəndi, Xocalı, Ağdərə, Xacavənd, Hadrut) inzibati bölgüləri azərbaycanlıların rəyi ilə dəyişəcəkmi? Stepanakert (Xankəndi), Martuni (Xocavənd) və Mardakert (Ağdərə) kimi dəyişdirilən ərazilərin adı bundan sonra necə olacaq?

– Üçtərəfli razılaşmada “Laçın dəhlizi”nin sülhməramlılar tərəfindən qorunacağı bildirilir. Bu vəziyyətdə sərhəddə nəqliyyat terminalını Azərbaycan Respublikasının sərhədçiləri idarə edəcəkmi? Pasport və viza sənədləri hansı ölkənin qanunları ilə yoxlanılacaq? “Laçın dəhlizi”ndən insanların Azərbaycana qanunsuz girişinin qarşısı necə alınacaq? Azərbaycan suverenliyi həyata keçirəcəkmi? “Laçın dəhlizi”ndə və “təmas xətti”ndə yerləşdirilmiş rus sülhməramlıları suverenliyi həyata keçirə bilməyəcəklərmi, ümumən, vəziyyət necə olacaq?

– Bu ərazilərin erməni işğalından sonra didərgin düşmüş azəridilli sakinləri evlərinə necə qayıdacaqlar? Ermənistan tərəfindən işğal edildikdən sonra dünyanın müxtəlif yerlərindən Qarabağa köçürülən ermənilər Azərbaycan Respublikasının vətəndaşı sayılacaqmı və ya Qarabağı tərk etməlidirlər?

– Gömrük, bank, maliyyə və vergi qurumları, hüquq-mühafizə orqanları necə fəaliyyət göstərəcək? Dağlıq Qarabağın idarə olunması Azərbaycan qanunlarına uyğun həyata keçirilərsə, mərkəzlə münasibət və yerli məmurların təyinatı necə olacaq?

– Rusiya ordusu yalnız ermənilərin təhlükəsizliyini təmin edəcəkmi? Rusiyanın sülhməramlı qüvvələrin himayəsi altında onların Azərbaycana qayıdışı nə qədər davam edəcək? Rusiya, prinsipcə, Dağlıq Qarabağı Azərbaycanın ərazi bütövlüyünün bir hissəsi hesab edirmi?

– Dağlıq Qarabağ “Laçın dəhlizi” vasitəsi ilə Ermənistana bağlanacaq və razılaşdırıldığı təqdirdə, Naxçıvandan Ermənistan ərazisindən keçərək Azərbaycana bağlanacaq. Bu inkişaflar hansı dövlətin rəhbərliyi ilə baş verəcək?

Göründüyü kimi, Dağlıq Qarabağ qondarma hökumətin hakimiyyəti altında qalacaq və əvvəllər Ermənistanın nəzarətində olan saxta rejim indi Rusiyanın nəzarəti altında fəaliyyət göstərəcək.

Qafqazşünaslar bu razılaşmanın Azərbaycan Respublikası xalqının iradəsini, yəni ölkənin ərazi bütövlüyünün tam bərpasını nəzərə almadığını və buna görə də, bu ölkə xalqının Dağlıq Qarabağın Azərbaycan Respublikasına birləşdirilməsinə dair tələbinin icrasız qalacağına inanırlar.

Atəşkəs razılaşmasının davamlı sülhlə nəticələnəcəyi ilə bağlı da qeyri-müəyyənlik var və Rusiya qüvvələrinin sülhməramlı kimi yerləşdirilməsi ilə Azərbaycanın ərazi bütövlüyünü bərpa etməsi ehtimalı yoxdur.

Eyni zamanda, Ermənistanla Türkiyə və Azərbaycan arasında uzun müddətdir davam edən və institusionallaşmış fikir ayrılıqlarına görə, Naxçıvanın Ermənistan ərazisindən Azərbaycan Respublikasına “birləşdirilməsi” kimi müqavilənin bəzi müddəalarının həyata keçirilməsinin mümkünlüyü az ehtimal olunandır.

Söz düşmüşkən, bəzi qeyri-real və yalan məlumatlar, kiber məkanda saxta xəritələrin dərc edilməsi İranın coğrafi sərhədlərinin dəyişdirilməsi və ya İranın Ermənistanla sərhədini itirməsi məsələsini gündəmə gətirib. Arazın şimalında Naxçıvan-Ermənistan-Azərbaycan tranzit marşrutunun inşası, həyata keçiriləcəyi təqdirdə, İran sərhədləri ilə heç bir əlaqəsi yoxdur və beynəlxalq səviyyədə tanınmış sərhədlər dəyişməyəcək.

Son 45 günlük müharibə Azərbaycan Respublikasının işğal olunmuş 7 rayonunun azad edilməsinə səbəb olub və bu ölkənin xalqına xoşbəxtlik gətirib, lakin Dağlıq Qarabağın azad edilməməsi bu coşqunu aramlaşdırıb.

Azərbaycanın bütün ərazilərinin işğalına son qoymaqla və bu ölkənin ərazi bütövlüyünü qorumaqla, bölgədə ədalətli və davamlı sülh yaradılacaq. Rus sülhməramlılarının mövcudluğu, belə bir vəziyyət yarada bilərsə, bölgədə sülh və sabitliyə səbəb olacaq, əks halda, bu münaqişənin həllinin mürəkkəbliyi artacaq.

Tərcümə: Strateq.az

American Human Rights: The Waco Massacre

Imam Khamenei

The Waco massacre and the act of burning the followers of the Davidian sect – a manifestation of American human rights! – received Ayatollah Khamenei’s attention as he stated in his Friday prayer sermons delivered on June 19, 2009: “In the US – one is shocked at hearing this – during the time of a Democratic government, they burned alive around 80 followers of the Davoodi sect. This cannot be denied in any way. It was their excellencies – the Democrats – who did this. The Davoodi sect – they refer to them as the Davidians – provoked the US government’s rage for some reason. They took refuge inside a house. They tried to force them out, but they did not get out. So, they burned the house, thus burning alive 80 men, women and children. Do you Americans understand what human rights mean?” The present Op-Ed tries to study the Waco massacre, committed by the US government, from a human rights point of and therefore, it does not intend to study or approve the Davidian tenets and principles from a religious point of view.

 

The Waco massacre concerned the military siege to the residence belonging to the Davidian sect in Texas, which was ultimately attacked on April 19, 1993, by the US army. The Davoodi or Davidian sect is one that separated from the Adventist church believing in Saturdays as a holiday and in repenting on that day. Under the leadership of David Kores, the Davidians resided in an area 14 kilometers away from northeastern Waco in Texas. It is claimed that the followers of David Kores derived their beliefs from a Bulgarian priest and they believed that Jesus would emerge again to administer justice in the world.

The state of Texas is known for its secessionist history as it has experienced some wars over independence and separation from the United States. During his leadership of the Davidian sect, David Kores adopted measures that aroused the sensitivity of the central government. As a Christian leader, David Kores complained about the existence of racial and religious discriminations in the US in his speeches against the White House, describing the unjust and discriminatory conditions at the time against Jesus’s will and so, he challenged them by declaring them in contrast with the Bible’s teachings. Although Kores’s activities did not have secessionist motives, they were regarded by local security politicians as an endeavor to prepare the ground for the formation of civil and social protests in Texas.

In one of the documents on the Davidians’ massacre, it has been mentioned that Mrs. Janet Renaud, the Texan governor at the time, delivered a confidential report to Bill Clinton, asking him to seriously pay attention to security agents’ warnings about Kores’s dangerous actions. According to the law, civil protests voiced by different groups and sects are free in the US and therefore, the Clinton administration could not stop David Kores’s religious speeches. As a result, the US’ judiciary system accused that group of violating the laws on arms possession and demanded the arrest of that sect’s members based on that accusation and issuance of a judiciary edict. When the confrontations began to take shape, many judiciary cases were made up against the main promoters of the sect and David Kores himself. As well as that, they heavily propagandized against the sect and portrayed a terrible image of it among public opinion with the purpose of confronting its members. Subsequently, David Kores was summoned to the court many times and he was ordered to leave the region. However, Kores did not leave Waco and finally, security agents moved to arrest him in February of 1993. 

Finally, in a horrible and terrifying operation, the police and security agents laid siege to the area, cutting off the supply of water, electricity and food. They attacked the Davidians’ sanctuary on Sunday morning, February 28, 1993. While the American Ground Force was being backed up by three helicopters, they opened fire on the Davidians’ residence, both on the ground and in the air. That was while the Davidians did not fire any bullet. Due to their religious beliefs, the Davidians were in good spirits and they endured the siege for 50 days, which is a record in itself. Gradually, the sect turned into a symbol of resistance in Texas and it was quite probable for the Texan people to join them because of the sect’s good morale. Ultimately, at the command of Bill Clinton, the 19th of April Operation, also known as the Waco Holocaust, kickstarted. Under the command of Gary Harris, Security agents invaded the residence with their tanks and a barrage of bullets. The operation continued incessantly until noon. At first, the walls were brought down with the aid of one of the tanks and after that, incendiary tear gas substances were sprayed on the building and the surrounding area. The release of gas acted as an incendiary substance and would create a hell of fire with a little spark. The shootings continued, but the Davidians were resisting and there was not any sign that they would surrender. Finally, the order to set the place on fire was issued and by lighting explosive substances, the building was consumed by horrible flames and as a result, approximately 80 people – including women, children and even infants: at least, 25 of them were children and teenagers – would burn about 40 minutes, transforming into a pile of ash on the ground.

This article does not try to defend Davidian beliefs and tents, but it believes that even considering the possibility of danger for the American national security, they should have been confronted within the legal framework and based on human rights principles. The collective burning of a number of hungry and exhausted men, women and children, who had taken sanctuary inside a house and who had been surrendered for about 50 days, was against human rights and therefore, it is a parody of American human rights.

After the end of the operation, security agents did not allow individuals to enter the premises for a long time. For several weeks, no medium was allowed to cover the news of that horrible crime. Therefore, the White House bought enough time to destroy all proofs about the intentional massacre of the sect’s members. They even fabricated a scenario to attribute the burning of the building to the members themselves. The final report on the incident claimed that some armed individuals inside the sect itself set the building on fire, thus murdering their own women and children!

The Clinton administration decided to promote the idea that the Davidians considered burning in the fire as a sign of complete faith according to their religious teachings and for that reason, they preferred self-burning to surrender. After several weeks, the media spoke of a pleasure-seeking group who had committed horrible acts and who had intended to jeopardize the US national security by buying weapons worth millions of dollars. According to that fabricated story, the army had attacked those religious adventurists to protect children and women. In order to justify their anti-human action, the American media introduced the Davidian sect as a group of psychos who were inclined to suicide and to raping women and children in their religious rites. However, independent research showed that the Davidian sect did not suffer from the maladies that American media had tried to attribute to them. Independent sources highlighted the healthy and peaceful nature of the members, describing them as people loyal to their religious leader who promoted a peaceful and collective lifestyle.

The US government has not still authorized anyone to do independent research on this disastrous incident and this crime continues to stain the American liberal democracy. History will not forget that incident and the Waco massacre and the murder of the Davidians will serve as one of the numerous pieces of evidence about the violation of human rights at the hands of the Americans.

The truth is that the leaders of the White House consider human rights as an instrument for justifying their crimes and for ensuring the US national security. Therefore, the role of mass media and independent sources including the radio, television, the press, cyberspace and news agencies is very important for recording human rights violations by the US including burning the Davidians. The media can pose this question: How can the US government, which is a violator of human rights more than every other country, invite other countries to respect human rights? They can also demand that the United Nations and human rights organizations condemn the violation of human rights by the US government. To conclude, we should not allow the burning of the Davidian sect to be consigned to oblivion or to be lost in the annals of history and this issue should be placed at the top of the agenda for writers and authors throughout the world.


The views, opinions and positions expressed on Op-Ed are those of the author(s) and do not necessarily reflect the views, opinions or positions of Khamenei.ir.

آیا توافق قره‌باغ به ضرر ایران است؟

چند روزی است انتشار مطالبی در برخی خبرگزاری‌ها با موضوع توافق آتش بس میان دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان توجهات را به خود جلب کرده است. این تحلیل‌ها که اکنون به فضای مجازی هم کشیده شده، مدعی هستند این توافق که با میانجیگری روسیه و ترکیه بسته شده، دسترسی راه زمینی ایران به ارمنستان را دچار مشکل کرده و در نتیجه به ضرر منافع ملی جمهوری اسلامی شده است. اما موضوع چیست؟ آیا توافق حاصل‌شده در قره‌باغ منافع ملی ایران را نادیده گرفته است؟

قدس آنلاین:چند روزی است انتشار مطالبی در برخی خبرگزاری‌ها با موضوع توافق آتش بس میان دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان توجهات را به خود جلب کرده است. این تحلیل‌ها که اکنون به فضای مجازی هم کشیده شده، مدعی هستند این توافق که با میانجیگری روسیه و ترکیه بسته شده، دسترسی راه زمینی ایران به ارمنستان را دچار مشکل کرده و در نتیجه به ضرر منافع ملی جمهوری اسلامی شده است. اما موضوع چیست؟ آیا توافق حاصل‌شده در قره‌باغ منافع ملی ایران را نادیده گرفته است؟

بین ایران و دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان رود ارس به عنوان خط مرزی وجود دارد. طبیعتاً این خط مرزی بدون هیچ تغییری باقی خواهد ماند. آنچه که بر اساس توافق فوق‌الذکر در صورت اجرایی‌شدن مد نظر است، آن است که باکو می‌تواند از مسیر جاده‌ای زمینی که پیش‌بینی شده و از خاک ارمنستان می‌گذرد به منطقه خودمختار نخجوان رفت و آمد داشته باشد. نقشه‌های رسمی منتشرشده نیز آن را تأیید کرده و بیانگر آن است که این کریدور نه از روی مرزهای ایران، بلکه از نزدیکی آن عبور می‌کند. این موضوعی است که معاون سیاسی وزیر امورخارجه هم به آن تأکید داشته است. سیدعباس عراقچی روز جمعه در مصاحبه‌ای ضمن تکذیب شایعات مطرح شده درباره توافق آتش‌بس قره‌باغ، خاطرنشان کرد هیچ تغییری در مسیرهای ترانزیتی ایران به سمت ارمنستان یا آذربایجان ایجاد نخواهد شد و آنچه در توافق آتش‌بس آمده، ایجاد یک کریدور جاده‌ای، یا بهتر است گفته شود یک مسیر ترانزیتی، داخل خاک ارمنستان از نخجوان به سمت خاک اصلی آذربایجان است که امنیت آن توسط روسیه تضمین خواهد شد و مسیر دقیق آن نیز هنوز مشخص نیست.

با این وجود در باب این توافق چند نکته قابل ذکر است. نخست موانع موجود بر سر پیاده کردن این ایده است. مسلماً اجرای کریدور زمینی از خاک ارمنستان، به دلیل اختلاف‌های حقوقی و ریشه‌ای موجود میان ایروان با باکو و آنکارا چندان آسان نیست و با اما و اگرهای بسیاری روبه‌رو خواهد بود. اکنون پس از چهار بار شکست آتش‌بس سرانجام با میانجیگری روسیه توافق موجود میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان به امضا رسیده و این درحالی است که نارضایتی عمیقی در جامعه ارمنی نسبت به توافق حاصله وجود دارد. این نارضایتی منطقه را به آتش زیر خاکستر تبدیل کرده و هر لحظه می‌تواند به آشوب دیگری منجر شود و پیاده‌کردن بندهای توافق اخیر را نیز با مشکل مواجه سازد.

از سوی دیگر اگرچه برخی معتقدند با کشیده‌شدن این خط ارتباطی، جمهوری اسلامی از مسیر ترانزیتی غرب به شرق کنار گذاشته شده و به این طریق ترکیه می‌تواند این راه را جایگزین راه زمینی ایران کند، اما این هم نکته چندان درستی نیست. ایران به دلیل وسعت جغرافیایی و موقعیت ژئوپلتیکی در چهارراه ارتباطی میان سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا قرار گرفته و اصولاً حذف کردن آن از مناسبات ترانزیتی امری محال به نظر می‌رسد. از سویی آنچه درباره موقعیت ترانزیتی جمهوری اسلامی مهم است، نقش‌آفرینی در مسیر شمال به جنوب و عکس آن است. در نتیجه روسیه برای دسترسی به آفریقا و ترکیه برای رسیدن به هند، چین و جنوب شرق آسیا مسیری مطمئن‌تر از ایران نخواهد داشت.

البته طبیعی است که مسیر زمینی آذربایجان به سبب آنکه راه ارتباطی باکو به نخجوان را میسر می‌کند در درآمدهای اقتصادی ترانزیتی ما اثر خواهد گذاشت. عبور از این مسیر برای ترکیه امتیازاتی خواهد داشت و این کشور تلاش خواهد کرد از این مسیر ارتباطی استفاده بهینه کند، ولی به دلایل گفته‌شده این کار چندان آسانی نخواهد بود. ترکیه با ارمنستان دچار اختلاف‌های اساسی است. آنکارا به قتل عام ارامنه در جنگ جهانی اول متهم است و دو کشور هم اکنون نیز روبط دیپلماتیک با یکدیگر ندارند. پس اینکه ترکیه هم بتواند به‌راحتی این مسیر را جایگزین ایران کند در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد.

باتوجه به موارد فوق، افرادی که توافق قره‌باغ را نوعی شکست برای منافع ملی ایران ارزیابی می‌کنند، رویکردی عجولانه در پیش گرفته‌اند. اینکه جمهوری اسلامی در موضوع درگیری میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان کمی دیر و منفعل عمل کرد بر کسی پوشیده نیست، با وجود این، تهران اکنون هم در مناسبات این منطقه نقش‌آفرین است. پس باید صبر کرد و دید استراتژیست‌های ما برای تأمین منافع ملی کشورمان در این حوزه جغرافیایی چه ایده‌هایی را مد نظر قرار خواهند داد.

Objectives of arms producing countries conflict with dreams of third world countries for peace

 

  •  
  •  
  •  
  •  
  •  
  •  

By M M Zuhair

US Secretary of State Mike Pompeo may not be in the US administration if the November 3rd presidential election brings into office the more popular Joe Biden, come January 2021. But whoever comes to the world’s most powerful office, US perspectives of policing the globe- including the other side of it, ‘in defense of the American continent’ will not change. From Sri Lanka’s perspectives of its security, territorial integrity and sovereignty over its land, sea and air space, Pompeo’s brief visit has to be given the seriousness it deserves, as if Donald Trump has in fact won!

The visit has made clear Sri Lanka’s foreign policy of neutrality and non-alignment in its external relations being underscored at the highest level by the country’s President and reiterated by the island’s Foreign Minister. Though neutrality and non-alignment are the safest ‘bomb shelters’ for small nations like Sri Lanka, external relations will nevertheless become a challenging task given the rising confrontational exchanges between the US and the Asian giant China. The US did not hide its anti-China rhetoric, in the high level meetings not only in Colombo but also in New Delhi, Male, Jakarta and Hanoi.

Nevertheless President Gotabaya Rajapaksa enhanced his ratings by diplomatically rejecting the debt trap allegation. In more clear terms the President said that ‘historic and cultural relations’ and ‘development cooperation’ are some of the priorities that will determine relations between Sri Lanka and other nations.

What US promoters here fail to comprehend is that China is essentially a fall back priority for the government, given the US backed resolution against the ‘war heroes’ pending in the UN Human Rights Council. UN Security Council’s official records, for years following the May 2009 defeat of the LTTE, would show the attempts of those alleging war crimes, to bring Sri Lanka before the Security Council as well. These attempts were later abandoned, perhaps fearing the Chinese veto. What Sri Lanka will never digest is that, the US having quit the UN HRC after labeling it as a “cesspool” is continuing to ostracise Sri Lanka through its proxies in the “cesspool”! This does not mean however that Sri Lanka must not have its own credible investigation into the allegations. An independent investigation cum inquiry commanded by a non-pan Sinhala Presidential Commission of Inquiry comprising current judges will certainly help uphold the reputation of the country’s management of its armed forces. It will also help close a loophole for external interferences.

Pompeo at the 28th October meeting with the President has said that the US wishes to see that the “Indian Ocean ‘remains’ a zone of peace”. It is admittedly a zone of peace today. The sea lanes are working well except for narcotic smuggling and occasional conflicts in fisheries exploitation. But the US war lobby can be seen creating a highly exaggerated threat perception in this zone of peace! Significantly, the threat is created partly by the unnecessary US presence in this part of the globe! The US has deliberately put up the otherwise sleeping non-invasive giant, China as it did to the Islamic world from the 1990s by manufacturing and marketing Islamophobia!

US military presence here in the Indian Ocean will by itself ensure that the Indian Ocean ceases to ‘remain’ a zone of peace! Tensions with China will cease in and around South Asia, if the US will revert to the original ‘US-Pacific’ model terminating in the Straits of Malacca from the present ‘Indo-Pacific’ and leave the ‘Indian Ocean’ to the countries in South Asia. That of course is a mighty wish that Sri Lanka must add on to the ongoing Covid 19 prayers! The truth is that the US and NATO countries need wars to keep the thousand and more arms industry factories going on working at least a single shift per day. The years ahead will unfold this truth as had been shown in the past.

The Nobel Peace Prize must be awarded to anyone who can show a single year during the last 100 years in which the US/NATO had not been involved in wars in a third world country! Thus we need today ‘watch dogs’ to protect South Asia from retired ‘generals’ who, and frontal ‘organisations’ which promote blood stained war mongers. It is a known fact that the US Secretary of State Pompeo is a former Director of the American CIA. But his deputy in the delegation Brian Bulatao, a former soldier turned businessman is also one whom Pompeo had recruited as CEO of CIA in 2017. Bulatao was called a ‘bully’ by those who opposed Pompeo’s appointment!

Several Buddhist monks including the well- known Elle Gunawansa Thero, Muruthettuwe Ananda Nayaka Thero, Chief of the Narahenpita Abheyarama Temple and several others have in a letter addressed to President Gotabaya Rajapaksa referred to a press conference held on 15th April 2019 where Pompeo had reportedly admitted that when he was Director at the CIA ‘we have lied; we have cheated; we have robbed; we have been trained for that’. The monks were probably cautioning the President about the high-profile US dignitary’s CIA training! It would be best to remember that today’s Buddhist monks, thanks to Pirivena and University education are aware of foreign mechanisations and interferences, which powerful countries aided by their local promoters engineer by dividing communities and creating internal conflicts.

We need also to be alert to the conflict of interest in the area of national security between Sri Lanka and the world’s powerful countries. Western intelligence and investigative agencies were also well known for deceptive media leaks and toppling governments which do not fall in line with their country’s military objectives. These agencies are often used for creating divisions and conflicts. We need to be conscious that the objectives of countries manufacturing arms are invariably in conflict with the dreams of third world countries which are in search of peace. A clear example is the highly militarized relationship between India and the US.

Pompeo’s and US Defense Secretary Mark Esper’s 26th October visit to India can be evaluated from the US standpoint as exceptionally successful. India will buy sophisticated missile technologies, armed drones, US F-18 fighter jets and much more from the US.

 

Indian arms purchases are said to be currently in the region of US $ 20 billion, which is equivalent to Indian Rupees 1,470,000,000,000/= or Sri Lanka Rupee 3,680,000,000,000/=. The US $ 20 billion arms deal with India may be compared with Sri Lanka’s total 2019 import bill of US $ 19.9 billion and total 2019 export earnings of US $ 11.9 billion, worker remittances US $ 6.7 billion and tourism earnings US $ 3.6 billion!

One need not be surprised at the US success in India. That is because US Defense Secretary Mark Esper, who was in the US 2+2 delegation to India was originally a very influential arms contractor lobbyist. He later became a Vice President at the US multi- national conglomerate Raytheon Technologies, one of the largest arms manufacturers in the world.

Earlier on Esper was in the US Heritage Foundation. This Foundation developed what came to be known as the Reagan Doctrine of arms support to anti-communist cells world- wide. (Probably they may be presently studying arms support to anti-Islamic and anti-Chinese communist cells world-wide!) Heritage Foundation also advocated the development of new ballistic missile systems adopted by the then US government.

So Mark Esper had been part and parcel of the US arms manufacturing industry. US military institutions work hand in glove with the US arms industry. The arms industry works with sections of the Western media, powerful defense lobbyists, front organisations such as foundations and some sponsored civil societies. Esper would have been laughing all the way back to the States as to how the poor of India were financing the powerful US weapons manufacturers! But in fairness to Pompeo and Esper they are also loyal American citizens, flag bearers of President Trump’s ‘Make America Great Again’ policy.

Of course that is only one side of the Dollar! There is always the other side. Is it not a crime for the powerful war mongers abetted by the US state machinery, to ‘rob’ the Indians having a high rate of poverty of such whopping sums of money, a mighty portion of which will end up in the safes of the super- rich? Did they ‘lie, cheat and rob’ our big brother? Are the Indian leaders supported by an army of war mongers, including sections in the media equally culpable of ‘lying, cheating and robbing’ the poor in our part of the world? So they say!

Be that as it may. Where in the world is the UN? Is it beyond the ability and capacity of the Indian and Chinese leaders to sign peace agreements instead of listening to war mongers? That call however will certainly remain a far cry from the wilderness! Because, as the late Justice C G Weeramantry of International Court of Justice (ICJ) fame said, the arms industry is firmly established while the peace lobby is extremely weak! (The writer is a former Member of Parliament).

They lied! They cheated! They robbed! Did they

?President Gotabaya Rajapaksa and US Secretary of State Mike Pompeo


US Secretary of State Mike Pompeo may not be in the US administration, if the 3 November Presidential Election brings into office the more popular Joe Biden, come January 2021. But whoever comes to the world’s most powerful office, US perspectives of policing the globe – including the other side of it – ‘in defence of the American continent’ will not change. 

From Sri Lanka’s perspectives of its security, territorial integrity and sovereignty over its land, sea and air space, Pompeo’s brief visit has to be given the seriousness it deserves, as if Donald Trump has in fact won!

The visit has made clear Sri Lanka’s foreign policy of neutrality and non-alignment in its external relations being underscored at the highest level by the country’s President and reiterated by the island’s Foreign Minister. 

Relations between Sri Lanka and other nations

Though neutrality and non-alignment are the safest ‘bomb shelters’ for small nations like Sri Lanka, external relations will become a challenging task given the rising confrontational exchanges between the US and the Asian giant China. The US did not hide its anti-China rhetoric, in the high-level meetings not only in Colombo but also in New Delhi, Male, Jakarta and Hanoi.

Nevertheless President Gotabaya Rajapaksa enhanced his ratings by diplomatically rejecting the debt trap allegation. In more clear terms the President said that ‘historic and cultural relations’ and ‘development cooperation’ are some of the priorities that will determine relations between Sri Lanka and other nations.

What US promoters here fail to comprehend is that China is essentially a fall back priority for the Government, given the US-backed resolution against the ‘war heroes’ pending in the UN Human Rights Council. UN Security Council’s official records, for years following the May 2009 defeat of the LTTE, would show the attempts of those alleging war crimes, to bring Sri Lanka before the Security Council as well. These attempts were later abandoned, perhaps fearing the Chinese veto. 

What Sri Lanka will never digest is that, the US having quit the UN HRC after labelling it as a “cesspool” is continuing to ostracise Sri Lanka through its proxies in the same “cesspool”! This does not mean however that Sri Lanka must not have its own credible investigation into the allegations. 

An independent investigation cum inquiry commanded by a non-pan Sinhala Presidential Commission of Inquiry comprising current judges will certainly help uphold the reputation of the country’s management of its armed forces. It will also help close a loophole for external interferences. 

 

A zone of peace

Pompeo at the 28 October meeting with the President has said that the US wishes to see that the “Indian Ocean ‘remains’ a zone of peace”. It is admittedly a zone of peace today. The sea lanes are working well except for narcotic smuggling and occasional conflicts in fisheries exploitation. But the US war lobby can be seen creating a highly exaggerated threat perception in this zone of peace. 

Significantly, the threat is created partly by the unnecessary US presence in this part of the globe. The US has deliberately put up the otherwise sleeping non-invasive giant, China as it did to the Islamic world in the 1980s and thereafter, by manufacturing Islamophobia.

US military presence here in the Indian Ocean will by itself ensure that the Indian Ocean ceases to ‘remain’ a zone of peace. Tensions with China will cease in and around South Asia, if the US will revert to the original ‘US-Pacific’ model terminating in the Straits of Malacca from the present ‘Indo-Pacific’ and leave the ‘Indian Ocean’ to the countries in South Asia. That of course is a mighty wish that Sri Lanka must add on to the ongoing COVID-19 prayers! 

The truth is that the US and NATO countries need wars to keep the thousand and more arms industry factories going on working at least a single shift per day. The years ahead will unfold this truth as had been shown in the past. 

 

Warmongers

The Nobel Peace Prize must be awarded to anyone who can show a single year during the last 100 years in which the US/NATO had not been involved in wars in a third world country. Thus we need today ‘watch dogs’ to protect South Asia from retired ‘generals’ who, and frontal ‘organisations’ which promote bloodstained warmongers. 

It is a known fact that the US Secretary of State Pompeo is a former Director of the American CIA. But his deputy in the delegation Brian Bulatao, a former soldier turned businessman, is also one whom Pompeo had recruited as CEO of CIA in 2017. Bulatao was called a ‘bully’ by those who opposed Pompeo’s appointment! 

Several Buddhist monks including the well-known Elle Gunawansa Thera, Muruththettuwe Ananda Nayaka Thera, Chief of the Narahenpita Abheyarama Temple and several others have in a letter addressed to President Gotabaya Rajapaksa referred to a press conference held on 15 April 2019 where Pompeo had reportedly admitted that when he was Director at the CIA, “We have lied; we have cheated; we have robbed; we have been trained for that.”

The monks were probably cautioning the President about the high-profile US dignitary’s CIA training! It would be best to remember that today’s Buddhist monks, thanks to pirivena and university education are aware of foreign mechanisations and interferences, which powerful countries aided by their local promoters engineer by dividing communities and creating internal conflicts. 

 

Conflict of interest

We need also to be alert to the conflict of interest in the area of national security between Sri Lanka and the world’s powerful countries. Western intelligence and investigative agencies were also well known for deceptive media leaks and toppling governments which do not fall in line with their country’s military objectives. 

These agencies are often used for creating divisions and conflicts. We need to be conscious that the objectives of countries manufacturing arms are invariably in conflict with the dreams of third world countries which are in search of peace. A clear example is the highly militarised relationship between India and the US.

Pompeo’s and US Defence Secretary Mark Esper’s 26 October visit to India can be evaluated from the US standpoint as exceptionally successful. India will buy sophisticated missile technologies, armed drones, US F-18 fighter jets and much more from the US. 

Indian arms purchases are said to be currently in the region of $ 20 billion, which is equivalent to Indian Rupees 1,470,000,000,000 or Sri Lanka Rupee 3,680,000,000,000. The $ 20 billion arms deal with India may be compared with Sri Lanka’s total 2019 import bill of $ 19.9 billion and total 2019 export earnings of $ 11.9 billion! 

 

US success in India

One need not be surprised at the US success in India. That is because US Defence Secretary Mark Esper who was in the US 2+2 delegation to India was originally a very influential arms contractor lobbyist. He later became a Vice President at the US multinational conglomerate Raytheon Technologies, one of the largest arms manufacturers in the world.

Earlier on Esper was in the US Heritage Foundation. This Foundation developed what came to be known as the Reagan Doctrine of arms support to anti-communist cells worldwide. (Probably they may be presently studying arms support to anti-Islamic and anti-Chinese communist cells worldwide.) Heritage Foundation also advocated the development of new ballistic missile systems adopted by the then US government.

So Mark Esper had been part and parcel of the US arms manufacturing industry. US military institutions work hand in glove with the US arms industry. The arms industry works with sections of the Western media, powerful defence lobbyists, front organisations such as foundations and some sponsored civil societies. Esper would have been laughing all the way back to the States as to how the poor of India were financing the powerful US weapons manufacturers!  But in fairness to Pompeo and Esper they are also loyal American citizens, flag bearers of President Trump’s ‘Make America Great Again’ policy.

That is only one side of the dollar! There is always the other side. Is it not a crime for the powerful warmongers abetted by the US State machinery, to ‘rob’ the Indians with a high rate of poverty of such whopping sums of money, a mighty portion of which will end up in the safes of the super-rich? Did they ‘lie, cheat and rob’ our big brother? 

Are the Indian leaders supported by an army of warmongers, including sections in the media equally culpable of ‘lying, cheating and robbing’ the poor in our part of the world? So they say! 

 

Where is the UN?

Be that as it may. Where in the world is the UN? Is it beyond the ability and capacity of the Indian and Chinese leaders to sign peace agreements instead of listening to warmongers? That call however will certainly remain a far cry from the wilderness! Because the arms industry, as the late Justice C.G. Weeramantry of International Court of Justice (ICJ) fame said, is firmly established while the peace lobby is extremely weak.

American human rights: The Guantanamo Prison

Guantanamo

The concept of human rights has always been a popular topic for human beings. Such popularity and influence has led to some countries, mostly the US, misusing and exploiting this term in the media and international relations. The following Op-Ed, published by Khamenei.ir, looks at the US’s Guantanamo Prison from a human rights perspective.

When, in his annual speech in the US Congress, Donald Trump announced his decision to let the Guantanamo Prison continue its activities, he showed that the American human rights will continue to exist!

Guantanamo is the name of a terrifying prison located at Guantanamo Bay in southeastern Cuba which belongs to the US Navy. Since 1903, following a contract between the US and Cuba, the US navy base was entrusted to the Americans. However, after the Cuban Revolution in 1959, the revolutionary government of Cuba demanded that the contract be rescinded and the American navy base be closed down, but the US government did not agree. Since then, every year, Washington sends a cheque to the Cuban government, but the Cubans refuse to cash it.

Following the September 11 terrorist attacks in 2001, the US government created a fearsome prison in Guantanamo Bay Navy Base under the presidency of George W. Bush to imprison those who are arrested in different parts of the world for terrorist actions. The United States described the Guantanamo prisoners as “enemy combatants”. In the legal system of the United States, this term refers to individuals who take up arms against the United States' interests without their country being officially at war with the US. Because such individuals do not have US citizenship and because they are not inside the US jurisdiction zone, they do not enjoy the rights that other detainees do in the US. In other words, they do not benefit from an explanation of their charges, they do not have access to a lawyer and the usual investigation procedures are not observed in their case. Although they are foreigners and do not have American citizenship, they do not have the rights given to prisoners of war. For such individuals, any kind of torture is condoned. Moreover, they cannot meet and correspond with their family members, they are not given good food in any way and they are deprived of any human rights privilege.

Although the news on Guantanamo is heavily censored, the statements made by some of those who have been released show the hard conditions there and a clear violation of human rights in that prison. For instance, Nizar Sassi, a former Guantanamo prisoner, has stated in an interview that the American jailors had made them take off their clothes and then raped them in front of everyone. At that time he had no idea as to why they had been treated in that way. However, later on he realized “humiliation” as the only possible reason. He added that forgetting those bitter, hideous, and troubling incidents were very difficult and even impossible[i].

These statements indicate that after being released, Guantanamo prisoners only find peace in carrying out suicidal attacks against American forces and in fact, the Guantanamo Prison provides individuals with the motive to increase terrorist attacks. Mark Fallon, a former US investigator, mentions that not only is torture a poor means to gain military information, but it also increases violence and the chances of future attacks against the US[ii].

On January 22, Barak Obama, the former US president, issued an order to close down the Guantanamo Prison and other secret prisons set up by the CIA, doing so in his second day in office, but his order was never executed and that fearsome prison continued to work.

On March 14, 2009, the United States Department of Justice stated that since then, the United States would not use the term “Enemy Combatant” to refer to suspects accused of terrorist operations. On the basis of that order, the prisoners held in the Guantanamo prison, accused of participating in terrorist attacks, should have benefited from international prisoners’ rights, but that law remained on paper too and it was never implemented.

On January 30, 2018, not only did Donald Trump announce his decision to let the Guantanamo Prison continue to work, but it also reiterated that torture is an efficient tool to gain information from prisoners. In response to those statements, Alberto Mura, a former US Navy Commander, described Trump’s statements as impractical, resulting from inexperience and lack of political insight[iii].

The forced and illegal lease on the Guantanamo Island, which is under the sovereignty of the Cuban government and which is part of the territorial integrity of that country, and the activities done in the fearsome Guantanamo Prison, as well as the tortures carried out in that prison, are clear manifestations of the violation of international laws and in particular, of human rights.

 

قره‌باغ، همچنان مناقشه باقی ماند

 

قره‌باغ، همچنان مناقشه باقی ماند

در حالی که مردم منطقه در انتظار تداوم پیروزی های جمهوری آذربایجان و ورود ارتش این کشور به خانکندی، مرکز قره باغ بودند، انعقاد معاهده آتش بس بین سران آذربایجان و ارمنستان با وساطت روسیه، حل مناقشه قره باغ را در پرده ای از ابهام قرار داد.

وساطت روسیه، ارتش ارمنستان و جمهوری خودخوانده را نجات داد و از تسخیر قره باغ توسط آذربایجان و تکمیل تمامیت ارضی این کشور، ممانعت کرد.

طبق توافقنامه صلح، ارتش روسیه بعد از ۲۷ سال مجددا تحت عنوان نیروهای حافط صلح وارد آذربایجان شد و از این پس باکو برای آزادی قره باغ نه با اشغالگران ارمنستان بلکه با روسیه روبرو خواهد بود. بسیاری از مردم آذربایجان معتقدند الهام علی اف که بارها با حضور ارتش روسیه در قره باغ مخالفت کرده بود، با عدم تسلیم در مقابل مسکو، می توانست در مسیر آزادی قره باغ حرکت کند.
در مجموع ابهامات جدی در اجرای توافقنامه سه جانبه آذربایجان، روسیه و ارمنستان وجود دارد که بتدریج خود را نشان خواهد داد. بخشی از این ابهامات عبارتند از:

- نیروهای مسلح ارمنستان تا روزهای پانزده و بیست نوامبر به ترتیب شهرهای اشغال شده آغدام و کلبجر و تا روز اول دسامبر شهر لاچین را ترک خواهند کرد. این نیروها در شهرهای خانکندی، خوجالی و عسگران هم حضور دارند و زمان خروج آنها از این سه شهر در توافقنامه، مشخص نیست. تا زمانی که این مسئله روشن نشود ضمانتی برای استقرار صلح وجود ندارد.

- وضعیت حقوقی قره باغ در پرده ابهام است. آیا آذربایجان در این منطقه حاکمیت دارد یا رئیس جمهوری خودخوانده قره باغ ؟ این مناطق بر اساس قوانین آذربایجان و زیر پرچم این کشور، مدیریت خواهند شد یا به شکل قبلی؟ جمهوری آذربایجان که با اداره این مناطق به شکل قبلی مخالف است و قره باغ را در قلمرو خود می داند، آیا دوباره به جنگ روی خواهد آورد؟

- تقسیمات اداری این مناطق (خانکندی، خوجالی، آغدره، خجاوند، هادروت) که توسط ارامنه تغییر داده شده آیا با نظر آذربایجانی ها تغییر خواهد کرد؟. مناطقی که نام آنها تغییر داده شده مانند استپاناکرت (خانکندی)، مارتونی (خجاوند) و  مارداکرت (آغدره) از این به بعد چگونه نامیده خواهند شد؟

- در توافقنامه سه جانبه آمده است: کریدور لاچین توسط نیروهای حافظ صلح حفاظت خواهد شد.  در این صورت آیا تردد از مرز، توسط مرزبانان جمهوری آذربایجان در پایانه مرزی کنترل می شود؟ اسناد گذرنامه و ویزا با قانون کدام کشور بررسی می شود؟ جلوی ورود غیر قانونی افراد از کریدور لاچین به خاک آذربایجان چگونه گرفته خواهد شد؟ آیا آذربایجان اعمال حاکمیت خواهد کرد؟ نیروهای حافظ صلح روسیه که در خط تماس قره باغ و در کریدور لاچین مستقر خواهند شد، قاعدتا نمی توانند اعمال حاکمیت کنند، پس وضعیت چگونه خواهد بود؟

- ساکنین آذری زبان این مناطق که پس از تجاوز ارمنستان آواره شده اند، چگونه به خانه های خود بر می گردند؟ ارمنی تبارهائی که در دوران اشغال توسط ارمنستان از مناطق مختلف جهان به قره باغ منتقل شده اند، آیا اتباع جمهوری آذربایجان محسوب خواهند شد یا باید قره باغ را ترک کنند؟
- گمرک، بانک ها، نهادهای مالی و مالیاتی، شعب نهادهای انتظامی چگونه و از چه کشوری دستور می گیرند؟ در صورتی که مدیریت قره باغ بر اساس قوانین آذربایجان انجام گیرد، ارتباط با مرکز و انتصاب مقامات محلی به چه شکل خواهد بود؟.

- آیا ارتش روسیه فقط امنیت ارامنه را تامین خواهد کرد؟ بازگشت روسیه به خاک آذربایجان تحت پوشش نیروهای حافظ صلح تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟ آیا اصولا روسیه، قره باغ را بخشی از تمامیت ارضی آذربایجان می داند؟
- قرار است قره باغ از طریق دالان لاچین به ارمنستان وصل شود و در صورت توافق، نججوان نیز از طریق خاک ارمنستان به آذربایجان متصل گردد. تحت حاکمیت کدام دولت این تحولات صورت خواهد گرفت؟ علی الظاهر در قره باغ حاکمیت دولت خودخوانده باقی خواهد ماند و دولت جعلی که قبلا تحت نظارت ارمنستان بود منبعد تحت نظارت روسیه فعالیت خواهد کرد.

کارشناسان امور قفقاز معتقدند در این توافق، خواسته مردم جمهوری آذربایجان یعنی احیای کامل تمامیت ارضی این کشور  نادیده گرفته شده و لذا مطالبه مردم این کشور همچنان برای الحاق قره باغ به جمهوری آذربایجان باقی خواهد ماند.
در این که توافق آتش بس منجر به صلح پایدار شود نیز ابهام وجود دارد و بعید است استقرار نیروهای روسیه تحت عنوان حافظان صلح بتواند تمامیت ارضی آذربایجان را احیا کند.
در عین حال به دلیل اختلافات دیرینه و نهادینه شده ارمنستان با ترکیه و آذربایجان، احتمال اجرائی شدن برخی از مفاد توافق نظیر اتصال نخجوان به سرزمین مادری یعنی جمهوری آذربایجان از خاک ارمنستان، بعید بنظر می رسد. در این میان برخی مطالب غیرواقعی و غلط و انتشار  نقشه های جعلی در فضای مجازی، موضوع تغییر مرزهای جغرافیائی ایران یا قطع مرز ایران با ارمنستان را مطرح کرده اند.  در حالی که احداث مسیر ترانزیتی نخجوان- ارمنستان-آذربایجان، در شمال ارس اگر عملی شود، ارتباطی به مرزهای ایران ندارد و مرزهای شناخته شده بین المللی تغییر نخواهند یافت.
جنگ ۴۵ روزه اخیر  به آزادی هفت شهر اشغال شده جمهوری آذربایجان منجر شد و خوشحالی مردم این کشور را در پی داشت اما عدم توفیق در آزادی قره باغ این خوشحالی را ناپایدار کرد.
صلح عادلانه و پایدار در منطقه با رفع اشغال از همه اراضی آذربایجان و حفظ تمامیت ارضی این کشور  ایجاد خواهد شد. حضور نیروهای حافظ صلح روسیه اگر بتواند چنین موقعیتی ایجاد نماید موجب صلح و ثبات در منطقه شده و در غیر این صورت بر پیچیدگی حل این مناقشه خواهد افزود.

آتش‌بس در قره‌باغ مثبت اما ناکافی

 

آتش‌بس در قره‌باغ مثبت اما ناکافی

پس از یک ماه جنگ تلخ و خونین بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان، به دنبال پیروزی‌های آذربایجان و بخصوص آزادسازی شهر شوشا، با میانجیگری روسیه، توافقنامه‌ای بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان در تاریخ بیستم آبان ۱۳۹۹ منعقد شد.

بر اساس این توافقنامه دستاوردهای نظامی به دست‌آمده برای جمهوری آذربایجان از زمان آغاز درگیری‌ها حفظ شده و منطقه آغدام و اراضی جمهوری آذربایجان در منطقه قازاخ که تحت تصرف جمهوری ارمنستان بود، از تاریخ ۲۰ نوامبر به آذربایجان واگذار خواهند شد. جمهوری ارمنستان منطقه کلبجار را
تا ۱۵ نوامبر ۲۰۲۰ و منطقه لاچین را تا اول دسامبر ۲۰۲۰ تحویل جمهوری آذربایجان خواهد داد و در مجموع اراضی اشغالی آذربایجان غیر از قره باغ به این کشور بازخواهند گشت.
برای نظارت بر آتش بس، گروهی از نیروهای حافظ صلح روسیه در طول منطقه تماس قره‌باغ کوهستانی و در طول کریدور لاچین به مدت ۵ سال مستقر خواهند شد  و این تصمیم، مدت برای ۵ سال دیگر نیز
قابل تمدید است.
پذیرش آتش بس یک پیروزی خوب برای باکو و یک ناکامی برای ایروان بود. در کنار ابراز خوشحالی الهام علی اف، پاشینیان نخست وزیر ارمنستان، آتش‌بس را برای مردم ارمنستان بسیار دردناک خواند و گفت: این پیروزی نیست، اما ما هرگز اذعان نمی‌کنیم که باخته‌ایم."
با این توافق، اراضی اشغال شده آذربایجان توسط ارمنستان  تا اول دسامبر (۱۱ آذر)  آزاد می‌شود و مواضع مندرج در طرح ایران مبنی بر حمایت از تمامیت ارضی آذربایجان و ضرورت آزادی اراضی اشغالی آذربایجان و همچنین دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب، در مسیر اجرا قرارمی گردد.
البته وضعیت قره باغ هنوز مشخص نشده و رفع اشغال از اراضی آذربایجان و حفظ تمامیت ارضی این کشور،  با عودت قره باغ به سرزمین اصلی خود، تکمیل خواهد شد. طبیعی است که در این توافق، جمهوری آذربایجان دست بالا را دارد اما اگر عودت قره باغ به آذربایجان با مرور زمان مواجه شود، سایه جنگ و ناامنی بر سر منطقه باقی خواهد ماند.
این امر که در توافق آتش بس، مدت حضور نیروهای حافظ صلح روسیه، پنج سال اعلام شده، اینگونه تداعی می‌کند که حل مناقشه ممکن است تا پنج سال دیگر با تاخیر مواجه شود. با این وضعیت نمی توان به پایداری آتش بس مطمئن بود چرا که ممکن است ارمنستان با تجدید قوا و جلب حمایت سیاسی کشورهای فرامنطقه ای و تحت لوای اتحاد ارامنه، مجددا وارد کارزار شود.
 در عین حال مطالبه اصلی مردم آذربایجان نیز، بازگشت قره باغ به این کشور است و در صورت تاخیر در این امر، احتمال تحرک نظامی از سوی باکو برای دستیابی به این هدف وجود دارد.
با این وصف کماکان کشورهای روسیه و ایران باید تلاش‌های میانجیگرانه خود را برای حل کامل مناقشه ادامه دهند تا آتش بس فعلی، به استقرار صلح عادلانه با بازگشت قره باغ به جمهوری آذربایجان منجر شود. در این صورت می‌توان امنیت و ثبات در منطقه که موجب پیشرفت اقتصادی کشورهای درگیر است را  شاهد بود.

* منتشر شده در روزنامه جام جم

مطالبه آزادی قره‌باغ کماکان باید زنده بماند

 

سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان با بیان اینکه مطالبه آزادی قره‌باغ کماکان باید زنده بماند گفت: مناقشه قره‌باغ حل نشده و پیروزی آذربایجان زمانی تکمیل می‌شود که قره‌باغ به این کشور برگردد. در حالی که امروز ارمنستان از این منطقه خارج شده نیرو‌هایی تحت عنوان «حافظ صلح» در این منطقه حضور دارند و در واقع قره‌باغ تحت نفوذ روسیه قرار گرفته است.

محسن پاک‌آیین در گفت‌وگو با میزان، با اشاره به آتش‌بس جمهوری‌آذربایجان و ارمنستان درباره مناقشه قره‌باغ اشغالی، گفت: اول اینکه جمهوری آذربایجان در سایه این آتش‌بس موفق شد اراضی اشغالی خود را به دست آورد.

کارشناس ارشد روابط بین‌الملل افزود: ارمنستان اگر چه در مناقشه قره‌باغ پیروز نشد، اما از نظر اینکه از جنگ بی‌نتیجه و نافرجام طولانی رها شد و در مسیر توسعه حرکت می‌کند برای او هم مفید و اقدام سنجیده‌ای بود.

وی بیان کرد: ارمنستان در یک اقدام توسعه‌طلبانه و برای اتحاد ارامنه در سال ۹۱ و ۹۲ قره‌باغ را تهدید کرد تا اعلام استقلال کند. این کشور با اشغال ۷ شهر آذربایجان تعدادی از افراد را آواره کرد، اما این اقدام ارمنستان مورد حمایت جامعه جهانی قرار نگرفت. روسای جمهور قبل اصرار داشتند که این شیوه غلط ادامه یابد، اما رییس جمهور فعلی تصمیم درستی گرفت و از مناطق اشغالی آذربایجان خارج شد.

سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان اظهار کرد: روس‌ها از این وضعیت استفاده کردند و نیرو‌های نظامی خود را در منطقه مستقر کردند که این موفقیت برای آن‌ها تلقی می‌شود، اما مناقشه قره‌باغ حل نشده و پیروزی آذربایجان زمانی تکمیل می‌شود که قره‌باغ به این کشور برگردد در حالی که امروز ارمنستان از این منطقه خارج شده نیرو‌هایی تحت عنوان «حافظ صلح» در این منطقه حضور دارند و در واقع قره‌باغ تحت نفوذ روسیه قرار گرفته است.

وی با تاکید بر اینکه مطالبه آزادی قره‌باغ کماکان باید زنده بماند و این منطقه به تمامیت ارضی خود برگردد، در پایان گفت: در این صورت است که مناقشه قره‌باغ پایان خواهد یافت و تا وقتی که وضعیت فعلی حاکم باشد احتمال جنگ وجود دارد و ارمنستان دوباره می‌تواند ادعای مرزی خود را مطرح کند و آذربایجان هم در دفاع حملاتی داشته باشد.

  • بیشتر بخوانید:

چالش‌های توافق اخیر آذربایجان و ارمنستان و ضرورت ادامه تلاش ایران

چالش‌های توافق اخیر آذربایجان و ارمنستان و ضرورت ادامه تلاش ایران

۱۳۹۹/۰۸/۲۰

شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان با تشریح طرح توافق روسیه برای آتش‌بس میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان گفت: این توافق به حل مناقشه قره‌باغ نپرداخته و تلاش‌های میانجی گرانه ایران برای حل این مناقشه و آزادی کامل قره‌باغ باید ادامه پیدا کند.

محسن پاک آیین در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به امضای توافقنامه ارمنستان با روسیه و جمهوری آذربایجان بر سر پایان جنگ در قره باغ، خاطرنشان کرد: این توافق درمجموع از توافقات قبلی مثبت‌تر است و امید را برای استقرار صلح و ثبات منطقه‌ای افزایش می‌دهد؛ چراکه بر اساس این توافق اراضی جمهوری آذربایجان آزاد می‌شود و از این بابت می‌توان گفت جمهوری آذربایجان برنده اصلی این توافق است.

 

آذربایجان برنده اصلی توافق

وی افزود: آذربایجان این پیروزی را به دلیل حضور در میدان‌های نظامی و پیروزی‌های نظامی به دست آورد و در نهایت روسیه را متقاعد کرد که به‌طورجدی وارد عمل شده و میانجی‌گری کند و ارمنستان را هم متقاعد کرد برای اینکه شکست‌های بیشتری را در میدان جنگ پذیرا نشود به مطالبات آذربایجان جواب مثبت بدهد.

این تحلیلگر تحولات قفقاز ادامه داد: بر اساس این توافق اراضی آذربایجان به‌جز قره‌باغ تا اول دسامبر تماماً به آذربایجان برمی‌گردد و از این بابت این توافق مثبت و امیدوارکننده است.

 

حل مناقشه قره‌باغ موکول به مذاکرات بعدی شده

پاک آیین درعین‌حال گفت: مسئله مناقشه قره‌باغ در این توافق حل نشده است و قرار شده موکول به مذاکرات بعدی شود. روس‌ها اعلام کرده‌اند که نیروهای حافظ صلح را از کشور خود برای پنج سال در منطقه مستقر خواهند کرد که این پنج سال به پنج سال دیگر نیز قابل تمدید است. این مسئله به این معنا است که مناقشه قره‌باغ ممکن است تا پنج سال دیگر حل نشود و چه‌بسا تا 10 سال دیگر هم حل‌نشده بماند.

وی اضافه کرد: تا وقتی این مناقشه وجود داشته باشد هم ارمنستان می‌تواند تجدیدقوا کند و دوباره وارد جنگ شود و یا مناطق دیگری را اشغال کند و هم جمهوری آذربایجان می‌تواند به دلیل مطالبات مردم خود برای آزادی قره‌باغ دوباره اقدام به آغاز جنگی دیگر کند؛ بنابراین تا زمانی که مسئله قره‌باغ حل نشود در اختیار جمهوری آذربایجان قرار نگیرد، نمی‌توانیم شاهد صلح قطعی و دائمی باشیم.

پاک آیین با تأکید بر اینکه روند صلحی که آغازشده فقط می‌تواند با حل مناقشه قره‌باغ و بازگشت آن به تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان تکمیل شود، ادامه داد: از سال 1921 جمهوری خودمختار قره‌باغ تحت تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان بود و در زمان فروپاشی هم این وضعیت ادامه داشت. درواقع مرزهای جغرافیایی حاکی از این است که قره‌باغ بخشی از آذربایجان است و این حالت باید استمرار یابد و ما شاهد تجزیه جمهوری آذربایجان نباشیم. در این صورت می‌شود به بقای صلح امیدوار بود.

 

نقاط ضعف طرح آتش‌بس روسیه

به اعتقاد سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان، این پنج سالی که مشخص‌شده بسیار طولانی است و در مقطع فعلی باید مطالبات جمهوری آذربایجان ادامه پیدا کند تا اینکه به آزادی قره‌باغ و بازگشت آن‌هم دست پیدا کند.

پاک آیین با اشاره به بندهای این توافقنامه و چشم‌انداز دستیابی به ثبات و آرامش به‌واسطه آن، اظهار داشت: طرح روسیه و این اقدام میانجی گرانه اگرچه اقدامی مثبت بود، اما این فرصت را به ارمنستان داده که تجدیدقوا کند و در صورت نیاز درگیر شود. ممکن است آقای پاشینیان تغییر کند و رئیس‌جمهور بعدی این آتش‌بس را نپذیرد و دوباره جنگ شروع شود معتقدم علیرغم برقراری آتش بس، این مناقشه همچنان باقی خواهد ماند.

 

پذیرش توافق به نفع ارمنستان بود

وی با اشاره به اعتراض‌ها به توافق آتش‌بس در ارمنستان، گفت: در ارمنستان آقای پاشینیان به دلیل مواضعش در این رابطه موقعیت خوبی ندارد. البته معتقدم اقدام او در پذیرش صلح اقدام درستی بود. او هم ارمنستان و هم قره‌باغ را نجات داد. اقدامات روسای جمهور قبل از او مبتنی بر توسعه‌طلبی ارمنی بود و به دنبال این بودند که قره‌باغ را از آذربایجان بگیرند و به انضمام خود درآورند و یا متحد ارمنستان کنند.

این تحلیلگر مسائل قفقاز افزود: درواقع اشغال شهرهای جمهوری آذربایجان نوعی دخالت جدی در امور داخلی آذربایجان بود و مسئله داخلی آن را تبدیل به مسئله‌ای منطقه‌ای کرد؛ بنابراین روسای جمهور قبل از آقای پاشینیان مقصر اصلی بودند که این مناقشه را زنده نگه داشتند که باعث شد ارمنستان از پیشرفت اقتصادی دور بماند و دوستی مردم دو کشور که سال‌ها سابقه داشت تبدیل به دشمنی شود.

پاک آیین با بیان اینکه آقای پاشینیان خواست به این مسئله خاتمه دهد و از اولین روزی که رئیس‌جمهور شد چنین ایده‌ای را هم داشت، گفت: البته این مسئله به‌طور طبیعی نارضایتی مردم ارمنستان را در پی داشته و خواهد داشت و موقعیت او را درخطر انداخته، اما اگر او بتواند برای مردم خود توضیح دهد که این اقدام در جهت منافع مردم ارمنستان و حتی ارامنه قره‌باغ بوده ممکن است بتواند از این مشکلات موفق بیرون بیاید.

 

ضرورت تداوم تلاش‌های میانجی گرانه ایران

این دیپلمات کشورمان با اشاره به طرح ایران برای حل مناقشه قره‌باغ نیز گفت: در این طرح و در بیانات رهبر معظم انقلاب بحث آزادی اراضی اشغالی جمهوری آذربایجان و حمایت از تمامیت آن وجود داشت که البته این محقق شده است. اراضی هفت شهر آذربایجان به این کشور برمیگردد اما بحث اصلی خود مناقشه قره‌باغ است که این مطالبه کماکان وجود دارد و تا زمانی که حل نشود احتمال این درگیری وجود دارد و باوجود احتمال درگیری امکان حضور تروریست‌ها در منطقه و مرزهای ایران می‌تواند متصور باشد.

وی تأکید کرد: تلاش‌های میانجی گرانه جمهوری اسلامی ایران باید ادامه پیدا کند و نباید این‌گونه تصور کنیم که موضوع تمام شده است. باید تا آزادی کامل قره‌باغ و بازگشت آن به جمهوری آذربایجان و با احترام به حقوق ارامنه ساکن آنجا، این فعالیت‌های میانجی گرانه ما ادامه پیدا کند.