ما ایستاده ایم
شاه رفت،
کارتر رفت،
صدام رفت،
منافقین رفتند،
تاچر رفت،
داعش رفت،
بولتون رفت،
ترامپ رفت،
نتانیاهو می رود…
و ما ایستاده ایم.
شاه رفت،
کارتر رفت،
صدام رفت،
منافقین رفتند،
تاچر رفت،
داعش رفت،
بولتون رفت،
ترامپ رفت،
نتانیاهو می رود…
و ما ایستاده ایم.
کسانی مثل ترامپ، نتانیاهو و بن سلمان همواره تلاش میکنند تا در مثلث خشونت و دشمنی با جمهوری اسلامی ایران بر یکدیگر پیشی بگیرند. هر چند عمر ترامپ در حال به پایان رسیدن است، بنابراین ترامپ در آخر کار است و نمیتواند علیه ما کار دیگری صورت دهد. هر چند برخی ادعا می کنند ترامپ به دنبال حمله به تأسیسات نظامی ایران است اما به هر حال ترامپ تلاش میکند تا دراین اواخر کار به نوعی ابراز وجود کند و کماکان نشان دهد که در صحنه است،موضوعی که در ادبیات سیاسی از آن به عنوان بلوف یاد میشود.
حتی اگر ترامپ فکر حمله به ایران را در سر بپروراند قطعاً جمهوری اسلامی ایران پاسخ دندان شکنی به وی و دولت آمریکا و همراهان آمریکا دراین موضوع خواهد داد. به هر حال از این به بعد باید بدانیم که اسم ترامپ از صفحه معادلات سیاسی پاک میشود، ترامپ هم مانند بسیاری از کسانی که به فکر ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران بود به تدریج از صحنه سیاست خارج میشود تنها نامی که از او در افکار عمومی باقی میماند بدنامی است که نسلهای بعد آن را خواهند شنید وجنایتهای وی مانند سایر دولتمردان آمریکا دردل تاریخ به جا خواهد ماند.
آیت الله خامنه ای، دیپلماسی وحدت اسلامی را برای اتحاد مسلمانان مطرح کردند.دیپلماسی وحدت اسلامی، یک راهکار و یک راهبرد را شامل میشود. راهکار، عبارت از دیپلماسی است و راهبرد نیز وحدت اسلامی است. یعنی یک وسیله در خدمت یک هدف بزرگ قرار میگیرد.
به گزارش حوزه اندیشه خبرگزاری تقریب، نشست علمی «دیپلماسی وحدت اسلامی در اندیشه مقام معظم رهبری»، امروز ۴ آذرماه به همت بسیج اساتید دانشگاه مذاهب اسلامی و به صورت مجازی برگزار شد.
در این نشست، سیدمحمد حسینی، رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی، محسن پاکآیین، پژوهشگر حوزه اتحاد اسلامی، حامد رستمی نجفآبادی، مسئول بسیج اساتید دانشگاه مذاهب اسلامی و عثمان سالاری، مشاور نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در امور اقوام و اقلیتهای مذهبی به ایراد سخن پرداختند.
محسن پاکآیین، پژوهشگر حوزه اتحاد اسلامی در سخنانی در این نشست اظهار داشت: بعد از صدر اسلام، در همه مقاطع نیازمند وحدت بودیم، چون تلاش برای تفرقه زیاد بوده است و امروز که روز ولادت امام عسکری(ع) است، درحدیثی نشان میدهد که ایشان نیز در مقطعی به وحدت اشاره کردهاند. امام عسکری(ع) به صحابه و سفرای خود میفرمودند برای اتحاد به قبائل مختلف بروید، با آنها نماز بخوانید، بر جنازه آنها حاضر شوید، بیمارانشان را عیادت کرده و حقوق آنها را ادا کنید که توجه خاص حضرت(ع) به وحدت اسلامی را میرساند.
وی افزود: امروز نیز نیازمند وحدت اسلامی هستیم، چون یکی از منابع اصلی جنگ نرم دشمن علیه اسلام ایجاد تفرقه است که به دو صورت اعمال میشود؛ تفرقه بین مردم و مسلمانان و تفرقه بین دولتهای اسلامی. تفرقه در میان مردم از طریق فرقهسازیهای مختلف و ایجاد قرائتهای گوناگون از اسلام است و گروههایی مانند داعش و ... را ساختند تا در میان مسلمانان تفرقه ایجاد کنند. در کشورها نیز سعی دارند کشورهای اسلامی را در مقابل هم قرار دهند، برای نمونه عربستان را در مقابل سوریه و یا عراق را در مقابل ترکیه قرار دهند و سعی کنند این اختلافها منجر شود کشورهای اسلامی متحد نشوند.
وی خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری راهکار را در حکمی که به آیتالله اراکی، دبیر کل سابق مجمع تقریب مذاهب دادند، اشاره کردند. ایشان فرمودند دیپلماسی وحدت اسلامی را به عنوان یک راهبرد مورد توجه قرار دهید. این فراز صبحتهای مقام معظم رهبری بسیار مهم است. این جمله کوتاه، عمیق است. زیرا یک راهکار و یک راهبرد را شامل میشود. راهکار عبارت از دیپلماسی است و راهبرد نیز وحدت اسلامی است. یعنی یک وسیله در خدمت یک هدف بزرگ قرار میگیرد.
پاک آیین تاکید کرد: دیپلماسی، هنر حل اختلافات از طریق ایجاد رابطه بین دولتها و ملتها است که روز به روز هم اهمیت آن برای جلوگیری از جنگها بیشتر میشود و در عرصههای مختلف نیز این را شاهد بودیم. در صدر اسلام نیز پیامبر(ص) معمولا قبل از هر جنگ برای کاهش تفرقه نامههایی میفرستادند و سفیرانی داشتند و حضرت(ص) بیش از ۱۰۰ نامه برای قبایل مختلف فرستادند و سعی داشتند در وهله اول با نوعی ارتباطسازی، اختلافها را کاهش دهند و سعی کنند از جنگ جلوگیری نمایند. چون اسلام دین سلم و صلح است. لذا دیپلماسی، هنر رفع اختلاف است، آن هم با تأکید بر مشترکات.
وی افزود: پیامبر(ص) به سفرای خود میفرمود هر کجا رفتید، نخست بر اشتراکات تأکید کنید و اگر اشتراکات وجود نداشت، بر انسان بودن خود تأکید کنید و بر اساس انسانیت با این اشتراک شروع کنید و کار را جلو ببرید.
وی اظهار کرد: کار اصلی دیپلماسی تأکید بر مشترکات است. در اسلام نیز دیپلماسی به این صورت در خدمت وحدت قرار میگیرد که بر مشترکات تأکید کند، چراکه این مشترکات بیش از اختلافات است. ما یک قبله، یک پیامبر(ص) و یک کتاب داریم و نماز، روزه، خمس و حج نیز همه از اشتراکات ما است و باید بر اینها تأکید کنیم و همین هم هنر دیپلماسی است.
وی ادامه داد: یکی دیگر از هنرهای آن، رابطهسازی است و باید به تقویت ارتباطات با جهان اسلام بپردازیم، آن هم در دو سطح؛ یکی در سطح مردم و دیگر در سطح دولتها. چون غرب میخواهد بین مسلمانان تفرقه بیندازد و در این سطح، ارتباطات ما با علما و نخبگان اسلام مهم است، چون آنها بر افکار مسلمین تأثیرگذار هستند.
پاک آیین با اشاره به مسئله فلسطین بیان داشت: بحث فلسطین اولین مشکل جهان اسلام است. همچنین مسئله عادیسازی روابط با اسرائیل هم به ضرر این کشورها است و موجب وحدت جهان اسلام خواهد شد. در این کشورها، مردم جواب حاکمانشان را میدهند، اما این عادیسازی روابط میتواند عاملی برای وحدت باشد و میتوان از طریق ارتباط با علمای جهان اسلام این معضلات را برطرف کرد.
وی با اشاره به وجود علمای وحدت گرا در عصر حاضر افزود: در عصر حاضر نیز آیتالله واعظ زاده خراسانی و بعد آیتالله تسخیری بودند که آیتالله تسخیری زبان گویای وحدت اسلامی بود. لذا با استفاده از این قبیل از علما میتوانیم این دیپلماسی را در جهت وحدت اسلامی اعمال کنیم. دانشگاه مذاهب هم باید تربیت دیپلمات وحدت اسلامی را در دستور کار قرار دهد و تمام دانشجویان این دانشگاه میتوانند سفرای وحدت اسلامی باشند. باید با دیپلماسی آشنا شوند و این دیپلماسی را در خدمت وحدت اسلامی قرار دهند که یکی از کارهای کاربردی است و باید به آن توجه شود. دانشجوی دانشگاه مذاهب اسلامی باید از امروز حس کند که در خدمت اجرای این گفتمان مقام معظم رهبری است و باید آداب دیپلماتیک را بیاموزد و گفتوگوهای خود را با دنیا شروع کند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: مطلب مهم دیگری که باید مورد توجه باشد، ارتباط وحدت اسلامی با تمدن نوین اسلامی است که این نیز از گفتمانهای مقام معظم رهبری است که در بیانیه گام دوم نیز آمده است. اگر میخواهیم به تمدن نوین اسلامی برسیم، باید اتحاد اسلامی درجه بالایی داشته باشد و تقریب باید در حد بالا باشد. ما به دنبال وحدت شیعی نیستیم، بلکه به دنبال وحدت اسلامی هستیم که این وحدت جهان اسلام میتواند موجب ایجاد یکی از ملزومات تمدن نوین اسلامی شود که از راهبردهای اصلی مقام معظم رهبری است. نهتنها در بیانیه گام دوم که در مقاطع مختلف اشاره کردهاند و اگر بخواهیم با تمدن لیبرال دموکراسی مقابله کنیم، باید بتوانیم اتحاد اسلامی را زنده نگه داریم. در جامعه متفرق نمیتوانیم داعیه تمدنسازی داشته باشیم و از تفرقهای که امروز در اردوگاه تمدنی غرب شاهد هستیم، باید بهره بگیریم و با توجه به اشتراکات، وحدت اسلامی را رشد دهیم.
The United States launched a military attack on Iraq and Afghanistan under the slogan of "countering terrorism." However, since the arrival of American troops in Iraq, not only has terrorism not stopped, but problems in terms of human rights and security have arisen for Iraq. One of these cases is the Abu Ghraib prison. The following article, published in Khamenei.ir, examines the issue of human rights in the case of the Abu Ghraib prison.
When the images of all kinds of torture, perpetrated by American forces, were published for the first time, public opinion in the world seriously condemned those human rights violations: images of naked female and male prisoners hanging from the roof who had been forced by to rape one another for the American soldiers’ pleasure. These are unbelievable images that exist in abundance on the Internet which cannot be watched longer than a few seconds because they are so horrible and indecent.
Located 32 kilometers away from western Baghdad, the Abu Ghraib prison has been and will be one of the most infamous prisons in the world. It achieved international infamy because of tortures, in particular against Shia prisoners, perpetrated by Saddam Hussein and his Ba’athist regime. After the US’s military invasion on Iraq in 2004, the prison was seized by American forces and it turned into a place for torturing and abusing Iraqi prisoners. First, the Americans repaired and renovated the prison and after that, they created a scenario by portraying clean cells for prisoners in an attempt to showcase their attention to prisoners’ rights. However, afterwards, they created human disasters in that prison which are clear manifestations of human rights violations and a symbol of American savagery.
When Seymour Hersh, an experienced and well-known American journalist released a confidential video about the Americans’ human rights violations in Abu Ghraib Prison[i], the US Department of Defense worked hard to play down the images portrayed in the said video. However, it did not take long for the independent society of journalists in the US to confirm the authenticity of the images portrayed and they lifted the veil that had been drawn over the crimes committed by American transgressors against Iraqi prisoners in the Abu Ghraib Prison.
In his speech delivered to the people present in the civil rights syndicate on the occasion of the annual torture report presented to the US Senate, Hersh stated that the Americans had done their best to prevent the film from being released However, it was impossible and the global community would know about it sooner or later. According to Hersh, at Abu Ghraib the female prisoners did write letters to their families and their husbands, but they would ask for something unexpected in those letters. They would beg their husbands to go and kill them[ii] for what had happened to them. In the Abu Ghraib Prison, women were forced to witness their sons being raped by American soldiers and most deplorably, they would be raped by their sons as forced by American torturers[iii].
Those crimes were committed while many of the women held captive in Abu Ghraib Prison had not committed any crime. A large number of them were detained there as a bait to force their husbands, brothers and fathers to confess. Once, Lynndie England – whose photo was published in the media showing her dragging an Iraqi prisoner on the ground with a piece of rope – said to Colorado TV that they had been ordered in Abu Ghraib to create a hellish situation for prisoners by means of torture so that they would confess[iv].
There is no doubt that savage tortures perpetrated by the Americans in Abu Ghraib Prison are a symbol of American Human rights and that they are at odds with international conventions and therefore, they are punishable as war crimes. On the basis of the Geneva third convention, every injury, wound, physical punishment and psychological torture against captives with the purpose of gaining information is forbidden. Also according to the four treaties of the Geneva Conventions, torture, inhumane behavior, the infliction of intentional and severe pain and doing injury to prisoners’ sexual organs are considered as serious violations of the aforementioned conventions and thus, the perpetrators will be subject to trial and to punishment.
According to Human Rights Watch, many of the prisoners were held in Abu Ghraib prison without any judicial ruling or trial. In its report delivered in 2008, HRW stated that the American occupiers held around 25,000 Iraqis without explaining their crimes, without a ruling and without a trial.
On the basis of international laws, national judiciary reference points such as the Iraqi judiciary branch and also international judiciary centers such as the International Court of Justice situated in the Hague had the authority to take action and to investigate all the culprits and accused on this matter. Despite the fact that because of US’s influence, attendance to such cases always faces certain obstacles, attendance to them in third party countries and courts, on the basis of the international authority principle, is always possible. The important point is that crimes as deplorable as this one should never be erased from the historical memory of nations and one of the ways to prevent this from happening is to pursue the matter through the legal framework and to ultimately punish the culprits in legal ways.
[i] https://www.newyorker.com/magazine/2004/05/10/torture-at-abu-ghraib
[ii] 'Please come and kill me, because of what's happened'
[iii] https://www.salon.com/2004/07/15/hersh_7/
[iv] https://www.ft.com/content/e4ddaad6-6431-11d9-b0ed-00000e2511c8

برگزاری اجلاس بینالمللی «صلح عادلانه؛ گفتمان مشترک جهانی» فرصتی بود تا برای اولین بار در هفتم آبان ۱۳۹۰ به کانادا بروم.
در این سفر از نزدیک با شعارهای باصطلاح آزادیخواهانه و حقوق بشر در کانادا آشنا شدم. اجلاس به دعوت دانشگاه سنت پُل و با هدف طرح گفتمان صلح و عدالت در میان دانشگاهیان کانادا برگزار میشد.
چند روز قبل از نشست، لابیهای صهیونیستی و عوامل ضدانقلاب، با اطلاع از موضوع، تلاش زیادی برای جلوگیری از برگزاری نشست و یا حداقل مخدوش کردن آن داشتند. علیرغم ادعای آزادی بیان، قبل از اجلاس، روزنامه «اتاوا سیتیزن» در اقدامی تحریک آمیز، هیئت ایرانی را ضدیهودی و عامل تشنج برای جامعه کانادا اعلام کرد. پیش داوری های برنامهریزی شده برای تحت تأثیر قراردادن این سفر، توجه رسانههای مختلف دیگر را هم به این موضوع جلب کرد و جنجال های جدیدی آغاز گردید.
این فضاسازی باعث شد که پلیس فرودگاه اُتاوا حدود سه ساعت نگارنده و یکی از همراهان را مورد بازجوئی قراردهد. آنها در یک اقدام کاملاً غیرقانونی و مغایر با حقوق بشر، بدون اعتنا به دعوتنامه دانشگاه سنت پُل برای هیات ایرانی و دریافت ویزای معتبر، اقدام به ضبط موبایل و لب تاپ های ما کردند. دو مامور سیاهپوست خشن و بی ادب، ما را در یک اتاق محبوس و بهصورت جداگانه بازجوئی کردند. رفتار مأمورین بسیار زننده بود. سفارت ایران به دلیل روابط سرد دو کشور، اجازه دخالت برای حل مشکل را نیافت و پس از سه ساعت بعد از تماس یکی از ایرانیان کانادا با دانشگاه سنت پل، توانستیم از فرودگاه خارج شویم. دولت مدعی آزادی کانادا برای جلوگیری از نشست، به تروریست های سازمان منافقین اجازه داد تا با قصد برهم زدن اوضاع در مقابل مجلس کانادا که محل برگزاری اجلاس بود، تجمع کنند.
تعداد ضد انقلاب به پانزده نفر نمی رسید در حالی که شش هزار ایرانی در کانادا زندگی میکنند و حضور این تعداد ضدانقلاب در جلوی مجلس، نشاندهنده اوج فلاکت و انزوای آنان بود. تاسف بارتر اینکه دولت کانادا در حمایت آشکار از تروریسم، بر روی این افراد سرمایه گذاری کرده بود. خوشبختانه با سعه صدری که گروه نشان داد و تلاش خوب دوستانهمفکر، شرایط پیشآمده مدیریت و نشست علمی برگزار شد. در این نشست که با حضور رسانه های متعدد برگزار می شد، دو نفر از سخنرانان، شعارهای حقوق بشری کانادا را زیرسئوال برده و به شدت از برخورد ضد انسانی این کشور با هیات ایرانی بخصوص در فرودگاه انتقاد کردند. این اظهارات انعکاس رسانه ای گسترده ای داشت و برخی از خبرنگاران مستقل، با طرح سوال از وزیرامنیت کانادا درباره علل بازجوئی از هیئت ایرانی در فرودگاه و عدم مشارکت پلیس در حفظ امنیت، باعث شد که وزیر امنیت با ژستی دموکراتیک، از پلیس کانادا بخواهد تا به موازین انسانی پایبند باشد. در این سفر فهمیدیم که نقض آزادی بیان به بهانه مبارزه با تروریسم، یکی از ترفندهای دولت کانادا برای محدود کردن آزادی شهروندان خود و حتی اتباع خارجی است.
چند روز پیش که دولت کانادا، بانی تصویب قطعنامههای حقوق بشری علیه ایران شد، با یاد خاطرات آن سفر، از اینکه ناقضان اصلی حقوق بشر در جهان، خود مدعی دفاع از حقوق انسانها شده اند، متاسف شدم. این کشورها از جمله کانادا که خود از بزرگترین ناقضان حقوق بشر است؛ برای متهم کردن دیگر کشورها، فاقد مشروعیت است.
امروز کانادا یکی از کشورهای امن برای تروریست هاست و استفن هارپر نخست وزیر سابق کانادا یکی از سیاستمداران کانادایی است که با سخنرانی در نشست گروهک تروریستی منافقین، به حمایت علنی از تروریسم پرداخت. این در حالی است که گروهک منافقین برای سیاستمداران کانادایی کاملاً شناخته شده است. طبق اسناد منتشرشده، از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۸ حداقل ۱۸ نماینده مجلس کانادا در کنفرانسهای سالانه منافقین شرکت کرده و سه نفر از این افراد به مقام وزارت در کابینه دولت کانادا رسیده اند.
غیر از اعضای سازمان منفور منافقین، تعدادی از تروریست های گروهک های تکفیری همچون داعش و القاعده در زیر چتر حمایت اتاوا هستند. کانادا یکی از مرکز پولشوئی در جهان است و معمولا اختلاسگران، مفسدین مالی و قاچاقچیان عمده مواد مخدر در این کشور زندگی کرده و در بانک های کانادایی حساب پس انداز دارند. اختلاسگران فراری ایرانی مانند خاوری ها در کانادا آزادانه زندگی می کنند و حتی پلیس بینالمللی نیز نمی تواند برای جلب آنان اقدام کند.
در کارنامه حقوق بشری کانادا، به نقاط تاریک فراوان از جمله نقض حقوق افراد بومی و شرایط نامناسب معیشتی آنان می توان اشاره کرد. میزان فقر، خودکشی و اعتیاد در میان مردم این کشور بسیار بالاست و خشونت علیه زنان، دختران و سوء استفاده جنسی از زنان بومی از مصادیق بارز نقض حقوق بشر است. کانادا به دلیل نقض حقوق مهاجران یکی از کشورهای بدنام جهان است و مهاجران بهویژه مسلمانان، در مقاطع مختلف با خشونت چشمگیر پلیس و نیروهای امنیتی روبرو هستند.
طبق گزارشهای سـازمان ملل، کانادا به تعهداتش در خصوص حقـوق معلولان پایبنـد نیست و نسـبت بـه بهرهمند سازی افراد معلـول از حق آموزش، کار، مسـکن، آب و بهداشـت، کاملاً غیرمسئولانه عمل کرده اسـت. در این کشور، قوانین کافی برای ارتقای جایـگاه زنان و مردان معلـول وجـود نـدارد و اشـکال گوناگونی از خشـونت علیه زنـان و دختران معلـول بهویژه زنان دارای معلولیت ذهنی در پرونده حقوق بشری کانادا ثبتشده است.
خانم «کاتالینـا آگیلار» گزارشـگر ویـژه حقـوق افراد معلـول در جلسـه هفتـادودوم مجمع عمومـی سـازمان ملـل در تاریـخ ۱۴ جولای ۲۰۱۷، گزارشـی در خصـوص وضع دختـران و زنـان معلـول در کشـور کانـادا منتشـر و اعلام کـرد که حدود ۳۰۰۰ شـهروند شهر آلبرتا، بین سـالهـای ۱۹۲۸ - ۱۹۷۲ بـه بهانـۀ سـرایت معلولیـت ذهنـی، عقیـمسـازی شـدهاند که این مسئله نقض فاحش حقوق بشر محسوب میشود. اعتراضها در این شهر پسازآن شکل گرفت که فیلمی از «جویس اچاکوآن» یک زن بومی ۳۷ ساله و مادر هفت کودک منتشر شد که قبل از فوت در بیمارستان مورد آزار قرارگرفته بود.
یکبار هم «فرانسوا فیلیپ شامپانی» وزیر امور خارجه وقت این کشور از نژادپرستی نظاممند در کانادا خبر داد و گفت: «در کانادا بهرغم شهرت این کشور در برخورداری از چندین فرهنگ و مزیت تلقی شدن این تنوع فرهنگی، نژادپرستی ساختاری وجود دارد. نژادپرستی نظاممند در کانادا، پیام تأسف باری است که باید ما را علاوه بر انتقاد، به واکنش عملی در برابر آن وادار کند». متعاقباً روزنامه فرانسوی لوفیگارو به نقل از «جاستین ترودو» نخستوزیر کانادا گزارش داد که نژادپرستی نظاممند تمام نهادهای کانادا، دولت و تشکیلات پلیس را فراگرفته است. «گلن هر» از رهبران بومیان کانادا نیز با انتشار بیانیهای تصریح کرد که نژادپرستی بیش از ۲۰۰ سال است که در اینجا حضور دارد و این موضوع میتواند به استاندارهای بینالمللی حقوق بشر لطمه بزند.
تردیدی نیست که کانادا یکی از ناقضان اصلی حقوق بشر و یکی از حامیان جدی گروههای تروریستی و مفسدین اقتصادی ایرانی است و جا دارد محاکم قضائی کشورمان در دادگاههای بینالمللی علیه اقدامات غیرقانونی کانادا اقامه دعوی نمایند. دولت جمهوری اسلامی ایران نشان داده است که برای حفظ حقوق مردم خود مصمم است و انتظار است مسئولین قضائی، حقوقی و سیاسی ایران، منطبق با موازین بینالمللی نسبت به استیفای حقوق مردم ایران اقدام نمایند.
سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان سفر ظریف به مسکو و باکو را در راستای تلاش جدی ایران برای خاتمه دادن به مناقشه قره باغ خواند و گفت: باید تلاش کنیم ابتکار عمل برای استقرار صلح در منطقه را به دست بگیریم.

به گزارش خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران قرار است در این هفته سفری به مسکو و باکو داشته باشد و براساس اعلام سعید خطیب زاده سخنگوی وزارت امور خارجه، موضوع قره باغ و مناسبات دوجانبه از جمله موضوعات در دستورکار این گفتوگوهاست. البته خطیب زاده در گفتوگویی با فارس اعلام کرد که سفر ظریف به ارمنستان هم در حال برنامه ریزی است و در دستورکار قرار دارد، ولی با توجه به تغییرات در این کشور در جریان بودن استقرار وزیر خارجه جدید ارمنستان، تاکنون سفر به ایروان در برنامه پیش رو تنظیم نشده است.(اینجا بخوانید)
به گزارش فارس، این سفر در حالی صورت میگیرد که اوایل آبان ماه نیز سید عباس عراقچی در سفری به چهار کشور منطقه شامل جمهوری آذربایجان، روسیه، ارمنستان و ترکیه، طرح پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران برای حل مناقشه قره باغ را به مقامات این کشورها معرفی کرد.
حال در این شرایط و پس از برقراری آتش بس بین باکو و ایروان در پی توافق صورت گرفته در مسکو، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران قرار است سفری به منطقه داشته باشد.
*تلاش کنیم ابتکار عمل را در جهت استقرار صلح در منطقه به دست بگیریم
در همین زمینه «محسن پاک آیین» سفیر پیشین ایران در باکو در گفتوگویی با خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، در خصوص سفر رئیس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران بیان کرد: مقطع فعلی برای سفر آقای دکتر ظریف به مسکو و باکو مقطع بسیار خوب و مناسبی است و باید در این مقطع حتما تلاش کنیم ابتکار عمل را در جهت استقرار صلح در منطقه به دست بگیریم.
وی افزود: مقام معظم رهبری فرمودند که جنگ بین دو همسایه یک حادثه تلخ است و هر چه سریعتر باید تمام شود و این میتواند موضع اصولی ما باشد برای اینکه به منظور برقراری صلح در منطقه تلاش کنیم.
پاک آیین با بیان اینکه در جریان توافق صلح اخیر در مسکو برخی از دیدگاههای ایران هم تامین شد، اظهار داشت: برای مثال ایران از تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان حمایت میکرد و خواهان بازگشت اراضی اشغال شده توسط ارمنستان به جمهوری آذربایجان بود و در عین حال مخالف تغییر مرزهای جغرافیایی بود که اینها محقق شده است و در عین حال ایران مخالف حضور تروریستها در کنار مرزهای خود و در این جنگ بود که به نظر میرسد بعد از هشدار مقام معظم رهبری و مواضع قاطعانهای که مقامات نظامی و امنیتی کشور اتخاذ کردند، تروریستها یا از منطقه خارج شدهاند یا به مناطق دورتری رفتهاند.
سفیر پیشین ایران در باکو بیان کرد: در این مقطع نیاز داریم بقیه اهداف خودمان برای استقرار صلح را تامین کنیم.
وی با بیان اینکه سفر در مقطع فعلی از یک لحاظ دیگر هم مقطع خوبی است، عنوان کرد: به دلیل اینکه روابط جمهوری آذربایجان و ایران در حال حاضر روابط بسیار خوبی است و الهام علی اف رئیس جمهور آذربایجان نیز در آخرین اظهارات خود این موضوع را بیان و ابراز خرسندی کرد از اینکه ایران اجازه نداده از مرزهایش سلاح به ارمنستان ارسال شود.
*رای منفی جمهوری آذربایجان به قطعنامه حقوق بشری کانادا
این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: در عین حال جمهوری آذربایجان برای اولین بار به قطعنامه کانادا که با انگیزه سیاسی در ارتباط با وضعیت حقوق بشر در ایران تهیه شده بود، به نفع ایران رای منفی داد و این اولین بار است که بعد از استقلال این کشور این اتفاق میافتد و نکته مثبتی در روابط فیمابین است.
پاک آیین بیان کرد: سفر آقای ظریف در این مقطع برای پیگیری مفاد طرح ایران و تأکید بر ضرورت استقرار صلح در منطقه بسیار مهم تلقی میشود. در عین حال همانطور که در بیانات مقام معظم رهبری بود، ما به دنبال این هستیم که امنیت ارامنه در قره باغ تامین شود و این موضوع حتما از طرف مسکو و ایران با جمهوری آذربایجان مطرح و راهکارهایی پیشنهاد خواهد شد.
وی سفر ظریف به باکو و مسکو برای پیگیری طرح صلح و تثبیت موقعیت فعلی که مسیری مثبت به سوی استقرار صلح است را اقدام خوبی برشمرد.
* در توافق مسکو راهکاری برای وضعیت و حاکمیت قره باغ وجود ندارد/ مناقشه قره باغ باید حل شود تا آتش بس تثبیت شود
پاک آیین در ادامه این گفتوگو درباره حل دائمی مناقشه قره باغ نیز خاطرنشان کرد: به اعتقاد من همانطور که از نام آن پیداست مناقشه قره باغ باید حل شود. در توافق مسکو راهکاری برای اینکه موضوع قره باغ حل و مشخص شود که در این جمهوری چه کشوری حاکمیت دارد، دیده نمیشود. یعنی مشخص نیست که آیا قره باغ به تمامیت ارضی آذربایجان برمیگردد؟ یا به صورت فعلی جمهوری خودخوانده باقی خواهد ماند؟ وضعیت و حاکمیت آن معلوم نیست و این موضوع مهمی است.
وی توضیح داد: قطعا جمهوری آذربایجان، قره باغ را جزو تمامیت ارضی خود میداند و از آن صرفنظر نخواهد کرد و ارامنه قره باغ هم مطالباتی برای تعیین حق سرنوشت خودشان دارند. شاید راهکاری که در آن قره باغ جزو تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان باشد، ولی نوعی خودمختاری فراگیر و همه جانبه به اهالی قره باغ داده شود، بتواند راهحلی باشد که هم نظر آذربایجان تامین شود و هم نظر ارامنه قره باغ.
این تحلیلگر مسائل بینالملل عنوان کرد: در مجموع مناقشه قره باغ باید حل شود تا آتش بس تثبیت شود و ما شاهد صلح عادلانه و پایدار باشیم.
* عواملی که باید از این موضوع فاصله بگیرند/ حضور ترکیه به نفع صلح در منطقه و حتی جمهوری آذربایجان نیست
وی با بیان اینکه عواملی هستند که باید از این موضوع فاصله بگیرند و اجازه دهند آذربایجان و ارمنستان به صورت دوجانبه یا با میانجیگری ایران و روسیه سعی کنند مذاکره و مسائل خود را حل کنند، اظهار داشت: آقای الهام علی اف نیز اخیرا اعلام کرد که آماده عادی سازی روابط با ارمنستان است.
پاک آیین یکی از این عوامل را ترکیه برشمرد و گفت: ترکیه به دلیل اینکه در منطقه قبرس، یونان و مدیترانه با کشورهای اروپایی دارای مشکل جدی است، الان سعی دارد با تبلیغات، خودش را در کنار جمهوری آذربایجان نشان دهد و خودش را یکی از جناحها و کشورهای پیروز اعلام کند که این مسئله موجب حساسیت اروپا و آمریکا خواهد شد آن هم به دلیل اختلافاتی که با ترکیه دارند.
وی افزود: هم آمریکا و هم فرانسه و اتحادیه اروپا از اینکه ترکیه در حال ورود به این موضوع است ابراز نگرانی کردند و اخیرا نیز رئیس ستاد مشترک ارمنستان اعلام کرد دشمن ما ترکیه و جمهوری آذربایجان است. از سوی دیگر ترکیه هم از سال ۱۹۱۵ با ارمنستان خصومت دارد و با یکدیگر رابطهای ندارند.
وی افزود: حضور ترکیه در این مسئله و تبلیغاتی که انجام میدهد تا خودش را وارد این مسئله کند به نفع صلح در منطقه و حتی به نفع جمهوری آذربایجان هم نیست و مقامات جمهوری آذربایجان باید به این موضوع توجه کنند که قره باغ یک موضوع داخلی جمهوری آذربایجان است و نهایتا باید با ارمنستان بنشینند و مذاکره کنند و همانطور که الهام علی اف گفت و موضوع را به این شکل حل و فصل کنند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل خاطرنشان کرد: ورود کشورهایی مثل ترکیه که رابطه خوبی با ارمنستان ندارند و تحرکات آنها که موجب حساسیت اروپا و آمریکا نیز هست و قرار گرفتن در کنار جمهوری آذربایجان به حل موضوع قره باغ کمک نمیکند و هر چه ترکیه بیشتر از این موضوع فاصله بگیرد بهتر است.
پاک آیین در عین حال یادآور شد: البته ترکیه میتواند مواضع سیاسی خود را اعلام و از جمهوری آذربایجان حمایت خود را داشته باشد، ولی ورود نیروهای نظامی ترکیه در کنار نیروهای جمهوری آذربایجان در صحنه به اعتقاد من حساسیتهای بیشتری را برخواهد انگیخت و مانعی برای استقرار صلح در منطقه خواهد شد و این را هم روسها مطرح کردهاند و هم آقایان پوتین ولاوروف به صورت تلویحی از حضور نظامی ترکیه ابراز نگرانی کرده و گفتهاند اگر ترکیه میخواهد حضور یابد در قالب ارتش آذربایجان بیاید نه به عنوان نیروی حافظ صلح.
*باید به دنبال راهحلهای عاقلانه برای استقرار صلح باشیم
وی با بیان اینکه ما باید به دنبال راهحلهای عاقلانه برای استقرار صلح باشیم، اظهار داشت: صلح به نفع همه است. اگر صلح در این منطقه مستقر شود تمام کشورهای منطقه منتفع خواهند شد از جمله جمهوری آذربایجان و ارمنستان و علاوه بر این، برای ارمنستان که حدود ۲۵ سال است به خاطر این مناقشه مشکلات جدی اقتصادی پیدا کرده و در وضعیت تحریم به سر میبرد، حتما فضای خوبی برای توسعه این کشور ایجاد خواهد شد. از سوی دیگر، ارامنه قره باغ که در مشکلات جدی معیشتی قرار دارند حتما وضعیت بهتری را پیدا خواهند کرد و میتوانند از مسیر لاچین و ارمنستان نیز تردد کنند.
*فرصتهایی که نصیب ایران میشود
پاک آیین گفت: جمهوری اسلامی ایران به دلیل مجاورت با این دو کشور و همچنین بازسازی مناطق ویران شده در طول جنگ، حتما فرصتهای اقتصادی خوبی برای همکاری با جمهوری آذربایجان پیدا خواهد کرد و حتی ترکیه هم میتواند از فضای امنیت در منطقه بیشتر بهرهمند شود. مضاف بر اینکه استقرار صلح در منطقه دیگر بهانهای برای حضور رژیم صهیونیستی به همراه نخواهد داشت، به دلیل اینکه این رژیم در شرایط جنگ به جمهوری آذربایجان اسلحه میفروشد و به عنوان یک غریبه در این منطقه به دنبال آتش افروزی است.
سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان با ذکر این نکته که در شرایط صلح به طور طبیعی رژیم صهیونیستی نیز منزوی خواهد شد و همه کشورهای منطقه از صلح بهره مند میشوند، اظهار داشت: به اعتقاد من همه باید تلاش کنند این اتفاق رخ دهد و معتقدم یکی از اهداف آقای ظریف از سفر به مسکو و باکو نیز تلاش جدی ایران برای خاتمه دادن به این حادثه تلخ و اتمام مناقشه و جنگ و استقرار صلح عادلانه و منطقی در منطقه است.