روزنامه شرق- عبدالرحمن فتحالهی: در حالی که سیاست خارجی ایران مسیر تنشزدایی را با کشورهای عربی منطقه، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و حتی غرب در پیش گرفته است، روابط باکو - تهران همچنان در ریل تنشزایی قرار دارد. به موازات خبر آزادی اتباع اروپایی محبوس در ایران، دستگیری یک تبعه جمهوری آذربایجان به سرفصل منازعه جدید دیپلماتیک تبدیل شده است.

عبدالرحمن فتحالهی: در حالی که سیاست خارجی ایران مسیر تنشزدایی را با کشورهای عربی منطقه، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و حتی غرب در پیش گرفته است، روابط باکو - تهران همچنان در ریل تنشزایی قرار دارد. به موازات خبر آزادی اتباع اروپایی محبوس در ایران، دستگیری یک تبعه جمهوری آذربایجان به سرفصل منازعه جدید دیپلماتیک تبدیل شده است.
در همین راستا وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان شنبه هفته جاری در بیانیهای از شهروندانش خواست از سفر به ایران خودداری کنند. دستگاه دیپلماسی جمهوری آذربایجان در بیانیه مذکور عنوان کرد که شهروندان این کشور تنها در صورت ضرورت به ایران سفر کنند و در سفر خود احتیاط بیشتری به خرج دهند. وزارت امور خارجه آذربایجان گفت شهروندان آن که در حال حاضر در ایران به سر میبرند، باید تدابیر امنیتی را رعایت کنند. هرچند در این بیانیه سعی شد موضوع عدم سفر اتباع آذربایجانی به ایران با حمله سال گذشته به سفارت باکو در تهران ارتباط داده شود، اما به نظر میرسد این درخواست وزارت امور خارجه جمهوری آذربایجان با موضوع دستگیری فردی به نام فرید صفرلی، تبعه آذربایجانی به اتهام جاسوسی در ایران بیشتر ارتباط داشته باشد. آنطور که برخی رسانههای داخلی گفتهاند، این فرد چند ماه پیش در پوشش سفر دانشجوی مقیم آلمان به ایران اعزام شده بود.
در مقابل ناصر کنعانی، سخنگوی وزارت امور خارجه هم در واکنش به بیانیه جمهوری آذربایجان دست به توییت شد و روز دوشنبه در توییتی نوشت: «وزارت خارجه آذربایجان نسبت به سفر شهروندان خود به ایران هشدار داده است! این همان سیاستی است که رئیسجمهور رژیم جعلی، کودککُش و اشغالگر صهیونیستی اخیرا در سفر به باکو در پیش گرفت. آن که باید مردم آذربایجان را از آن ترساند، رژیم صهیونیستی است، نه ایران تمدنی و اسلامی. سیاست ما همچنان لغو روادید و آغوش باز به روی برادران و خواهران آذربایجانی است. تداوم سیاست همسایگی سرلوحه کار ماست، البته در چارچوب احترام متقابل و رعایت آداب همسایگی».
این تقابل دیپلماتیک در حد صدور بیانیه و توییتزدن باقی نماند. برخی منابع داخلی عنوان کردهاند که جمهوری آذربایجان هفته گذشته اقدام به بستن دفتر رایزنی فرهنگی ایران در باکو کرده است که این اقدام پس از اخراج نماینده آن سازمان در راستای بهانهجوییهای دولت آذربایجان به دلیل اختلافات اخیر میان دو کشور قابل ارزیابی است. اما در عین حال این گزاره هم مطرح است که چون جمهوری اسلامی ایران املاک زیادی در باکو دارد و مالک آنهاست لذا اقدامات اخیر و بهانهجوییهای یکطرفه و عجولانه طرف آذربایجانی برای تصاحب این املاک متعلق به دولت ایران است.
باید هوشیار بود
فارغ از این اتفاقات، طیفی از ناظران و تحلیلگران تأکید دارند نقشآفرینی مخرب اسرائیل در جمهوری آذربایجان و منطقه قرهباغ بهخصوص بعد از جنگ ۴۴روزه سپتامبر سال ۲۰۲۰ به عنوان موتور تنشآفرینی در مناسبات تهران - باکو عمل میکند. به ویژه که در حال حاضر روابط جمهوری آذربایجان و اسرائیل به سطح سفیر ارتقا پیدا کرده است و در کنار آن شاهد سفر اسحاق هرتزوگ، رئیسجمهور اسرائیل برای اولین بار به آذربایجان و پیش از آن حضور الی کوهن، وزیر امور خارجه اسرائیل در باکو بودیم. در کنار آن حجم مناسبات تجاری، اقتصادی، امنیتی، نظامی و دفاعی هم عملا یک زنگ خطر و هشدار را برای ایران به صدا درآورده است تا جایی که محسن پاکآیین، سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان، اخیرا طی توییتی پیشنهاد اخراج جمهوری آذربایجان از سازمان همکاری اسلامی را مطرح کرد. لذا در گفتوگویی با خود محسن پاکآیین به بررسی عوامل، بسترها و تأثیرات روابط شکننده کنونی ایران و جمهوری آذربایجان ذیل تهدیدات و تحرکات اسرائیل و توییت اخیرش پرداختهایم تا از زاویه دید سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان و تحلیلگر ارشد حوزه قفقاز، ارزیابی دقیقتری از موضوع داشته باشیم.
جناب پاکآیین اخیرا در توییتی پیشنهاد اخراج جمهوری آذربایجان از سازمان همکاری اسلامی را به دلیل سطح بالای روابط و همکاریهای باکو با تلآویو را مطرح کردید. فارغ از موضوع فلسطین، واقعا تا چه حد مناسبات رو به رشد جمهوری آذربایجان و اسرائیل میتواند برای ما تهدید باشد؟
قبل از اینکه وارد قسمت اصلی سؤال شما شوم، من معتقدم روابط جمهوری آذربایجان و اسرائیل اکنون به تهدیدی برای آرمان اول جهان اسلام یعنی آرمان فلسطین تبدیل شده است. به همین دلیل طی سؤالی در توییت خودم موضوع اخراج جمهوری آذربایجان از سازمان همکاری اسلامی را مطرح کردم؛ چون سازمان همکاری اسلامی مهمترین نهادی است که به شکل جدی درگیر موضوعات مختلف جهان اسلام و بهخصوص مهمترین موضوع آن، یعنی آرمان فلسطین است. اصلا نفس شکلگیری سازمان همکاری اسلامی، تقویت بسترها در جهت مبارزات برای آرمان فلسطین بود. من سعی کردم با پیشنهاد اخراج آذربایجان از سازمان همکاری اسلامی در توییت خودم، این موضوع را مطرح کنم که این سازمان (همکاری اسلامی)، باکو و دولت علیاف را بازخواست کند که به چه دلیل سطح روابط خود را با دولت افراطی نتانیاهو که جنایات بیسابقهای را علیه مردم فلسطین انجام دادند، تقویت کرده است؟ در حالی که کشورهای عربی منطقه و کل جهان روابط سیاسی و دیپلماتیک خود را در دوره نتانیاهو تقلیل دادند.
اما ارزیابی شما از مناسبات باکو - تلآویو چیست؟ آیا موضوع توازنبخشی سیاسی و دیپلماتیک منطقهای در میان است؟
خیر. این یک پوشش است؛ چون این تصور وجود دارد که جمهوری آذربایجان با تقویت مناسبات خود با رژیم صهیونیستی به نوعی درصدد توازنبخشی در قبال روابط جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ارمنستان است که به نظر من یک روایت کاملا نادرست است به این بهانه که باکو و صهیونیستها افزایش روابط خود را توجیه کنند. واقعیت این است که طبق آمارهای رسمی، بیش از ۴۰ درصد و طبق روایتهای غیررسمی، بیش از ۵۰ درصد سوخت مورد نیاز رژیم صهیونیستی توسط جمهوری آذربایجان تأمین میشود تا موتور صهیونیستها برای تجاوز و کشتار مردم فلسطین کماکان روشن بماند.
از طرف دیگر رژیم صهیونیستی با قراردادهای کلان نظامی و دفاعی خود سود سرشاری را از جمهوری آذربایجان عاید خود کرده است؛ درآمدهایی که به گلوله، موشک و بمب بر سر مردم فلسطین تبدیل میشوند و مانند یک پشتوانه بزرگ مالی برای صهیونیستها عمل میکند، آن هم در شرایط کنونی که با بازگشت نتانیاهو به قدرت شاهد یک وضعیت بهشدت متزلزل و شکننده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، دیپلماتیک و حتی امنیتی در سراسر سرزمینهای اشغالی هستیم تا جایی که اکنون شکاف دیپلماتیک گسترده و بیسابقهای میان کشورهای اروپایی و آمریکا با رژیم صهیونیستی و کابینه افراطی نتانیاهو شکل گرفته است. در این انزوای منطقهای و جهانی، جمهوری آذربایجان مانند یک فضای تنفس برای صهیونیستها عمل میکند. به همین دلیل است که من در آن توییت خودم، موضوع اخراج جمهوری آذربایجان را مطرح کردم. این موضوع جدای از تهدیدات روابط رو به رشد رژیم صهیونیستی و جمهوری آذربایجان برای منافع و امنیت ایران است.
به موازات موضوع فلسطین، افزایش مناسبات اسرائیل و آذربایجان چه تهدیدی برای منافع و امنیت ایران دارد؟
طبیعتا تلاش صهیونیستها برای برقراری روابط با همسایگان ایران بهخصوص کشورهای اسلامی یک تهدید برای آن کشور و جهان اسلام خواهد بود. بنابراین افزایش نفوذ صهیونیستها در آذربایجان میتواند تهدیدی برای منطقه قفقاز و بهخصوص ایران باشد؛ چون باید پذیرفت که اسرائیل هیچگاه به دنبال برقراری صلح بین جمهوری آذربایجان و جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان و در کل برقراری امنیت در قفقاز نیست؛ چراکه در این صورت قراردادهای تسلیحاتی کلان با باکو را از دست خواهد داد و از طرف دیگر توجیهی برای افزایش نفوذ خود در قفقاز نخواهد داشت. البته هرگونه تحرک نظامی، امنیتی و دیپلماتیک رژیم صهیونیستی در قفقاز، قرهباغ و جمهوری آذربایجان تحت رصد نهادهای نظامی، امنیتی و دیپلماتیک ماست و کوچکترین اقدام ضد امنیت و منافع ما در آن منطقه با پاسخ قاطع روبهرو خواهد شد، ولی صهیونیستها در شرایط نامطلوب و شکننده کنونی بعد از روی کار آمدن مجدد نتانیاهو در تلاش هستند با یک شعار و موجسواری رسانهای و تبلیغاتی روابط خود را با آذربایجان افزایش دهند تا به نوعی از فشار سیاسی و انزوای منطقهای و بینالمللی خارج شوند.
با توجه به مجموعه شرایط فعلی در روابط تهران - باکو، آیا شما کارنامه نهادهای اجرائی در حوزه سیاسی، نظامی، دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی را در قبال قفقاز، قرهباغ و جمهوری آذربایجان قابل دفاع میدانید؟
بله. هم در دولت حسن روحانی و هم در دولت کنونی آقای رئیسی تلاشهای خوبی برای کنترل و مدیریت باکو صورت گرفته است تا از برخوردهای نسنجیده جلوگیری شود. شاید در سطح رسانهای تلاشهای جدی مقامات و مسئولان کشور منتشر نشود، اما این گفتوگوها، رایزنیها و پیگیریهای مداوم وجود دارد و مرتب تذکرات و هشدارهای لازم داده میشود. البته خود آذربایجان هم میداند که تداوم و تشدید تنشها بههیچوجه به نفع باکو نیست.
بدون تعارف ما باید هوشمندانه و بدون شتابزدگی احساسی با موضوع برخورد کنیم. ما باید واقعیت را درک کنیم و شرایط کنونی در آذربایجان را هم در نظر داشته باشیم. باید پذیرفت جمهوری آذربایجان هم مانند رژیم صهیونیستی کشوری منزوی است.
چرا چنین تصوری دارید؟
چون به دلیل تجاوز آذربایجان به خاک ارمنستان، بسیاری از کشورهای منطقه و همچنین کشورهایی که سابق بر این جزء حامیان آذربایجان بودند با او مخالفت کردند. از طرف دیگر اقدام باکو برای بستن دالان لاچین و ایجاد محدودیت برای کنترل رفت و آمد در این منطقه هم باعث شد که بسیاری از کشورها به منتقدان سیاست علیاف تبدیل شوند. به همین دلیل جز ترکیه و اسرائیل، اکنون کشور دیگری حامی سیاستهای علیاف نیست. از طرف دیگر جمهوری آذربایجان بعد از اتفاق سال گذشته سفارت خود را در ایران بست. همزمان روابط روسیه و آذربایجان هم خوب توصیف نمیشود، بهخصوص که دیدار علیاف و زلنسکی باعث نارضایتی مسکو شد. در این شرایط دیگر دوست و متحد جدی برای آذربایجان باقی نمانده است. پس علیاف برای اینکه دوباره خود را مطرح کند موضوع عدم سفر اتباع این کشور به ایران را مطرح میکند. برای اینکه بفهمیم ادعای باکو تا چه حد میتواند درست باشد، کافی است مرزهای زمینی خود را باز کند تا ببینیم مردم آذربایجان به ایران سفر میکنند یا نه؟ به همین دلیل من معتقدم اگرچه اکنون روابط شکنندهای بین دو کشور وجود دارد و باکو اقدامات مخرب زیادی را در هفته و ماههای گذشته انجام داده است که من هم منکر آن نیستم، اما باید هوشمندی، صبر و در عین حال انعطاف را در دستور کار داشته باشیم. نباید با برخی اظهارنظرهای نسنجیده و شتابزده باعث شویم که فضای تنفسی برای رژیم صهیونیستی در قرهباغ و جمهوری آذربایجان شکل بگیرد.