آمار پاک نوشته | هفته دوم آبان ۱۴۰۲

America and the treatment of the loser horse

America and the treatment of the loser horse

TEHRAN, Nov. 04 (MNA) – The American representatives do not consider the killing of defenseless people, women and children of Gaza by Israel, which is a clear example of genocide and war crimes, to be a violation of human rights.

The American House of Representatives approved 14.3 billion dollars in aid to the Zionist regime early on Friday, November 3. The American representatives approved this aid while the Congress resolution prohibits them from approving aid to regimes that violate human rights. In other words, the American representatives do not consider the killing of defenseless people, women and children of Gaza by Israel, which is a clear example of genocide and war crimes, to be a violation of human rights.

Before the Gaza war, America was the largest military supporter of Israel by providing 3.8 billion dollars in defense aid per year, and today the White House is deploying its ships capable of carrying 70 aircraft in the Eastern Mediterranean and preparing thousands of American soldiers, managers and it is the main partner in the crimes of the Zionist regime. Gaza is bombarded by US-made warplanes, and part of the Iron Dome air defense interception system is produced in the US. Although Israel insists that it is capable of continuing the war alone, Biden's visit to occupied Palestine showed that the US is willing to treat the losing horse which is the main cause of the crimes of the collapsing government of Netanyahu. Washington hopes to save this regime by providing military support to Israel, but America, like other supporters of the occupying regime, bets on a losing horse and will bear heavy costs for the following reasons.

1. In the domestic dimension, according to the results of a BBC poll published on October 10, 52% of the American people are against sending weapons and equipment to Israel by the US government, while 57% of the participants want to send their country's aid to the Palestinians in Gaza. 56% also said that they do not support Biden's policy toward the Israeli-Palestinian war. These days, when people's dissatisfaction against Biden's support for the genocide of the people of Gaza has reached its peak, the majority of the American people, even the Jewish community, are against the government's policies, and this dissatisfaction, which can be seen in all parts of the world, has heavy political and prestige costs for The US government and Congress.

2. At the official level, this dissatisfaction has been extended to some American officials and policymakers, an example of which is the resignation of the former director of the Office of Political and Military Affairs in the US State Department on November 2. In explaining the reason for his resignation, Josh Paul said, "This is not the Ministry of Foreign Affairs that I knew and worked for." In his memo to The Washington Post about his reasons for resigning, Bode wrote: "During my service, I was involved in many complex and challenging moral debates about what weapons to send and where. But what I had not seen until this month was the complex and morally challenging transfer of arms; Therefore, I resigned last week." He further points out the important note and writes: "History shows that the weapons provided by America have not led Israel to peace. Instead, in the West Bank, they have facilitated the growth of settlement infrastructure that now makes the idea of a Palestinian state increasingly unlikely. Due to the fact that in the densely populated Gaza Strip, the bombings have caused extensive injuries and casualties, I asked for clear explanations before resigning, but my insistence was met with silence, and they only said that we should move as soon as possible to meet Israel's demands. At the same time, the same Congress that has previously blocked arms sales to other regimes with questionable human rights records is now pressuring us to move forward to meet Israel's demands." Dissatisfaction of people like Josh Paul and some congressmen shows that America is facing heavy and serious challenges at the level of policymakers, which will be costly and difficult to manage.

3. After the Second World War, one of the reasons for the transformation of America into a superpower was its influential presence in the Middle East. This area will be reduced and the axis of Resistance has taken West Asia out of the hands of the Americans. Today, America is not a politician in Iraq, Syria, Yemen, Lebanon, and even Afghanistan, and with the decline of the Zionist regime, the world is witnessing the increasing decline of the White House. Certainly, America's betting on a losing horse.

4. In the military dimension, by encouraging Israel to continue the crime, America has turned itself into one of the targets of the Resistance axis to confront the occupying regime, and naturally, the heavy blows suffered by the American soldiers in Syria and Iraq, if the war continues, land, sea, and air will also be drawn.

In general, treating loser horses has been unprecedented throughout the history of America, and by the way, America has failed in all cases. Supporting Saddam Hussein in the imposed war, providing all-round support to the terrorists opposing Iran, and creating and supporting terrorist groups such as Al-Qaeda, ISIL, etc. are examples of these actions.

Today, America, as the main cause of genocide in Gaza, if it is wise, it should stop supporting Israel and prevent the development of the war by establishing a ceasefire. Otherwise, as Seyyed Hasan Nasrallah, the leader of the Hezbollah, declared: "All possibilities will be possible on the front."

آمریکا و تیمار اسب بازنده

۱۳ آبان ۱۴۰۲ محسن پاک آیین در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: واشنگتن امیدوار است که با حمایت نظامی از اسرائیل، این رژیم را نجات دهد اما آمریکا نیز همچون دیگر حامیان رژیم اشغالگر، روی اسب بازنده شرط بندی کرده و به دلایل متعددی هزینه های سنگینی را متحمل خواهد شد.

آمریکا و تیمار اسب بازنده

دیپلماسی ایرانی: مجلس نمایندگان آمریکا بامداد جمعه ۱۱ آبان کمک ۱۴.۳ میلیارد دلاری به رژیم صهیونیستی را تصویب کرد. نمایندگان آمریکا در حالی این کمک را تصویب کردند که مصوبه کنگره، آنان را از تصویب کمک به رژیم های ناقض حقوق بشر منع می کند. به عبارت دیگر نمایندگان آمریکا کشتار مردم بی دفاع و زنان و کودکان غزه توسط اسرائیل که مصداق بارز نسل کشی و جنایت جنگی است را نقض حقوق بشر نمی دانند.

تا قبل از جنگ غزه، آمریکا با فراهم کردن ۳.۸ میلیارد دلار کمک دفاعی در سال، بزرگ‌ترین حامی نظامی اسرائیل بود و امروز این کشور با استقرار ناوهای خود با قابلیت حمل ۷۰ هواپیما در شرق مدیترانه و آماده سازی هزاران سرباز آمریکایی،مدیر و شریک اصلی جنایات رژیم صهیونیستی است. غزه با جنگنده‌های ساخت آمریکا بمباران می شود و بخشی از سیستم رهگیری پدافند هوایی باصطلاح گنبد آهنین در آمریکا تولید می شود. اگرچه اسرائیل اصرار دارد که بگوید به تنهایی قادر به تداوم جنگ است اما سفر جو بایدن به فلسطین اشغالی نشان داد که آمریکا برای تیمار کردن اسب بازنده به میدان آمده و عامل اصلی جنایات دولت فروپاشیده بنیامین نتانیاهو علیه مردم غزه است. واشنگتن امیدوار است که با حمایت نظامی از اسرائیل، این رژیم را نجات دهد اما آمریکا نیز همچون دیگر حامیان رژیم اشغالگر، روی اسب بازنده شرط بندی کرده و به دلایل زیر هزینه های سنگینی را متحمل خواهد شد.

۱.در بُعد داخلی بر اساس نتایج نظرسنجی خبرگزاری بی‌بی‌سی که در ده اکتبر منتشر شد، ۵۲ درصد مردم آمریکا با ارسال سلاح و تجهیزات به اسرائیل توسط دولت آمریکا مخالف هستند در حالی که ۵۷ درصد از شرکت کنندگان خواهان ارسال کمک های کشور خود برای فلسطینیان در غزه هستند. ۵۶ درصد نیز گفته اند که از سیاست بایدن در قبال جنگ اسرائیل و فلسطین حمایت نمی‌کنند. این روزها که نارضایتی مردم علیه حمایت بایدن از نسل کشی مردم غزه به اوج خود رسیده، طبعا اکثر مردم آمریکا حتی جامعه یهودیان با سیاست های دولت مخالف هستند و این نارضایتی که در اقصی نقاط جهان نیز دیده می شود، هزینه های سنگین سیاسی و حیثیتی برای دولت و کنگره آمریکا خواهد داشت.

۲. در سطح رسمی، این نارضایتی به برخی از مقامات و سیاستگذاران آمریکایی تعمیم یافته که استعفای مدیر سابق دفتر امور سیاسی و نظامی در وزارت امور خارجه آمریکا در تاریخ ۲ آبان ۱۴۰۲ نمونه ای از آن است. جاش پال در توضیح دلیل استعفای خود ضمن انتقاد گسترده از ارسال سلاح‌های آمریکا برای رژیم صهیونیستی گفت: «این وزارت امور خارجه‌ای نیست که من می‌شناختم و برای آن کار می‌کردم». وی که بیش از یک دهه، مسئول انتقال تسلیحات و کمک‌های امنیتی به دولت‌های خارجی بود در یادداشت خود برای روزنامه واشنگتن‌پست درباره دلایل استعفا نوشت: «در دوره خدمت، من درگیر بسیاری از بحث‌های پیچیده و چالش‌برانگیز اخلاقی در مورد اینکه چه سلاح‌هایی به کجا بفرستم، بودم. اما چیزی که تا این ماه ندیده بودم، انتقال پیچیده سلاح و از نظر اخلاقی چالش برانگیز بود؛ لذا هفته گذشته استعفا دادم.» وی در ادامه به نکات مهمی اشاره کرده و می نویسد:

«سابقه نشان می‌دهد که تسلیحات ارائه شده توسط آمریکا، اسرائیل را به صلح هدایت نکرده است. در عوض، در کرانه باختری، آنها رشد زیرساخت‌های شهرک سازی را تسهیل کرده‌اند که اکنون ایده تشکیل یک کشور فلسطینی را به طور فزاینده‌ای بعید می‌سازد. به دلیل اینکه در نوار پرجمعیت غزه، بمباران‌ها صدمات و تلفات گسترده‌ای را به همراه داشته، قبل از استعفا خواستار توضیحات صریح شدم اما اصرار من با سکوت مواجه شد و فقط گفتند ما باید هرچه سریعتر برای برآورده کردن درخواست‌های اسرائیل حرکت کنیم. هم‌زمان، همان کنگره‌ای که قبلاً فروش تسلیحات به رژیم‌های دیگر با سوابق مشکوک حقوق بشری را مسدود کرده بود، اکنون ما را تحت فشار قرار می‌دهد تا برای برآورده کردن خواسته‌های اسرائیل به جلو برویم.»

نارضایتی افرادی همچون جاش پال و برخی از نمایندگان کنگره، نشان می دهد که در سطح سیاستگذاران نیز آمریکا با چالش های سنگین و جدی مواجه شده که مدیریت آنها پرهزینه و دشوار خواهد بود.

۳. پس از جنگ جهانی دوم، یکی از علل تبدیل آمریکا به ابرقدرت، حضور تاثیرگذار در غرب آسیا یا به قول خودشان خاورمیانه بود. اما به تدریج گره خوردن منافع آمریکا با منافع اسرائیل و تقابل با مسلمانان جهان موجب شد که حضور ابر قدرتی آمریکا در این منطقه کاهش یابد و اکنون محور مقاومت، غرب آسیا را از دست آمریکایی‌ها خارج کرده است. امروز آمریکا در عراق و سوریه و یمن و لبنان و حتی افغانستان سیاستگذار نیست و با زوال رژیم صهیونیستی، جهانیان شاهد افول روز افزون کاخ سفید هستند. قطعا شرط بندی آمریکا روی اسب بازنده در مقطع فعلی موجب افزایش چالش های سیاسی، نظامی، بین المللی و حیثیتی در ابعاد داخلی و خارجی خواهد شد.

Using international capacities against Israel

Using international capacities against Israeli regime

What we are witnessing today in Gaza and the occupied territories can be divided into two parts. One part is that the war is happening on the battlefield, and the Zionist regime has appeared completely weak and helpless in this part, and according to the admission of all international observers and even experts inside the occupied territories, Israel has suffered an irreparable defeat.

But the other part of the events that are happening is a crime. Because the Zionist regime could not win the war and, seeing its dignity and the legend of the invincibility of the Israeli army as lost, attacked residential areas and killed innocent civilians.

Here are some important points. One is the silence of world powers, which claim to defend humanity and human rights under the banner of liberal democracy. They come to the arena for the suspicious death of a girl in Iran at the level of the president and prime minister and call the people of Iran to revolt, but in the case of Israel, not only do they not condemn the obvious crimes of this regime, but they also prevent any move toward a ceasefire or action to deliver food and health supplies to the homeless people. Unfortunately, with the power they have in the UN Security Council, these countries prevent any constructive action to help the Palestinian people.

In these cases, several actions can be taken; In the first step, considering the positive approach of Mr. Guterres, the Secretary General of the United Nations and the United Nations General Assembly, which passed a resolution against the Zionist regime with 120 votes in favor, 45 abstentions and only 14 votes against it, this atmosphere and the capacity of the UN and other international institutions should be used to put pressure on the Zionist regime.

In this regard, the issue of suspending Israel's membership in the United Nations should be raised, because according to international regulations, although the resolutions of the General Assembly are not binding, they can take action in these cases and this has a history. In a situation where the Security Council does not act to establish peace, the General Assembly is allowed to get involved, and until the Zionist regime does not stop its crimes, the membership of this regime can be suspended.

In the second step, sanctions should be imposed on the arms, economic, cultural, and sports sectors of Israel by the international community and through the United Nations. The reason for these sanctions is completely justified, which is the actions of the Zionist regime against peace and human lives. Therefore, the capacity of the United Nations should be used in this regard as well.

The third step, which is very important and of course difficult, is the formation of an international court for the heads of the criminal Zionist regime, including the president, prime minister, war minister, etc., similar to the Nuremberg trials, which were held to try 22 Nazi leaders.

At the media level, the unity of the people of the world should be used to support the Palestinian people and condemn Israel’s crimes. In this regard, continuous work should be done to make the truth of the Zionist regime completely clear to the world. The occurrence of this event means a soft defeat for the Zionist regime, which, along with the hard defeat it suffered in the military field, will accelerate the process of the collapse of this regime more than in the past.

These blows inflicted on Israel are irreparable. Iran must work in these fields and make the Organization of Islamic Cooperation more active, bring the Non-Aligned Movement to the scene, and use its capacities in the international arena, media, and public diplomacy to inflict a heavy blow to the Zionist regime.

استخدام القدرات الدولية ضد إسرائيل

مروری بر تحولات اخیر در قره باغ

محسن باک آئین

إن ما نشهده اليوم في غزة والأراضي المحتلة ينبغي أن ينقسم إلى قسمين. إن جزءاً من تلك الحرب يدور على الأرض، وقد ظهر النظام الصهيوني ضعيفاً وعاجزاً تماماً في هذا الجزء، وباعتراف جميع المراقبين الدوليين وحتى الخبراء داخل الأراضي المحتلة، فإن إسرائيل منيت بهزيمة لا تعوض.

لكن الجزء الآخر من الأحداث التي تحدث هو الجريمة. ولأن النظام الصهيوني لم يتمكن من الانتصار في الحرب، ويرى أن كرامته وأسطورة الجيش الإسرائيلي الذي لا يقهر قد ضاعت، فإنه يهاجم المناطق السكنية ويقتل الأبرياء والمدنيين.
وهنا بعض النقاط الهامة. الأول هو صمت القوى التي تدعي الدفاع عن الإنسانية وحقوق الإنسان تحت راية الديمقراطية الليبرالية. لقد صعدوا إلى المسرح بسبب الوفاة المشبوهة لفتاة في إيران على مستوى الرئيس ورئيس الوزراء ودعوا شعب إيران إلى الثورة، ولكن في حالة إسرائيل، لا يقتصر الأمر على عدم إدانة الجرائم الواضحة التي ارتكبت في هذا الشأن. النظام، لكنها تمنع أيضًا أي تحرك لوقف إطلاق النار أو أي تحرك لتوصيل الإمدادات الغذائية والصحية إلى المشردين، ولسوء الحظ، مع القوة التي تتمتع بها في مجلس الأمن التابع للأمم المتحدة، تمنع هذه الدول أي إجراء بناء لمساعدة الشعب الفلسطيني .
في هذه الحالات، يمكن اتخاذ عدة إجراءات؛ أولا، وبالنظر إلى النهج الإيجابي للسيد غوتيريش، الأمين العام للأمم المتحدة والجمعية العامة للأمم المتحدة، الذي أصدر قرارا ضد النظام الصهيوني بأغلبية 120 صوتا إيجابيا وامتناع 45 عن التصويت و14 صوتا سلبيا فقط، فإن هذا وينبغي استخدام الفضاء واستخدام قدرة الأمم المتحدة والمؤسسات الدولية الأخرى للضغط على النظام الصهيوني.
وفي هذا الصدد، ينبغي إثارة مسألة تعليق عضوية النظام الصهيوني في الأمم المتحدة. لأنه وفقا للأنظمة الدولية، ورغم أن قرارات الجمعية العامة غير ملزمة، إلا أنها يمكن أن تتخذ إجراء في هذه الحالات، وهذه القضية لها تاريخ. وفي الحالة التي لا يعمل فيها مجلس الأمن على إحلال السلام، يُسمح للجمعية بالدخول، وإلى أن يتوقف النظام الصهيوني عن جرائمه، يجب تعليق عضوية هذا النظام.
ثانياً، ينبغي فرض عقوبات في المجالات العسكرية والاقتصادية والثقافية والرياضية على إسرائيل من قبل المجتمع الدولي ومن خلال الأمم المتحدة. إن سبب هذه العقوبات مبرر تماما، وهو أفعال وأفعال النظام الصهيوني ضد السلام وحياة البشر. ولذلك، ينبغي استخدام قدرة الأمم المتحدة في هذا المجال أيضا.
النقطة الثالثة، وهي في غاية الأهمية وبالطبع صعبة، وهي تشكيل محكمة دولية لرؤساء النظام الصهيوني المجرم، من الرئيس ورئيس الوزراء ووزير الحرب وغيرهم. على غرار محاكمة نورمبرغ التي عقدت لمحاكمة 22 من القادة النازيين.
وعلى المستوى الإعلامي يجب استغلال وحدة شعوب العالم لدعم الشعب الفلسطيني وإدانة جرائم النظام الصهيوني، وفي هذا المجال يجب العمل المستمر لتوضيح حقيقة النظام الصهيوني بشكل كامل أمام أعيننا. العالم. إن وقوع هذا الحدث يعني هزيمة ناعمة للكيان الصهيوني، والتي، إلى جانب الهزيمة القاسية التي تعرض لها في المجال العسكري، ستسرع عملية انهيار هذا النظام أكثر من أي وقت مضى.
إن هذه الضربات التي تلقاها النظام الصهيوني لا يمكن إصلاحها، ويجب على إيران أن تعمل في هذه المجالات وأن تجعل منظمة التعاون الإسلامي أكثر نشاطا، وأن تخرج حركة عدم الانحياز إلى المسرح وأن تستخدم قدراتها على الساحة الدولية والإعلام والدبلوماسية العامة. ضربة قوية للكيان الصهيوني.

Utiliser les capacités internationales contre Israël

پس‌لرزه‌های دیدار وزرای لیبی و اسرائیل

Mohsen Pakaein

Ce à quoi nous assistons aujourd’hui à Gaza et dans les territoires occupés doit être divisé en deux parties. Une partie de cette guerre se déroule sur le terrain, et le régime sioniste apparaît complètement faible et impuissant dans cette partie, et selon l’aveu de tous les observateurs internationaux et même des experts des territoires occupés, Israël a subi une défaite irréparable.

Mais l’autre partie des événements qui se produisent est la criminalité. Parce que le régime sioniste n’a pas pu gagner la guerre et considère comme perdues sa dignité et la légende de l’invincibilité de l’armée israélienne, il attaque des zones résidentielles et tue des innocents et des civils.
Voici quelques points importants. Le premier est le silence des pouvoirs qui prétendent défendre l’humanité et les droits de l’homme sous la bannière de la démocratie libérale. Ils montent sur scène pour la mort suspecte d'une jeune fille en Iran au niveau du président et du premier ministre et appellent le peuple iranien à la révolte, mais dans le cas d'Israël, non seulement ils ne condamnent pas les crimes évidents de cette affaire. régime, mais ils empêchent également tout mouvement en faveur d'un cessez-le-feu ou toute action visant à fournir de la nourriture et des fournitures médicales à Ils prennent les sans-abri. Malheureusement, avec le pouvoir qu'ils ont au Conseil de sécurité de l'ONU, ces pays empêchent toute action constructive pour aider le peuple palestinien. .
Dans ces cas, plusieurs actions peuvent être entreprises ; En premier lieu, compte tenu de l'approche positive de M. Guterres, secrétaire général des Nations Unies et de l'Assemblée générale des Nations Unies, qui a adopté une résolution contre le régime sioniste avec 120 voix positives, 45 abstentions et seulement 14 voix négatives, cela l’espace devait être utilisé et il a utilisé la capacité de l’ONU et d’autres institutions internationales pour faire pression sur le régime sioniste.
À cet égard, la question de la suspension de l'adhésion du régime sioniste aux Nations Unies devrait être soulevée ; Car selon les réglementations internationales, même si les résolutions de l’Assemblée générale ne sont pas contraignantes, elles peuvent agir dans ces cas-là et cette question a une histoire. Dans une situation où le Conseil de sécurité n'agit pas pour établir la paix, l'Assemblée est autorisée à entrer et jusqu'à ce que le régime sioniste ne mette pas fin à ses crimes, l'adhésion à ce régime devrait être suspendue.
En deuxième lieu, des sanctions dans les domaines militaire, économique, culturel et sportif devraient être imposées par la communauté internationale et par l'intermédiaire des Nations Unies contre Israël. La raison de ces sanctions est tout à fait justifiée : les actions et actions du régime sioniste contre la paix et les vies humaines. C’est pourquoi les capacités de l’ONU devraient également être utilisées dans ce domaine.
Le troisième point, qui est très important et bien sûr difficile, est la formation d’un tribunal international pour les chefs du régime criminel sioniste, y compris le président, le premier ministre, le ministre de la guerre, etc. Semblable au procès de Nuremberg, qui a eu lieu pour juger 22 dirigeants nazis.
Au niveau médiatique, l'unité des peuples du monde doit être utilisée pour soutenir le peuple palestinien et condamner les crimes du régime sioniste. Dans ce domaine, un travail continu doit être fait pour que la vérité sur le régime sioniste soit pleinement claire le monde. La survenance de cet événement signifie une défaite en douceur pour le régime sioniste qui, avec la dure défaite qu’il a subie dans le domaine militaire, accélérera le processus d’effondrement de ce régime plus que par le passé.
Ces coups infligés au régime sioniste sont irréparables, l'Iran doit agir dans ces domaines et rendre plus active l'Organisation de la coopération islamique, amener le mouvement des non-alignés sur scène et utiliser ses capacités sur la scène internationale, médiatique et diplomatique. coup dur porté au régime sioniste.

چگونگی استفاده از فضای بین المللی علیه اسرائیل

چگونگی استفاده از فضای بین المللی علیه اسرائیل

آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد در نشست شورای امنیت، مواضع مهم و تازه ای اتخاذ کرد که موجب نارضایتی شدید رژیم صهیونیستی شد.

وی در بخشی از سخنان خود گفت:«مهم است که بدانیم حملات حماس در خلاء و ناگهانی رخ نداده است. مردم فلسطین ۵۶ سال در معرض اشغال خفه کننده قرار گرفته اند. سرزمین آنها به طور پیوسته توسط شهرک ها بلعیده شده و گرفتار خشونت شده است. اقتصاد آنها خفه شده؛ مردم آنها آواره و خانه هایشان ویران شده است. امید آنها به یک راه حل سیاسی برای حل مشکلات آنها نابود شده است.... جنگ ها قانون دارند. ما باید از همه طرف ها بخواهیم که به تعهدات خود در چارچوب بین المللی پایبند باشند و به آنها احترام بگذارند. در اجرای عملیات نظامی مراقب باشند تا از جان غیرنظامیان محافظت کنند و به بیمارستان ها احترام بگذارند و از آنها محافظت کنند و از حمله به تاسیسات سازمان ملل که به بیش از ۶۰۰ هزار نفر فلسطینی پناه داده اند پرهیز کنند.» .
سخنان گوترش باعث شد تا الی کوهن وزیر امور خارجه رژیم اشغالگر در اعتراض به سخنان گوترش،ملاقات با وی را لغو کند و در نشست امنیت درباره غزه در سخنانی شدید اللحن خطاب به گوترش گفت: «آقای دبیرکل شما در چه دنیایی زندگی می کنید؟ این قطعا این دنیای ما نیست.» الی کوهن در سخنانی در جمع خبرنگاران در نیویورک نیز با حمله مجدد به دبیرکل سازمان ملل گفت:«آنتونیو گوترش نماینده کشورها و اعضای مهم سازمان ملل نیست» گلیعاد اردان نماینده اسرائیل در سازمان ملل نیز گفت:«او شایستگی رهبری و دبیر کلی سازمان ملل را ندارد و فوری باید استعفا دهد.»
سخنان گوترش فضای بین المللی علیه اسرائیل را تشدید کرد و مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۲ پیش نویس قطعنامه کشورهای عربی را با ۱۲۰ رای موافق،۴۵ رای ممتنع و تنها ۱۴رای مخالف،تصویب کرد.این قطعنامه خواستار آتش بس فوری بشردوستانه برای توقف درگیری‌ها در نوار غزه شده بود.
مواضع گوترش و بخصوص اشاره به اشغالگری رژیم صهیونیستی و همچنین صدور قطعنامه علیه اسرائیل یک تحول مهم در عرصه بین المللی بود و به همین دلیل اسرائیل سعی کرد با اصالت بخشیدن به آرای شورای امنیت که تحت نفوذ آمریکا و انگلیس و فرانسه است، رأی مجمع عمومی سازمان ملل را کم اهمیت جلوه داده و آن را «غیر الزام آور» بخواند.این در حالی است که بر اساس تفسیر گسترده دیوان دادگستری لاهه در زمانی که شورای امنیت نمی تواند اقداماتی را برای استقرار صلح انجام دهد این وظیفه به مجمع عمومی سازمان ملل متحد محول می شود. دیوان بین‌المللی دادگستری در نظر مشورتی برخی موسوم به Certain expenses در سال ۱۹۶۲ می گوید:
«وظایف و اختیارات مجمع عمومی نشان دهنده یک پیشرفت بسیار مهم در حقوق بین الملل است.چرا که بر اساس اتحاد برای صدور قطعنامه صلح،مجمع عمومی می تواند در زمانی که شورای امنیت به این وظیفه عمل نمی کند،راسا اقداماتی را برای حفظ صلح انجام دهد.»
(U.N GE. Ass. Rxs. No. 1854 -XVII-1962)
بر اساس تفسیر دیوان بین المللی دادگستری لاهه که مورد پذیرش کشرهای عضو سازمان ملل متحد است، اختیاراتی به مجمع عمومی این سازمان داده شده که در مقطع فعلی علیه رژیم صهیونیستی می تواند مورد بهره برداری قرار گیرد.سوابق تاریخی نیز نشان می دهد که مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۵۰ در ارتباط با مسائل شبه جزیره کره به دلیل تهدید به وتوی قطعنامه شورای امنیت توسط اتحاد جماهیر شوروی، راسا و با اکثریت آرا، مجوز اقدامات اجرایی همچون تشکیل ائتلاف علیه شوروی را صادر کرد.همچنین در سال ۱۹۵۶، مجمع عمومی برای تأسیس نیروی اضطراری سازمان ملل برای تضمین پایان دادن به بحران کانال سوئز و استقرار صلح،قطعنامه صادر کرد.در سال ۱۹۶۸ و در اوج مبارزات ضد نژادپرستی در آفریقا،مجمع عمومی سازمان ملل رسما نام «آفریقای جنوبی غربی» را به «نامیبیا» تغییر داد. در سال های ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ نیز مجمع عمومی انجام اقدامات لازم را علیه رژیم نژاد پرست آفریقای جنوبی تصویب کرد.
در مقطع فعلی و با توجه به جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم بیدفاع غزه که مصداق بارز نسل کشی است و نظر به ناتوانی شورای امنیت برای برقراری آتش بس و استقرار صلح، می توان با استفاده از ظرفیت مجمع عمومی سازمان ملل و با استناد به تفسیر دیوان بین المللی دادگستری، جامعه بین الملل را به اقدامات زیر ترغیب نمود.
.تعلیق عضویت رژیم صهیونیستی در سازمان ملل متحد و نهادهای وابسته تا زمان پذیرش قطعنامه های این سازمان
. اجرای تحریم‌های تسلیحاتی،اقتصادی،فرهنگی و ورزشی علیه این رژیم
. محروم‌ ساختن اسرائیل از حضور در اجلاس های جهانی
. محاکمه مسئولین نسل کشی در غزه و جنایتکاران جنگی بویژه نتانیاهو، هرتزوگ و گالانت در یک دادگاه بین المللی شبیه دادگاه نورنبرگ، مقصود از اعطای واژه "بین المللی" به دادگاه، تاکید بر جهانی بودن حکم و اهمیت آن برای تمامی دنیا است.
واقعیت این است که افکار عمومی در جهان به دلیل انزجار مفرط از جنایات اسرائیل در غزه،حمایت کنندگان اصلی دولت های جهان برای اعمال فشار علیه رژیم اشغالگر فلسطین است و در این رابطه کشورهای صلح طلب جهان و بخصوص اعضای سازمان همکاری اسلامی می بایست متحدانه، مجمع عمومی سازمان ملل را به مقابله بین المللی با اسرائیل متقاعد کنند. امروز باید عرصه بین المللی به یک میدان جهاد دیپلماتیک علیه اسرائیل تبدیل شود و در این ارتباط جمهوری اسلامی ایران می تواند جلودار و پیشران این تحرک عظیم بین المللی باشد.

مسأله کریدور زنگه‌زور دیگر برای آذربایجان در اولویت نیست

مسأله کریدور زنگه‌زور دیگر برای آذربایجان در اولویت نیست / مهمترین منفعت ایران در قفقاز جنوبی، برقراری صلح و امنیت است

محسن پاک‌آیین، سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان به «جماران» گفت: مهمترین منفعت جمهوری اسلامی ایران در شمال شرقی و بالای ارس، امنیت است.چنانچه جنگ و درگیری در این منطقه از جهان تشدید شود هم حضور نیروهای فرامنطقه‌ای افزایش خواهد یافت و هم مشکلاتی نظیر قاچاق انسان و عبور و مرور گروه‌هایی نظیر داعش و منافقین از این منطقه بیشتر خواهد شد.

پاک آیین، سفیر سابق ایران در آذربایجان: مسأله کریدور زنگه‌زور دیگر برای آذربایجان در اولویت نیست / مهمترین منفعت ایران در قفقاز جنوبی، برقراری صلح و امنیت است

پایگاه خبری جماران، محمد حسین لطف الهی: در شرایطی که طی ماه‌های اخیر نگرانی‌های زیادی پیرامون افزایش تنش‌ها در منطقه قفقاز جنوبی وجود داشت، به نظر می‌رسد شرایط کمی آرام‌تر شده و فضا برای برخی همکاری‌های میان ایران و جمهوری آذربایجان در این زمینه در حال باز شدن است.

گزارش منابع آذری نشان می‌دهد، الهام علی‌اف، رئیس جمهور آذربایجان دستور داده منابع مالی لازم برای احداث یک جاده و همچنین ساخت یک پل بر روی رودخانه ارس جهت اتصال دو کشور اختصاص یابد. برای بررسی این موضوع با محسن پاک‌آیین، سفیر سابق ایران در جمهوری آذربایجان گفت‌وگو کرده‌ایم.او معتقد است آذربایجان نیاز فوری و قطعی دارد که به نخجوان متصل شود و با توجه به پیچیدگی‌های سیاسی و اختلاف‌نظرهای جدی پیرامون کریدور زنگه‌زور، در حال حاضر ترجیح داده از مسیر ایران به نخجوان دسترسی پیدا کند.

این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

مواضع اخیر مقام‌های آذربایجانی از جمله اظهارات آقای حکمت حاجی‌اف در خصوص کریدور زنگه‌زور و دستور آقای الهام علی‌اف، رئیس جمهور آذربایجان برای تأمین مالی ساخت جاده به نخجوان از سوی ایران، از نگاه شما چه معنایی دارد؟ آیا باکو سیاست خود را در منطقه قفقاز جنوبی تغییر داده است؟

آذربایجان نیاز فوری و قطعی دارد که به نخجوان متصل شود. با توجه به این که الان هفت شهر جمهوری آذربایجان در منطقه قره‌باغ آزاد شده، باکو نیاز دارد که ارتباط میان این مناطق و نخجوان بیشتر شود و با توجه به قرار گرفتن ارمنستان به عنوان مانعی برای اتصال این مناطق به نخجوان، آذربایجان گزینه‌های زیادی پیش روی خود ندارد.

از سوی دیگر، مسأله کریدوری که قرار بود از استان سیونیک ارمنستان بگذرد و کریدور زنگه‌زور خوانده می‌شد در وضعیت نامعلومی قرار دارد. به همین دلایل ترجیح آذربایجان این است که از مسیر ایران یک خط ریلی به جلفا بکشد. این کار با تخصیص بودجه از سوی جمهوری آذربایجان آغاز شده و قرار است از منطقه آق‌بند پلی بر روی ارس احداث شود و از مسیر ایران به نخجوان اتصال ریلی پیدا کند.

این تصمیمات شرایط منطقه را چگونه تغییر خواهد داد؟

آنچه مسلم است این است که جمهوری آذربایجان دیگر به مسأله زنگه‌زور به عنوان یک اولویت فوری نگاه نمی‌کند. از طرفی، احتمال اینکه جنگی میان آذربایجان و ارمنستان بر سر دالان زنگه‌زور در بگیرد بسیار کم است. طرفین متعهد شده‌اند تا تمامیت ارضی یکدیگر را بپذیرند و مرزهای جغرافیایی را تغییر ندهند. از همین رو نیز ارمنستان دخالتی در موضوع قره‌باغ نکرد و قره‌باغ آزاد شد. در اینکه اهمیت دالان استان سیونیک برای اتصال نخجوان به آذربایجان کاهش پیدا کرده و جنگ نمی‌شود تقریبا مسلم است.

ممکن است در آینده مذاکرات سیاسی میان ارمنستان و آذربایجان اتفاق بیفتد و بده بستان‌هایی صورت بگیرد و طی این بده بستان‌ها طرفین امتیازهایی به یکدیگر بدهند و شرایط تغییر کند. اما برای این منظور باید ابتدا روابط ایروان و باکو عادی شود و مذاکراتی فشرده صورت بگیرد تا با به نتیجه رسیدن مذاکرات شرایط تغییر کند.

آذربایجان فعلا ترجیح می‌دهد از مسیر ایران این دسترسی را داشته باشد و ایران نیز دهه‌هاست که اعلام کرده این دسترسی را برای آذربایجان فراهم می‌کند.

ایران توانست با استفاده از ابزارهایی هرچند محدود که در اختیار داشت مانع از عبور آذربایجان و ترکیه از خطوط قرمز شود. آیا می‌توان گفت این یک دستاورد بلندمدت است و منافع ایران برای بلندمدت در منطقه قفقاز تأمین شده است؟

مهمترین منفعت جمهوری اسلامی ایران در شمال شرقی و بالای ارس، امنیت است.چنانچه جنگ و درگیری در این منطقه از جهان تشدید شود هم حضور نیروهای فرامنطقه‌ای افزایش خواهد یافت و هم مشکلاتی نظیر قاچاق انسان و عبور و مرور گروه‌هایی نظیر داعش و منافقین از این منطقه بیشتر خواهد شد. قاچاق مواد مخدر هم سهولت بیشتری خواهد یافت. اما زمانی که منطقه دچار امنیت و صلح باشد، کنترل مرزها راحت تر است و جلوی ناامنی و انتقال ناامنی به کشور گرفته می‌شود.

با افزایش امنیت، کریدورها نیز رونق خواهند یافت و بهره‌گیری از مسیرهای ترانزیتی بیشتر خواهد شد. مزیت رشد اقتصادی در منطقه برای ایران بسیار زیاد است. ایران به عنوان کشور همسایه می‌تواند نقش آفرینی موثری در زمینه بازسازی مناطق جنگ زده ارمنستان و آذربایجان داشته باشد و از مزایای اقتصادی آن بهره ببرد. در حال حاضر ما هم در ارمنستان و هم در آذربایجان در این پروژه‌های عمرانی مشارکت داریم. هنوز کار اجرایی شروع نشده اما این تمایل از سوی دو طرف ابراز شده است.وجود آرامش به نفع ایران است و این آرام تر شدن فضا منافع ایران را تأمین کرده است.

به نظر می‌رسد حضور اسرائیل هم در منطقه کم رنگ تر از قبل شده، ارزیابی شما از این مسأله چیست؟

اسرائیل بیشتر در درون جمهوری آذربایجان و به دلیل فروش اسلحه صاحب نفوذ بود. زمانی که صلح جایگزین جنگ شود، خود به خود نیاز آذربایجان به اسلحه نیز کمتر خواهد شد و نفوذ اسرائیل نیز کاهش خواهد یافت. از همین رو است که من تأکید دارم منافع ایران زمانی در منطقه قفقاز جنوبی تأمین می‌شود که امنیت جایگزین ثبات شود و جنگ و مناقشه جای خود را به صلح و همکاری از جمله همکاری‌های اقتصادی بدهد.

بسیج تمام ظرفیت‌ها علیه صهیونیست‌ها

بسیج تمام ظرفیت‌ها علیه صهیونیست‌ها

آنچه را که امروز در غزه و سرزمین‌های اشغالی شاهد هستیم، باید به دوبخش تقسیم کرد. یک بخش از آن جنگ است که در میدان در حال وقوع است و رژیم صهیونیستی در این بخش کاملا ضعیف و وامانده ظاهر شده و به اعتراف همه ناظران جهانی و حتی کارشناسان داخل اراضی اشغالی، اسرائیل شکست غیرقابل جبرانی را متحمل شده است.

اما بخش دیگر وقایعی که در حال رخ دادن است، جنایت است و رژیم صهیونیستی به دلیل این‌که نتوانسته در جنگ پیروز شود و حیثیت خود و افسانه شکست‌ناپذیری ارتش اسرائیل را از دست رفته می‌بیند به مناطق مسکونی حمله می‌کند و افراد بیگناه و غیرنظامی را به خاک و خون می‌کشد. در اینجا چند نکته حائز اهمیت است. یکی بحث سکوت قدرت‌هایی که تحت لوای لیبرال دموکراسی، ادعای دفاع از انسانیت و حقوق‌بشر را دارند و برای مرگ مشکوک یکی دختر در ایران در سطح رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر به صحنه می‌آیند و مردم ایران را به شورش می‌خوانند اما در مورد اسرائیل، نه‌تنها جنایات آشکار این رژیم را محکوم نمی‌کنند بلکه جلوی هرگونه تحرکی برای آتش‌بس یا اقدام برای رساندن موادغذایی و بهداشتی برای مردم بی‌پناه را می‌گیرند و متاسفانه با قدرتی که در شورای امنیت دارند، مانع از هرگونه اقدام سازنده برای کمک به مردم فلسطین می‌شوند. در این مورد می‌توان چند اقدام کرد؛ در وهله اول با توجه به رویکرد مثبت آقای گوترش، دبیرکل سازمان ملل و همچین مجمع عمومی سازمان ملل که با ۱۲۰ رای مثبت، ۴۵ رای ممتنع و فقط ۱۴ رای منفی، قطعنامه‌ای علیه رژیم صهیونیستی صادر شد، باید از این فضا استفاده کرد و از ظرفیت سازمان ملل و دیگر نهادهای بین‌المللی برای اعمال فشار بر رژیم صهیونیستی بهره برد. در این رابطه بحث تعلیق عضویت رژیم صهیونیستی در سازمان ملل را باید مطرح کرد؛ چراکه طبق مقررات بین‌المللی، اگرچه قطعنامه‌های مجمع عمومی الزام‌آور نیست اما در این موارد می‌تواند اقدام کند و این موضوع‌، سابقه داشته است. در شرایطی که شورای امنیت برای برقراری صلح اقدام نمی‌کند به مجمع اجازه داده‌شده که ورود کند و تا زمانی که رژیم صهیونیستی دست از جنایات خودش برندارد، باید عضویت این رژیم تعلیق شود.
در وهله دوم باید تحریم‌هایی در حوزه‌های تسلیحاتی، اقتصادی، فرهنگی و ورزشی از سوی جامعه بین‌الملل و از مسیر سازمان ملل علیه اسرائیل وضع شود. دلیل این تحریم‌ها نیز کاملا موجه است که عبارت است از اقدام و تحرک رژیم صهیونیستی علیه صلح و جان انسا‌ن‌ها. بنابراین باید از ظرفیت سازمان ملل در این زمینه نیز بهره گرفت. سومین نکته که بسیار مهم و البته دشوار است، تشکیل دادگاه بین‌المللی برای سران رژیم جنایتکار صهیونیستی اعم از رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، وزیر جنگ و... است. مشابه دادگاه نورنبرگ که برای محاکمه ۲۲ نفر از سران نازی‌ها برگزار شد. در سطح رسانه‌ای هم باید از اتحاد مردم جهان در حمایت از مردم فلسطین و محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی استفاده کرد و در عرصه دیپلماسی عمومی به صورت مداوم کار شود که حقیقت رژیم صهیونیستی برای جهانیان کاملا روشن شود. وقوع این اتفاق به معنی یک شکست نرم برای رژیم صهیونیستی است که در کنار شکست سختی که در عرصه نظامی خورده، روند اضمحلال این رژیم را بیش از گذشته تسریع خواهد کرد. این ضربات که بر رژیم صهیونیستی وارد شده، غیرقابل ترمیم است، ایران باید در این زمینه‌ها فعالیت کند و سازمان همکاری اسلامی را فعال‌تر کرده، جنبش غیرمتعهدها را نیز به صحنه بیاورد و از ظرفیت‌های آنها استفاده کند تا در عرصه بین‌المللی، رسانه‌ای و دیپلماسی عمومی، ضربه سنگینی به رژیم صهیونیستی وارد شود.

معاناة نتنياهو

بعد عودة بنيامين نتنياهو إلى الظهور كرئيس لوزراء النظام الصهيوني، تنبأ بأن آرائه المتطرفة ستؤدي إلى حرب جديدة ضد شعب فلسطين الأعزل، ولم يستغرق الأمر وقتا طويلا حتى يتحقق هذا التوقع.

مروری بر تحولات اخیر در قره باغ

محسن باک آئین

إن إصرار نتنياهو على مخالفة المعايير الدولية وقرارات الأمم المتحدة من خلال الاستمرار في بناء المستوطنات في محيط الأراضي الفلسطينية، وتدنيس المسجد الأقصى بشكل متكرر وعدم احترامه، دفع الجمعية العامة للأمم المتحدة إلى تبني فتوى محكمة العدل الدولية في قضية القدس. لاهاي عن طبيعة الاحتلال.. إسرائيل تطالب في أرض فلسطين.

بن جوير، وزير الأمن الداخلي في حكومة الاحتلال، دخل المسجد الأقصى ودنسه، بالتزامن مع بطولة كأس العالم لكرة القدم في قطر، إعلان التضامن مع الأمة الفلسطينية ومعارضة النظام الصهيوني، وخاصة من جمهور الدول الإسلامية. كما أدى الهجوم الوحشي على مخيم جنين للاجئين والاعتداءات الإجرامية المتكررة على أهل غزة والضفة الغربية إلى الرد الساحق من فصائل المقاومة، بما فيها حماس، على النظام الصهيوني وبدء الدفاع الرادع عن الفلسطينيين. .

ويعتبر معظم الخبراء الإسرائيليين وحتى بعض أعضاء الكنيست أن السبب الرئيسي وراء تصرفات نتنياهو المتطرفة هو الدخول في الحرب مع حماس والضغط على الشعب الفلسطيني للتغطية على مشاكله الداخلية وخاصة قضية الفساد المالي.

وأعلن التلفزيون الإسرائيلي هذا الأسبوع أن رئيس الوزراء يريد تشكيل لجنة تحقيق حكومية للتحقيق في نتائج هجوم حماس وحرب غزة، وانتقدت وسائل الإعلام الإسرائيلية اقتراح نتنياهو وقالت: نتنياهو يريد تشكيل لجنة تحقيق حكومية تكون صلاحياتها في بيديه يكون رئيساً للوزراء لأنه يخشى مراجعة نتائج التحقيق. كما يعتبر الرأي العام والعديد من السياسيين الصهاينة نتنياهو مسؤولا عن كل النتائج المترتبة على الهجوم وهزيمة الجيش، ويعتقدون أنه يريد التهرب من مسؤولية نتائج الحرب الحالية.

كما أعلن نتنياهو في 6 تشرين الثاني/نوفمبر 1402: "لقد شهدنا فشلاً كبيراً وسيتم التحقيق فيه وهذا التحقيق سيشمل الجميع، ولكن ليس الآن". ومرة أخرى أثار هذا الموقف لرئيس وزراء نظام الاحتلال غضبا شعبيا، واعتبرته جهات مختلفة جاهلا بحجم الحادثة وضرره لثقة الجمهور. وقال ممثل الكنيست الإسرائيلي مساعد توما في هذا الصدد: "إن الغضب ضد رئيس الوزراء يتزايد، لأنه رئيس الحكومة والمسؤول عن سير عمل المؤسسات والمؤسسات الحكومية، بما في ذلك عدم كفاءة الجيش في السابع من الشهر الجاري". اكتوبر." كما أعرب عضو الكنيست عبد الله أبو معروف عن استيائه من أداء الحكومة، وأكد أن نتنياهو كرئيس للوزراء هو المسؤول الأول عن الإخفاقات التي حدثت ويحدث على المستوى السياسي والأمني ​​وحتى العسكري.

وتزايدت حالة عدم الثقة لدى الإسرائيليين في نتنياهو بعد نشر صور ابنه الضال على شواطئ ميامي بأمريكا، وفي أعقاب كشف مذيع القناة التلفزيونية الإسرائيلية "القناة الثالثة عشر" أن رئيس الوزراء وزوجته يقيمان في منزل أحد المواطنين. الملياردير الأمريكي ينجو من عواقب القصف الصاروخي على تل أبيب.. وصل الناس إلى ذروتهم. ويقول سمير غطاس، المحلل السياسي المصري، عن انعدام الثقة في نتنياهو: "لقد خسر نتنياهو نحو خمسين بالمائة من أصوات الإسرائيليين الذين أيدوه قبل هذه الحرب".

يعتقد سكان الأراضي المحتلة وحتى بعض أعضاء حزب الليكود أن جهود رئيس الوزراء تركز الآن فقط على الهجوم البري، وأنه من خلال مواصلة الهجمات على المدنيين، يريد معاناة داخلية، بما في ذلك تحمل المسؤولية عن الهزيمة في الحرب، والفشل في هزيمة المدنيين. تطبيع العلاقات مع العرب، العزلة في المحافل الدولية، الضغوط الحقوقية، قتل الأطفال والنساء، تعيين قادة عسكريين ومديرين غير كفؤين، فضلا عن عدم الاهتمام باحتياجات المواطنين المعيشية، وجود تضخم متزايد والغلاء في أسعار السكن والغذاء، ووجود الفساد الإداري. وتوقعت وسائل إعلام إسرائيلية أنه في حال توقفت الحرب وتم التوصل إلى وقف لإطلاق النار، ستنتهي حياة نتنياهو السياسية وسيواجه النظام الصهيوني حل الحكومة واستبدال حكومة أخرى.

والآن، بالنسبة للخبراء الدوليين، فإن السؤال هو ما إذا كانت الولايات المتحدة والترويكا الأوروبية قد أخطأتا في التقدير من خلال دعمهما العلني والمكلف لجرائم النظام الصهيوني، أو ما إذا كانا قد وضعا عن عمد نتنياهو والجيش الإسرائيلي كطعم أمام الفلسطينيين. المقاتلين من أجل هزيمتهم.وبعد خروجه من المسرح، سيصنعون تصميماً جديداً لتأمين مصالحهم في غرب آسيا.

نتانیاهو در سراشیب

پاک آیین

پانا-پس از حضور مجدد بنیامین نتانیاهو در جایگاه نخست وزیری رژیم صهیونیستی، پیش بینی می شد که دیدگاه‌های افراطی وی جنگ جدیدی را علیه مردم بی دفاع فلسطین رقم زند و دیری نگذشت که این پیش بینی به وقوع پیوست.

اصرار نتانیاهو بر تقابل با موازین بین‌المللی و قطعنامه‌های سازمان ملل متحد با ادامه شهرک‌سازی در مجاورت مناطق فلسطینی‌نشین،هتک حرمت و بی‌احترامی مکرر به مسجد الاقصی، موجب شد تا مجمع عمومی سازمان ملل با اکثریت آرا، نظر مشورتی دیوان بین‌المللی دادگستری لاهه را درباره ماهیت اشغالگری اسرائیل در سرزمین فلسطین، مطالبه کند.

ورود بن گویر، وزیر امنیت داخلی رژیم اشغالگر به مسجدالاقصی و هتک حرمت آن، همزمان با مسابقات جام جهانی فوتبال در قطر، اعلام همبستگی با ملت فلسطین و مخالفت با رژیم صهیونستی بخصوص از سوی تماشاگران کشورهای مسلمان را در پی داشت. تهاجم وحشیانه به اردوگاه آوارگان جنین و حملات متناوب جنایتکارانه به مردم غزه و کرانه باختری نیز زمینه ساز پاسخ کوبنده گروه های مقاومت از جمله حماس به رژیم صهیونیستی و آغاز دفاع بازدارنده فلسطینیان شد.

اغلب کارشناسان اسرائیلی و حتی برخی از اعضای کنست، دلیل اصلی اقدامات افراطی نتانیاهو برای ورود به جنگ با حماس و اعمال فشار بر مردم فلسطین را برای پوشش مشکلات داخلیِ و بخصوص پرونده فساد مالی او می‌دانند.

تلویزیون اسرائیل، هفته جاری اعلام کرد که نخست‌وزیر می‌خواهد یک کمیته تحقیق دولتی برای بررسی نتایج حمله حماس و جنگ غزه تشکیل دهد.رسانه های اسرائیل از این پیشنهاد نتانیاهو انتقاد کرده و گفتند: نتانیاهو خواهان تشکیل یک کمیته‌ تحقیق دولتی است که اختیارات آن در دست نخست وزیر باشد چرا که از بررسی نتایج تحقیق هراس دارد. افکار عمومی و بسیاری از سیاستمداران صهیونیست نیز نتانیاهو را مسئول تمام عواقب حمله و شکست ارتش می‌دانند و بر این باورند که او می‌خواهد از زیر بار مسئولیت نتایج جنگ فعلی شانه خالی کند.

نتانیاهو در تاریخ ۶ آبان ۱۴۰۲ نیز اعلام کرد:«شکست بزرگی را شاهد بودیم و در مورد آن تحقیق خواهد شد و این تحقیقات همه را شامل خواهد شد، اما اکنون نه.» این موضع نخست وزیر رژیم اشغالگر،بار دیگر خشم عمومی را برانگیخت و احزاب مختلف، او را نسبت به گستردگی حادثه و آسیب به اعتماد عمومی بی‌اطلاع دانستند. عایده توما، نماینده کنست اسرائیل در این رابطه گفت: «خشم علیه نخست‌وزیر در حال افزایش است، چرا که او رئیس دولت است و مسئولیت عملکرد مؤسسات و نهادهای دولتی را از جمله ناکارمدی ارتش در هفتم اکتبر بر عهده دارد.» عبدالله ابومعروف، عضو کنست نیز با ابراز نارضایتی از عملکرد دولت تاکید کرد که نتانیاهو به عنوان نخست‌وزیر در درجه اول مسئول شکست‌هایی است که در سطوح سیاسی، امنیتی و یا حتی نظامی رخ داده و در حال رخ دادن است.

بی‌اعتمادی اسرائیلی‌ها به نتانیاهو پس از انتشار تصاویری از پسر عیاش او در سواحل میامی آمریکا افزایش یافت و به دنبال افشای مجری کانال سیزده شبکه تلویزیونی اسرائیل مبنی بر اقامت نخست وزیر و همسرش در خانه یک میلیاردر آمریکایی برای فرار از تبعات موشک باران تل آویو، خشم مردم به اوج خود رسید. سمیر غطاس، تحلیلگر سیاسی مصری، درباره بی‌اعتمادی به نتانیاهو می گوید: «نتانیاهو حدود پنجاه درصد از آرای اسرائیلی‌هایی را که قبل از این جنگ از او حمایت می‌کردند، از دست داده است».

اهالی اراضی اشغالی و حتی برخی از اعضای حزب لیکود معتقدند تلاش نخست‌وزیر اکنون تنها بر حمله زمینی متمرکز است و وی با تداوم حملات به غیرنظامیان می‌‌خواهد مصائب داخلی از جمله مسئولیت شکست در جنگ، ناکامی در عادی‌سازی روابط با اعراب،انزوا در مجامع بین‌المللی، فشارهای حقوق بشری، کشتن کودکان و زنان،انتصاب‌ فرماندهان نظامی و مدیران ناکارآمد و همچنین عدم توجه به نیازهای معیشتی شهروندان، وجود تورم فزاینده، قیمت‌های گزاف مسکن و مواد غذایی و وجود فساد اداری را لاپوشانی کند. رسانه‌های اسرائیل پیش‌بینی کرده‌اند که در صورت توقف جنگ و برقراری آتش بس،عمر سیاسی نتانیاهو خاتمه خواهد یافت و رژیم صهیونیستی انحلال کابینه و جایگزینی دولت دیگری را تجربه خواهد کرد.

اینک برای کارشناسان بین المللی این سوال مطرح است که آیا آمریکا و تروئیکای اروپا با حمایت آشکار و پُرهزینه از جنایات رژیم صهیونیستی دچار خطای محاسبه شده اند یا آگاهانه، نتانیاهو و ارتش اسرائیل را همچون یک طُعمه در مقابل رزمندگان فلسطینی قرار داده اند تا با شکست و خروج وی از صحنه، طراحی جدیدی را برای تامین منافع خود در غرب آسیا رقم زنند.

*کارشناس بین‌الملل و سفیر اسبق ایران در جمهوری آذربایجان

Netanyahu’s plights and the West plots

پس‌لرزه‌های دیدار وزرای لیبی و اسرائیل

By Mohsen Pakaeen-International affairs expert
Iran Daily

After Benjamin Netanyahu secured his second term as Israel’s prime minister, it was expected that his radical policies would result in a new war against the innocent people of Palestine. And it wasn’t long before this prediction came true.
Netanyahu’s insistence on the violation of international regulations and the United Nations’ resolutions by the expansion of illegal settlements and the desecration of the Al-Aqsa Mosque caused the 193-member United Nations General Assembly to ask the International Court of Justice in December 2022 to give an advisory opinion on the legal consequences of Israel’s occupation of the Palestinian territories.
The desecration of the Al-Aqsa Mosque by the Israeli National Security Minister Itamar Ben-Gvir, which coincided with the 2022 World Cup in Qatar, aroused anti-Israel and pro-Palestine sentiments during the event.
Israel’s brutal attacks on the Jenin refugee camp in the West Bank in recent months and repeated deadly strikes on the besieged Gaza Strip led to the manifestation of the pent-up anger of Palestinians and the consequent crushing response of the resistance groups, including Hamas, to the regime’s crimes.
Now, international experts are asking whether the US and the European countries have made a miscalculation by openly supporting the Israeli regime or they have deliberately encouraged Bibi to continue the conflict to eliminate him from Israel’s political scene to secure their interests in the Middle East.
Some Israeli experts and even some members of the Knesset believe that Netanyahu’s decision to enter into war with Hamas and exert more pressure on the Palestinians is aimed at distracting public attention from his domestic issues, particularly his corruption case.
He has also refused to commit to setting up a commission of inquiry to investigate the failings that enabled the Hamas attacks.
Public opinion and many Israeli politicians believe that Netanyahu is responsible for all the consequences of the army defeat against Hamas.
“After the war, everyone will have to give answers, myself included,” Netanyahu said on Saturday. He also acknowledged that “there was an awful debacle.”
Netanyahu’s remarks have once again provoked public anger and different political parties believe that he is not still aware of the extent of the incident and the damage to the public’s trust.
The lack of trust in society against Netanyahu has also increased after the release of pictures of his son on the beaches of Miami and the stay of the prime minister and his wife at the house of an American billionaire to escape the Hamas attacks. Israelis and even some members of the Likud party believe that the prime minister is now only focused on the ground invasion of Gaza. By continuing attacks on civilians, he aims to disclaim responsibility for the intelligence failure, his cabinet’s failure to normalize ties with the Arab countries, the regime’s isolation in the international organizations as well as increasing inflation.
According to Israeli media forecasts, should the conflict conclude and a ceasefire be established, it is anticipated that Netanyahu’s political career will come to an end, leading to the dissolution of his cabinet.