آمار پاک نوشته | هفته دوم آبان ۱۴۰۳

چرا بُرد موشکها را افزایش ندهیم؟

چرا بُرد موشکها را افزایش ندهیم؟

اتحادیه اروپا در تاریخ ۲۵ مهر ۱۴۰۳ در یک اقدام مداخله جویانه،با صدور بیانیه مشترک با اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس،صریحا از ادعای واهی امارات حمایت کرد و جزایر سه‌گانه ایرانی تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی را متعلق به این شیخ نشین دانست و از ایران خواست تا به اشغال این جزایر پایان دهد.

چند روز قبل نیز دولت آلمان با دخالت در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران،اعدام یک تروریست شناخته شده را محکوم کرد و در یک اقدام کاملا غیر متعارف تصمیم گرفت سرکنسولگری های ایران در شهرهای فرانکفورت،مونیخ و هامبورگ را تعطیل کند. این مواضع صریح و خطرناک اعضای اتحادیه اروپا علیه تمامیت ارضی ایران نشان می دهد این اتحادیه سطح مداخله در امور داخلی ایران را به سطح بسیار بی‌سابقه‌ای ارتقاء بخشیده و نقض تمامیت ارضی ایران را در دستور کار قرار داده است.

چند سال قبل،اتحادیه اروپا با کمک آمریکا،اوکراین را به عنوان یک طُعمه در مقابل روسیه قرار داد تا این کشور را درگیر یک جنگ فراگیر نماید. این احتمال وجود دارد که این اتحادیه قصد دارد با تحریکات خود امارات متحده را نیزدر مقابل ایران قرار دهد تا روند دشمنی با ایران را تکمیل سازد.پُر واضح است که مقامات ایران مثل همیشه عاقلانه برخورد کرده و کشور را درگیر جنگ نمی کنند اما دلیلی هم ندارد که ایران سطح بازدارندگی خود را افزایش نداده و بُرد موشک ها را بالا نبرد.
اعضای اتحادیه اروپا با حمایت از جنایات و نسل کشی رژیم صهیونیستی نشان داده اند که وقتی پای منافع در میان باشد،معیارهای قانونی و موازین اخلاقی را به راحتی نادیده گرفته و برای حفظ منافع خود،ارتکاب هر نوع جنایت را مباح می دانند.

این اتحادیه در دهه های اخیر از معیارهای دموکراتیک و مبتنی بر دفاع از حقوق بشر عبور کرده و و با سوء استفاده از ناکارآمدی سازمان ملل متحد در مهار منازعه ها، حامی جنایتکاران بوده است. تجربیات دخالت های اتحادیه اروپا در منطقه بالکان،افغانستان،عراق و لیبی گواه بر رفتار جنگ طلبانه پیروان لیبرال دموکراسی با نقض تمامیت ارضی کشورهاست.در جنگ بالکان، ارتش های اروپایی در قالب نیروهای ناتو و با نقض تمامیت ارضی یوگسلاوی،این کشور را به مدت 78 روز بمباران کردند. لین جیان، نماینده رسمی وزارت خارجه چین،در این زمینه خاطرنشان کرد که «امنیت ناتو به قیمت امنیت سایر کشورها تمام می شود، ناتو با ایجاد "دشمنان ساختگی" موجودیت خود را حفظ می کند و قدرتی که این اتحاد به آن افتخار می کند، خطر بزرگی برای جهان است.»

تجاوز نیروهای نظامی اتحادیه اروپا در قالب ناتو به کشور مستقل افغانستان از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ و نقض تمامیت این کشور،جنایات جنگی گسترده ای را رقم زد و هزاران غیرنظامی افغان قربانی کرد. مردم افغانستان هرگز پیامدهای مرگبار اقدامات هماهنگ انگلیس،فرانسه،آلمان و آمریکا را علیه مردم خود فراموش نخواهند کرد.در جریان حمله ناتو به عراق، «میک والاس»نماینده ایرلندی پارلمان اروپا با اشاره به کشتار 1 میلیون غیرنظامی عراقی، توسط آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی تصریح کرد: «اتحادیه اروپا در رویکردی متناقض در مقابل قتل‌عام غیرنظامیان عراقی به دست نیروهای ناتو سکوت کرد و هیچ تحریمی علیه این کشور صادر نکرد.» وی در پیام توییتری خود تصریح کرد:«ایالات متحده با کمک کشورهای اروپایی عضو ناتو، بیش از یک میلیون شهروند را در حمله غیرقانونی به عراق کشت و تاکنون هیچ درخواستی برای مجازات عاملان جنایت و تروریسم وجود ندارد.»

مداخله هفت ماهه برخی از کشورهای اروپایی به همراه آمریکا در لیبی طی سال 2011 که ظاهرا برای محافظت از غیرنظامیان انجام شد؛ موجب قتل بسیاری از مردم غیر نظامی و ویرانی این کشور شد.در جریان این جنایات، یک کمیسیون سازمان ملل به این نتیجه رسید که ائتلاف اروپا و آمریکا، 60 غیرنظامی را تنها در 20 حمله‌ای که از سوی این کمیسیون بررسی شد، کشته است.تحقیقات موسسه «ایروارز» نیز تائید کرد که این حملات به مرگ احتمالی بین 223 تا 403 غیرنظامی در 212 حمله،منجر شده است.شش کشور عضو اتحادیه اروپا یعنی انگلیس ،بلژیک، دانمارک، فرانسه، ایتالیا، نروژ، به همراه آمریکا و کانادا، با نقض تمامیت ارضی لیبی،حملات هوایی را علیه مردم این کشور انجام دادند.

خصومت ورزی اروپا بخصوص در دوران جنگ تحمیلی علیه ایران و بخصوص فروش تسلیحات شیمیایی از سوی آلمان که منجر به فجایع غیرانسانی بخصوص در حلبچه شد،برگ دیگری از نادیده گرفتن حاکمیت ملی کشورها توسط اتحادیه اروپاست.با این سوابق شوم که از بی پروایی این اتحادیه برای نقض تمامیت ارضی کشورهای مستقل حکایت دارد،دلیلی محکم بر ضرورت افزایش توان بازدارندگی موشکی ایران است.حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با خانواده های شهدای امنیت فرمودند: «بعضی‌ها در تحلیل‌های گوناگون، در فهم عجیب از مسئله تصوّر میکنند اگر بخواهیم کشور در امنیّت باشد، بایستی سراغ ابزارهای حسّاس‌کننده‌ی قدرتها نرویم؛ مثلاً چه لزومی دارد ما موشک با فلان بُرد را داشته باشیم که حسّاس بشوند! خیال میکنند این‌جوری،این شکلی میتوانند امنیّت کشور را تأمین کنند؛ یعنی در واقع این‌جور فکر میکنند که اگر میخواهید کشور امن باشد،ضعیف باشید، ابزارهای قدرت را برای خودتان فراهم نکنید؛ بعضی این‌جور قضاوت میکنند؛ این غلط است.»(6/8/1403)

واقعیت این است که مقابله با رویکردهای اخیر اعضای اتحادیه اروپا که مصداق تهدید موجودیت ایران است،چاره ای جز تغییر سیاست دکترین دفاعی را برنمی تابد.البته جمهوری اسلامی ایران، تهاجم به کشورهای دیگر را تائید نمی کند اما کاملا به حفظ تمامیت ارضی خود اعتقاد داشته و اجازه نخواهد داد هیچ کشوری این اصل را نقض نماید.در اجرای این سیاست، بررسی چگونگی افزایش توان بازدارندگی موشکی و چگونگی ارتقای بُرد موشک ها، می تواند در دستور کار مسئولین نظام قرار گیرد.

?Why not increase the range of missiles

By Mohsen Pakaein

Why not increase the range of missiles?

Recently, in an intervention-seeking action, the European Union issued a joint statement with the members of the Persian Gulf Cooperation Council, explicitly supporting the unfounded claims of the United Arab Emirates. They considered the three Iranian islands—Greater Tunb, Lesser Tunb, and Abu Musa—as belonging to this sheikhdom and called for an end to what they described as Iran's occupation of these islands.

Additionally, a few days ago, the German government, by interfering in the internal affairs of the Islamic Republic of Iran, condemned the execution of a known terrorist. In a completely unconventional move, it decided to close the Iranian consulates in Frankfurt, Munich, and Hamburg.

These explicit and dangerous positions taken by members of the European Union against Iran's territorial integrity indicate that the Union has escalated its interference in Iran's internal affairs to an unprecedented level and has placed the violation of Iran's territorial integrity on the agenda.

A few years ago, the European Union, with the help of the United States, positioned Ukraine as bait to involve Russia in a comprehensive war. There is a possibility that the European Union intends to provoke the UAE against Iran to further its enmity with the country. It is clear that the Iranian authorities, as always, are wise and do not wish to involve the country in war; however, there is no reason to believe that Iran has not increased its deterrence level or expanded the range of its missiles.

By supporting the crimes and genocide of the Zionist regime, members of the European Union have shown that when their interests are involved, they easily ignore legal and moral standards, deeming it permissible to commit any crime to protect their interests.

In recent decades, the Union has abandoned democratic standards based on human rights defense and has supported criminals by exploiting the inefficiency of the United Nations in curbing conflicts. The experiences of the European Union's interventions in the Balkans, Afghanistan, Iraq, and Libya serve as proof of the warlike behavior of proponents of liberal democracy, who violate the territorial integrity of other countries. During the Balkan war, European armies, as NATO forces, bombed Yugoslavia for 78 days, violating the territorial integrity of that country. In this regard, Lin Jian, the official representative of the Chinese Foreign Ministry, noted, "NATO's security is at the expense of the security of other countries. NATO maintains its existence by creating 'fake enemies,' and the power that this alliance is proud of is a great danger to the world."

The invasion of Afghanistan by European Union military forces in the form of NATO from 2001 to 2021 resulted in massive war crimes, with thousands of Afghan civilians sacrificed. The people of Afghanistan will never forget the deadly consequences of the concerted actions of England, France, Germany, and the United States against their nation. During the NATO attack on Iraq, Mick Wallace, the Irish representative in the European Parliament, referred to the killing of 1 million Iraqi civilians by the United States and some European countries, stating, "The European Union, in a contradictory approach, remained silent in the face of the massacre of Iraqi civilians by NATO forces and did not issue any sanctions against this country." He added in a Twitter message, "The United States, with the help of European NATO member countries, killed more than one million citizens in an illegal attack on Iraq, and so far there has been no request to punish the perpetrators of this crime and terrorism."

The seven-month intervention of some European countries alongside the United States in Libya in 2011, ostensibly to protect civilians, resulted in the killing of many civilians and the destruction of the country.

During these crimes, a UN commission concluded that the European-American coalition killed 60 civilians in just 20 investigated attacks. Research by the "Airwars" Institute confirmed that these attacks may have resulted in the deaths of between 223 and 403 civilians across 212 incidents. Six member countries of the European Union—namely, England, Belgium, Denmark, France, Italy, and Norway—along with the United States and Canada, violated the territorial integrity of Libya by conducting airstrikes against its people.

Europe's hostility, especially during the imposed war against Iran, and particularly the sale of chemical weapons by Germany, which led to inhumane tragedies, especially in Halabja, is another example of the European Union's disregard for national sovereignty. This ominous record, which reflects the Union's negligence in violating the territorial integrity of independent countries, underscores the necessity of increasing Iran's missile deterrence capability.

The Supreme Leader of the Islamic Revolution, Ayatollah Khamenei, in a meeting with the families of security martyrs, stated: "Some, in various analyses, have a strange understanding of the problem. They imagine that if we want the country to be safe, we should not pursue the sensitive tools of power. For example, why is it necessary for us to have missiles with such ranges that they are deemed sensitive? They think that by doing so, they can ensure the country's security; that is, they actually believe that if you want the country to be safe, you must be weak and refrain from equipping yourself with the tools of power. Some judgelike this; this is wrong."

The reality is that confronting the recent approaches of the European Union members, which pose a threat to Iran, leaves no choice but to alter the defense doctrine. The Islamic Republic of Iran does not condone the invasion of other countries, but it firmly believes in maintaining its territorial integrity and will not allow any country to violate this principle.

Investigating ways to enhance missile deterrence and improve missile range can be included in the agenda of Iranian officials.

A preventive operation against Zionist regime

By Mohsen Pakaein

A preventive operation against Zionist regime

Just as Iranian officials had promised that they would take countermeasures against the Zionist regime at the right time and place for the attack on Iranian soil and the assassination of Martyr Ismail Haniyeh, this happened and the Islamic Republic in implementing its right to legitimate defense and citing international rules and standards, which consider self-defense against aggression as legitimate, launched a missile attack on various areas of the lsraeli regime.

In this regard, several points are important.

1. The first point is that as the news broke out, even in the Zionist regime’s media, it can be proven that this operation was unprecedented in its kind and was much bigger than the previous operation and definitely caused a lot of damage in the military and security areas of the Zionist regime so the damage of this attack will not be compensated soon.

2. The second point is that the action of the Islamic Republic of Iran is a preventive measure. If the barbaric Zionist regime is left alone, and in the face of the attacks it has made on various lands, including on Iran and the interests of our country, if it does not receive a devastating response, it will definitely become more daring and will definitely increase its attacks and aggressions on the territorial integrity of Iran. Therefore, this action of the Islamic Republic was done with the purpose of deterrence. In order for the Zionist regime to know that if it takes action against Iran, it will definitely not go unanswered, and as the Supreme Leader of the Islamic Revolution said, the era of hit-and-run has come to an end.

3. The third point is that the Islamic Republic of Iran is not seeking the expansion of war in the region and is acting in deterrence and the strategic centers of the Zionist regime that have been targeted because of this regime’s attack on the Islamic Republic of Iran and Israel’s criminal action against Ismail Haniyeh and Martyr Sayyed Hassan Nasrallah and Brigadier General Nilfroshan has taken place. However, if the Zionist regime wants to take action against Iran, the Islamic Republic will definitely reciprocate and make this regime regret its actions.

4. The last point is that the Western countries, the United States and other supporters of the Zionist regime must be very careful that if they want to cooperate with the Israeli regime and take action against Iran, they will definitely face our response and their interests will be targeted by Iran anywhere in the world and they will suffer serious injuries.

The best advice is for America and Europe to come to the conclusion that the Zionist regime no longer serves their interests in West Asia and to look for radical change of the Israeli regime.

اختصاصی برای جام جم-هماهنگی بی‌نظیر میدان و دیپلماسی برای دفاع از ایران

این میزان از هماهنگی و اتحادی را که این روزها میان میدان و دیپلماسی وجود دارد شاید ما تا کنون شاهد نبوده‌ایم.‌ خوشبختانه در عرصه نظامی و عرصه سیاسی نیز همه مسئولان یک دل و یکپارچه به دنبال این هستند که از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران دفاع کنند‌.

این میزان از هماهنگی و اتحادی را که این روزها میان میدان و دیپلماسی وجود دارد شاید ما تا کنون شاهد نبوده‌ایم.‌ خوشبختانه در عرصه نظامی و عرصه سیاسی نیز همه مسئولان یک دل و یکپارچه به دنبال این هستند که از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران دفاع کنند‌.

نویسنده محسن پاک آیین - کارشناس ارشد حوزه روابط بین‌الملل

بیانات رهبر انقلاب در دیدار با جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان سراسر کشور بسیار تعیین کننده است و می‌توان از آن به عنوان نقشه راه نیز یاد کرد.

نکته مهمی که رهبر انقلاب به آن اشاره فرمودند این است که قطعا رژیم صهیونیستی و آمریکا که علیه ایران خصومت می‌کنند، پاسخ خود را دریافت خواهند کرد و در عین حال ایشان فرمودند که بحث انتقام مطرح نیست و این موضع که بخواهیم از رژیم صهیونیستی یا آمریکا انتقام بگیریم، مبنای سیاست گذاری جمهوری اسلامی ایران نیست بلکه ما در چارچوب عقلانیت و منطق است که برای حفظ امنیت کشورمان با آمریکا و رژیم صهیونیستی مقابله می‌کنیم.

علاوه بر این رهبر معظم انقلاب به مردم نیز اطمینان دادند که مسئولان نظام در این خصوص قطعا تعلل و کوتاهی نمی‌کنند. در این باره لازم به یادآوری است که رسانه‌های خارجی و عوامل رژیم صهیونیستی به این شکل تبلیغ می‌کنند که در بین مسئولان ایران ممکن است در رابطه با چگونگی پاسخ به رژیم صهیونیستی اختلاف نظر‌هایی وجود داشته باشد که البته این موضوع صحت ندارد و همه ارکان نظام تحت لوای رهبر معظم انقلاب مصمم هستند که از امنیت نظام، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی دفاع و حمایت کنند.

به این ترتیب باید تاکید کرد که این میزان از هماهنگی و اتحادی را که میان میدان و دیپلماسی وجود دارد شاید ما تا کنون شاهد نبوده‌ایم. افزون براین خوشبختانه در عرصه نظامی و عرصه سیاسی همه مسئولان یک دل و یکپارچه به دنبال این هستند که از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران دفاع کنند و همان طور که در بیانات رهبر انقلاب نیز مطرح شده است، هیچ تعللی در این زمینه صورت نخواهد گرفت.

نکته دیگر‌ی که باید به آن توجه داشت این است که رهبر انقلاب در بیانات‌شان به جوانان متذکر شدند ما برای اینکه بتوانیم از نظام اسلامی دفاع کنیم باید حتما به علم و دانش مسلط باشیم و دانشگاه‌ها باید در این زمینه کاملا فعال باشند.

به عبارت دیگر نقشه راه ما در واقع این است که ‌به فناوری‌های روز مسلط شویم. این در حالی است که دانشجویان می‌توانند در این زمینه نقش اول را داشته باشند. به همین دلیل جوانان دانشجو باید خود را آماده کنند که در این حوزه به کشور کمک کنند.

رهبر معظم انقلاب همچنین به بحث لانه جاسوسی اشاره کردند. در این خصوص باید گفت سفارتی که به اسم سفارت آمریکا شناخته می‌شد، هیچ کدام از وظایف سیاسی و اطلاعاتی خود را انجام نمی‌داد. در واقع دستگاهی بود برای توطئه و دخالت در امور داخلی کشور.

علاوه بر این اولین بار بود که رهبر معظم انقلاب اشاره فرمودند که حتی آن‌ها به دنبال این بودند که به جان مبارک حضرت امام (ره) نیز سوء قصد کنند. به همین دلیل است که با سفارت آمریکا یا لانه جاسوسی اینگونه برخورد شد. واقعیت این است که اختلافات ما با آمریکا، اختلاف دو کشور نیست که بتوان بر سر میز مذاکره آن را حل کرد، بلکه اختلاف دو جهان بینی‌است.

آمریکایی‌ها بر مبنای تعریف غلطی که از لیبرال دموکراسی دارند به دنبال اعمال قدرت هستند. در واقع برای آن‌ها تنها قدرت اصالت دارد و کاملا اخلاق را در این زمینه قربانی کرده‌اند. به عبارت دیگر آن‌ها به دنبال این هستند که نه فقط به ایران بلکه به همه کشور‌هایی که در جهت منافع آن‌ها کار نمی‌کنند، صدمه بزنند.

این در حالی است که جهان‌بینی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر اسلام، کرامت انسان، حمایت از حقوق انسان، استقرار صلح در جهان و مقابله با عوامل ظلم، ستم و اشغال است. به این ترتیب این دو جهان بینی‌کاملا با یکدیگر متفاوت هستند و به همین دلیل اگر آمریکا این رویکرد خود را ادامه دهد، نمی‌توان آینده‌ای را برای روابط ایران و آمریکا متصور بود.

Bigger defeat for America

پرچم مقاومت زمین نخواهد ماند

Ayatollah Khamenei, the Supreme Leader of the Islamic Revolution, in a meeting with the organizers of the Congress of 15,000 Martyrs of Fars Province, considered the current outcome of the events in the region as a big defeat not only for the Zionist regime but also for the civilization and culture of the West and said: "The massacre of 10,000 innocent children with two-ton bombs and all kinds of weapons, while Western politicians did not even raise an eyebrow, caused the scandal of lying Western politicians and human rights claimants, and showed the discredit of Western civilization to the whole world, that this is "the biggest Failure is for them. To understand the consequences of "the discredit of Western civilization" and "the biggest defeat of America", the following points can be taken into consideration.

1. After the collapse of the Soviet Union, it was thought that the ideology of liberal democracy, as an unrivaled thought, will be the dominant discourse in the world and will shape the new world order as the basis of America's domestic and foreign policies. At the same time, it was predicted that liberalism, as an ideology that legitimizes and shapes the ruling system in America, will directly lead to the decline of American power as it is on the path of decline.

2. With the American attack on Afghanistan and Iraq and the failure of the White House in these two countries and following the anti-human rights and immoral actions of the American army against the people of Afghanistan and Iraq, the issue of the decline of liberal democracy became prominent as a symbol of Western civilization. Although part of the decline of this civilization It was based on the weakening of liberal values ​​and the discourse of liberalism inside America due to the existence of racism and class system, but with the beginning of Al-Aqsa storm operation and following the crimes of the Zionist regime against the Palestinian people and especially the genocide in Gaza and the unquestionable support of the United States for this The crimes, the discredit of the western civilization, became certain. From now on, all over the world and especially in think tanks and intellectual gatherings, the discussion of the decline of liberal democracy due to the increase of the world's hatred of America and Israel was seriously raised, and the direct correlation of this decline with the decline of American power as a principle, among future researchers.

3. Considering America's direct relationship with the unipolar system, of course, when this pole is on the path of decline, the order based on it will also decline and imagine the possibility of changing the international order. In this case, with the emergence of a multipolar order, a kind of serious competition between the defenders of the unipolar order and the claimants of the multipolar order will be formed. The plans of the defenders of the unipolar order make sense.

4. The order based on liberal democracy in America had led to the formation of political, economic and military structures such as the International Monetary Fund, the World Bank, the World Trade Organization and the North Atlantic Treaty Organization (NATO). Naturally, if the unipolar world order centered on America is declining, these political, economic and military structures will also be weakened and rival structures will be formed. It is true that Shanghai or BRICS are not at the height of the International Monetary Fund or NATO, but these emerging structures are moving in the direction of progress and strengthening, and the increasing demand of western-leaning countries in these organizations is a sign on their bright future.

5. It is very clear that no new order in the world will be formed in the short term and so-called overnight, and it has a gradual and time-consuming process. Of course, some unexpected developments can accelerate the process of forming a new order. Although the war in Ukraine is a sign to speed up It was to create a future order, but the occurrence of the Al-Aqsa storm and the increase in global hatred of Israel's crimes and the inability of the United States and the United Nations Security Council to prevent the genocide of the Palestinian and Lebanese people, which was an example of the failure of the discourse of liberal democracy, is a turning point to accelerate the formation of a The new world order was considered based on multilateralism. Although this order was influenced by the multilateralism approaches of Russia and China, the world's attention to political Islam and the discourse of the Islamic Revolution as the main supporter of the oppressed in Palestine indicates that a new discourse and a serious challenge to Western civilization in the name of Islam is emerging. Looking again at the statements of the supreme leader of the revolution, it can be emphasized that the current outcome of events in West Asia has marked the biggest failure for America, which is the "discrediting of Western civilization". A development that promises the decline of the US-led unipolar order and will create a multipolar system with new structures. In this order, which changes the existing order in West Asia, America is no longer central, and the Zionist regime will also be on the path of collapse.

ایستگاه خیابان روزولت،صادقانه و رسا

جام جم آنلاین-حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، مقام معظم رهبری در تقریظ خود بر کتاب« ایستگاه خیابان روزوِلت» نوشتند:« این کتاب پُرکننده‌ی یکی از خلأهای رسانه‌ئی و تبلیغاتی ما است. ما به جنگ روایتها در پیکارهای جهانی توجه لازم را نکرده‌ایم و دشمنان و بدخواهان ما از غفلت ما بهره برده و بسیاری از حوادث را وارونه نشان داده‌اند.»

رهبر انقلاب در تقریظ خود، نثر کتاب را روان و رسا و تحقیق و تحلیل‌های آن منطقی و صادقانه و قانع‌کننده دانسته و نام انتخاب شده برای کتاب را «عالی» توصیف کرده اند..

کتاب «ایستگاه خیابان روزوِلت» روایتی مستند از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا با استفاده از اسناد به دست آمده از سفارت است که توسط آقای محمد محبوبی از محققان جوان و فرهیخته، نوشته و توسط مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی منتشر شده است. این کتاب با اشاره به فعالیت‌های اطلاعاتی و عملیاتی آمریکا در ایران پس از انقلاب، شرح جامعی از روابط ایران و آمریکا از روز تسخیر سفارت در آبان ۱۳۵۸ تا آزادی گروگان‌ها در دی ۱۳۵۹ ارائه داده و همچنین شماری از اسناد منتشرنشده سرویس اطلاعاتی آمریکا را برای نخستین بار منتشر کرده است. پرونده دخالت‌های خصمانه آمریکا علیه ملت ایران بسیار قطور است که یکی از مهمترین آن‌ها کودتای بیست‌وهشتم مرداد است که ۲۶ سال قبل از حادثه‌ی تسخیر لانه جاسوسی، اتّفاق افتاد که در نتیجه آن یک دولت ملّی مستقل با با کودتای آمریکایی سرنگون شد. اما تسخیر سفارت یا به تعبیر درست تر، لانه جاسوسی امریکا نیز یکی از مهم‌ترین رویداد‌ها در تاریخ مبارزات ضد استکباری ملت ایران است که توسط حضرت امام خمینی رهبر بزرگ انقلاب اسلامی، «انقلابی بزرگ‌تر پس از سرنگونی استبداد پهلوی» نامیده شد و در همین حادثه، ایشان آمریکا را شیطان بزرگ لقب دادند. شرح ماجرا از این قرار بود که چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در اعتراض به فعالیت‌های مداخله جویانه دولت امریکا در ایران، تعدادی از دانشجویان پیرو خط امام در روز سیزده آبان ۱۳۵۸، ساختمان سفارت آمریکا در خیابان روزولت را تسخیر کرده و تداوم توطئه‌های کاخ سفید علیه ایران را با مشکل مواجه ساختند. اسنادی که از سفارت به دست آمد که بعد‌ها تبدیل به بیش از هفتاد جلد کتاب شد، نشان می‌داد که از همان روز‌های اوّلِ بعد از پیروزی انقلاب، سفارت آمریکا مرکز توطئه و جاسوسی علیه ایران بوده؛ در این سفارت، کودتا علیه انقلاب اسلامی طرّاحی می‌شده، نقشه ایجاد جنگ داخلی و قومی در استان‌های مرزی کشور، کشیده می‌شده، برای تحریم ایران برنامه ریزی می‌شده و نابودی انقلاب اسلامی ایران، مهمترین دستورکار سفیر آمریکا و مستشاران نظامی سفارت بوده است. شناخت دشمنی دیرینه و دامنه دار آمریکا علیه ایران بدون مطالعه اسناد لانه جاسوسی، کامل نیست و به همین دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات خود بر ضرورت آشنایی نسل جوان با اسناد لانه جاسوسی و گنجاندن این اسناد در کتاب‌های درسی تأکید داشته‌اند.

ایستگاه خیابان روزولت،صادقانه و رسا


ایستگاه خیابان روز ولت، یک کتاب خواندنی است و می‌تواند مورد استناد محققان و پژوهشگران باشد و قدردانی از نویسنده آن، که مورد تاکید رهبر معظم انقلاب نیز بوده، مشوق نگارش کتاب‌هایی از این سیاق خواهد شد.

ایستگاه خیابان روزولت،صادقانه و رسا

TavoosAdnetwork

خون هیتلر در رگ های شولتز

صدراعظم آلمان ضمن مداخله‌ در امور داخلی ایران، مجازات#جمشید شارمهد سرکرده گروهک تروریستی «تندر» را محکوم کرد.

ظاهرا خون آدلف هیتلر در رگ های اولاف شولتز جاری است چون از نتانیاهوی کودک کش حمایت می کند اما اعدام یک تروریست را بر نمی تابد.

تصویر

شکست بزرگتر برای آمریکا

فرصت تکرارنشدنی برای جهانی سازیِ مقاومت

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران برگزاری کنگره ۱۵ هزار شهید استان فارس(۰۲/۰۸/۱۴۰۳) ،برآیند کنونی حوادث منطقه را شکستی بزرگ نه فقط برای رژیم صهیونیستی بلکه برای تمدن و فرهنگ غرب دانستند و گفتند: «قتل عام ۱۰ هزار کودک معصوم و بی‌گناه با بمب‌های دو تُنی و انواع تسلیحات در حالی که سیاستمداران غربی حتی خم به ابروی خود نیاوردند، باعث رسوایی سیاستمداران دروغگوی غربی و مدعیان حقوق بشر شد و بی‌اعتباری تمدن غرب را به همه دنیا نشان داد که این بزرگ‌ترین شکست برای آنها است.»

برای شناخت تبعات «بی اعتباری تمدن غرب» و «بزرگ ترین شکست آمریکا» می توان نکات زیر را مورد توجه قرار داد.

۱.پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی،اینگونه تصور می شد که تفکر لیبرال دموکراسی،به عنوان یک ایدئولوژی بی رقیب،گفتمان غالب در جهان بوده و به عنوان مبنای سیاست های داخلی و خارجی آمریکا،نظم نوین جهانی را شکل خواهد داد.در عین حال پیش بینی می شد که لیبرالیسم به ‌عنوان یک ایدئولوژی مشروعیت‌بخش و شکل‌دهنده نظام حاکم بر آمریکا،چنانچه در مسیر زوال قرار گیرد، مستقیماً افول قدرت آمریکا را هم در پی خواهد داشت.

۲. با حمله آمریکا به افغانستان و عراق و ناکامی کاخ سفید در این دو کشور و به دنبال اقدامات ضد حقوق بشری و غیراخلاقی ارتش آمریکا علیه مردم افغانستان و عراق،موضوع افول لیبرال دموکراسی به عنوان نماد تمدن غرب برجسته شد.اگرچه بخشی از زوال این تمدن،مبتنی بر تضعیف ارزش‌های لیبرال و گفتمان لیبرالیسم در داخل آمریکا به دلیل وجود نژادپرستی و نظام طبقاتی بود اما با آغاز عملیات طوفان الاقصی و به دنبال جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم فلسطین و بخصوص نسل کشی در غزه و حمایت بی چون و چرای آمریکا از این جنایات،بی اعتباری تمدن غرب، قطعیت یافت. از این پس در سراسر جهان و بخصوص در اندیشکده ها و مجامع روشنفکری، بحث زوال لیبرال دموکراسی به دلیل افزایش تنفر جهانیان از آمریکا و اسرائیل بطور جدی مطرح شد و نسبت مستقیم این زوال با افول قدرت آمریکا به عنوان یک اصل،در میان آینده پژوهان مورد بحث قرار گرفت.

۳. با توجه به ارتباط مستقیم آمریکا با نظام تک قطبی،طبعا وقتی این قطب در مسیر افول قرار می گیرد،نظم مبتنی بر آن هم دچار افول شده و احتمال تغییر نظم بین‌الملل را متصور می سازد. در این صورت با ظهور یک نظم چند قطبی،نوعی رقابت جدی میان مدافعان نظم تک قطبی و مدعیان نظم چند قطبی شکل می گیرد.در این بسترِ رقابت،ی ایجاد جنگ روسیه با اوکراین و تلاش برای شکل گیری منازعه بین چین و تایوان به عنوان برنامه های مدافعان نظم تک قطبی معنا پیدا می کند.

۴. نظم مبتنی بر لیبرال دموکراسی در آمریکا موجب شکل‌گیری ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی مانند صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی، سازمان تجارت جهانی و سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) شده بود. طبعاً چنانچه نظم جهانی تک قطبی با محوریت آمریکا در حال افول باشد، این ساختارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی نیز تضعیف شده و ساختارهای رقیب، شکل می‌گیرد.تأسیس ساختارهای نوظهور مثل سازمان همکاری شانگ‌های یا بریکس را می توان نتیجه تضعیف نظم لیبرال دموکراسی و از مشخصات نظم چند قطبی در جهان دانست.درست است که شانگ‌های یا بریکس در قد و قواره صندوق بین المللی پول یا ناتو نیستند اما این ساختارهای نوظهور در مسیر پیشرفت و تقویت حرکت می کنند و افزایش تقاضای کشورهای متمایل به غرب در این سازمان ها،دال بر آینده روشن آنهاست.

۵. پُر واضح است که هیچ نظم جدیدی در جهان در کوتاه مدت و به اصطلاح یک‌شبه شکل نمی‌گیرد و دارای روند تدریجی و زمان‌بر است.البته برخی تحولات غیرمنتظره می تواند موجب تسریع در روند شکل گیری نظم جدید باشد.اگرچه جنگ اوکراین یک نشانه برای سرعت بخشیدن به ایجاد نظم آینده بود اما وقوع طوفان الاقصی و افزایش تنفر جهانی از جنایات اسرائیل و ناتوانی آمریکا و شورای امنیت سازمان ملل متحد در ممانعت از نسل کشی مردم فلسطین و لبنان که مصداق شکست گفتمان لیبرال دموکراسی بود،نقطه عطفی برای تسریع در شکل گیری یک نظم نوین جهانی مبتنی بر چند جانبه گرایی تلقی شد. این نظم اگرچه از رویکردهای چندجانبه گرایانه روسیه و چین متاثر بود اما بطور قطع توجه جهانیان به اسلام سیاسی و گفتمان انقلاب اسلامی به عنوان حامی اصلی مظلومان فلسطین،بیانگر این است که یک گفتمان جدید و یک چالش جدی برای تمدن غرب به نام اسلام،ظهور کرده است.

با نگاه مجدد بر بیانات رهبر معظم انقلاب می توان تاکید کرد که برآیند کنونی حوادث غرب آسیا، بزرگ‌ترین شکست را برای آمریکا رقم زده که همان «بی‌اعتباری تمدن غرب» است. تحولی که نوید بخش افول نظم تک قطبی به رهبری آمریکاست و یک نظام چندقطبی را با ساختارهای جدید،ایجاد خواهد کرد. در این نظم که تغییر دهنده نظم موجود در غرب آسیاست، دیگر آمریکا محوریت ندارد و رژیم صهیونیستی نیز در مسیر فروپاشی قرار خواهد گرفت.

غفلت رژیم صهیونیستی از توانایی‌های ایران

 به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی متوجه توانایی‌های جمهوری اسلامی ایران نیست و نمی‌داند که ایران در حمایت از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشور با کسی تعارف ندارد.

جام جم- رهبر انقلاب اسلامی در دیدار خانواده‌های شهدای امنیت با اشاره به حرکت شرورانه اخیر رژیم صهیونیستی مطرح کردند که باید قدرت، ابتکار و اراده ملت را به رژیم صهیونی بفهمانیم. در این خصوص به نظر می‌رسد که یکی از مهمترین خطا‌های محاسباتی رژیم صهیونیستی این است که از اراده ملت و مسئولان نظام برای دفاع از تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران اطلاع ندارد و غافل است که ملت ایران و مسئولان برای مقابله جدی با هر خطری که از بیرون تمامیت ارضی ما را تهدید کند از آمادگی و اراده لازم برخوردار است.

در واقع به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی متوجه توانایی‌های جمهوری اسلامی ایران نیست و نمی‌داند که ایران در حمایت از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی کشور با کسی تعارف ندارد.

لازم به یادآوری است که جمهوری اسلامی ایران در عملیات‌های وعده صادق ۱ و وعده صادق ۲ ثابت کرد که همه ارکان نظام تحت رهبری فرمانده کل قوا آمادگی کامل را دارند که از تمامیت ارضی و حریم کشور دفاع کنند و به هر عمل و اقدام تهاجمی دشمن پاسخ کاملا مناسب بدهند.

بنابراین باید تاکید کرد که جمهوری اسلامی ایران دارای توان دفاعی و بازدارندگی بسیار مناسبی است و در کنار این مهم از جرات لازم نیز برخوردار است تا از تسلیحاتی که در اختیار دارد علیه دشمنان استفاده کند. البته جمهوری اسلامی ایران با درایت و شناختی که از نقاط ضعف دشمن دارد در زمان و مکان مناسب اقدامات بازدارنده خود را انجام خواهد داد. این در حالی است که در عین حال جمهوری اسلامی ایران اعتقاد به جنگی طولانی و فراگیر ندارد. اما در حوزه دفاعی اقدامات بازدارنده خود را با تمام قوت انجام می‌دهد.
به این ترتیب همان طور که رهبر انقلاب اسلامی فرمودند، مسئولان نظام بدون بزرگنمایی و یا کوچک انگاری قدرت دشمن تدبیر لازم را برای مقابله با اقدامی که رژیم صهیونیستی مرتکب شد اتخاذ خواهند کرد و پاسخ مقتضی را با توجه به مصالحی که مد نظر دارند به رژیم صهیونیستی خواهند داد.
در این بین در عرصه سیاسی نیز مسئولان دستگاه دیپلماسی در دیدار‌هایی که با مقامات کشور‌های مختلف داشتند، مواضع ما را مشخص و اعلام کرده‌اند که ما مصمم به دفاع از نظام اسلامی هستیم. علاوه بر این در عرصه نظامی نیز مسئولان ما با انجام عملیات‌های وعده صادق ۱ و وعده صادق ۲ این مهم را نشان داده‌اند. به همین دلیل به نظر می‌رسد که رژیم صهیونیستی و حامیان آن‌ها باید پیام ما را دریافت کرده باشند و سعی کنند از هر اقدامی که سبب گسترده‌تر شدن جنگ می‌شود خودداری کنند، زیرا در غیر این صورت این طرف مقابل است که متضرر خواهد شد.