روزگارانی بود که جهانیان، مردان عاشق ندیده بودند و چشم مردم به دیدن کسانی که با قدرت عشق به مصاف پستی و پلشتی بروند،روشن نشده بود.

روزگارانی که عشق، درهواهای دنیائی معنا می شد و عشق واقعی تنها در داستان های افسانه ای گفتنی بود.آن روزگاران قصه فردوس و تمنای بهشت،رنگی از تخیل انسان ها داشت و همای عشق در مسلخ عقل و قدرت قربانی شده بود.

 اما ناگهان با پیروزی انقلاب اسلامی فضایی نو پدید آمد تا نهال عشق پرورش یابد و شکوفه و گل دهد.دیری نپائید که صداهای مهیب توپ و تانک و خمپاره هائی که به مصاف انقلاب اسلامی آمده بودند، عاشقان واقعی یا همان دلاوران میدان نبرد،را معرفی کرد.کسانی که ذکر خدا مشخصه آنان بود و با دیدارشان ، یاد خدا در دل زنده می شد.در قلب عاشقشان ،اطمینان و وقار و سکینه موج می زد،همچون اقیانوسی مواج و پرتلاطم که در دل خود، اطمینان و آرامش می پروراند. الا بذکرالله تطمئن القلوب

عارفانی که سال ها با سیر و سلوک خود در جستجوی خدا سرگردان بودند، در مسلک عرفانی دلاوران جبهه،معبود خود را یافتند و پس از عمری مراد بودن،مرید این عاشقان واقعی شدند.

 آن دلاوران چون‌ شمع‌ سوختند ‌ تا راه‌ را روشن‌ کنند. به‌ میدان‌ مبارزه‌ آمدند و با دشمن‌ قوی‌ که‌ قدرت های بزرگ‌ پشتیبانش‌ بود، پنجه‌ درافکندند، به‌ اسلحه‌ شهادت‌ مجهز شدند و با قدرت‌ ایمان‌ و عشق‌ از جان‌ خود گذشته و آزاد از قید و بندهای‌ دنیوی، عظمت‌ روح‌ و قدرت  عشق‌ را به نمایش گذاردند.

آنان جز خدا ندیدند، جز خدا جستجو نکردند و جز خدا را معبود و معشوق خود قرار ندادند.عشق به قدرت را وانهادند تا قدرت عشق را معنا نمایند.با ایمان‌ به خدا و توکل‌ بر او در جستجوی رضای‌ کامل‌ معبود برآمدند،تسلیم قضای الهی شدند ، در میدان‌ نبرد خروشیدند و با نیل به لقای دوست،طعم شیرین پیروزی را مزمزه کردند.اینگونه بود که شهادت پاداش عشقبازی با حضرت دوست شد و شهیدان الگوی عاشقان عارف.

 و دنیا عاشق را شناخت و فهمید او کسی است که لحظه ای فکر و ذکرش از معشوق جدا نباشد. عشق و محبّت و هجران معشوق آن چنان قلب و جان و روح عاشق را مسخّر سازد که آب و خواب و غذا را وانهد و به چیزی جز معشوق نیاندیشد.دنیا فهمید که هر کس چنین نباشد، عاشق نیست و تا انسان از خود پرستی، نفس پرستی و قدرت پرستی رها نشود و در منزل عبودیت و بندگی، سکنی نگزیند، عشق را نمی فهمد. شهید آمد تا نشان دهد که می توان دل را یکدله  کرد و  عشق دیگران را از دل خود بیرون راند و رستگار شد.

  عشق قهّار است و من مقهور عشق      چون قمر روشن شدم از نور عشق

 شهید آن بنده عاشقی شد که محبت هر دو عالم را یک باره از دل برون کرده تا غیر او را نبیند و علاقه هیچ چیزی حتی بهشت در دل او نباشد.شهید آن عاشق مهجوری بود که چشم به راه معشوق داشت و به هر چیزی که به معشوق متعلق بود، عشق می ورزید.

امام صادق (ع) فرمود: "قلب حرم خدا است. در حرم خدا غیر خدا را ساکن نکنید".

 شهید عارف شیدایی بود که راز و نیازهای عاشقانه‌اش با خدای بزرگ در نیمه‌های شب، دل جستجوگران عاشقی را می لرزاند. او در عین حال رزمنده‌ای بود که در صحنه نبرد طوفان به پا می‌کرد. فریاد خشمش زهره را آب ، از شیر جسورتر و اراده‌اش پولاد را خجل می‌ نمود.
او همه وجود خود را وقف سبیل‌الله کرده بود، به ملاقات خدا بیتابی می‌کرد. پرنده بلندپروازی بود که می‌خواست هرچه زودتر خود را از اسارت خاک آزاد کند و هر چه سریعتر به امواج پرواز نمایند.

و امروز در هفته دفاع مقدس ،درود می فرستیم به شهیدان و آزاد مردانی که در برابر دهر تعظیم نکردند. در برابر قدرت زانو نزدند. از مرگ وحشتی نداشتند و فقط به خدا پناه بردند.

امید که به پاس خون چنین شهیدانی ،ما از قافله شهادت جاماندگان، به راه آنان هدایت شویم و خدای شهیدان ، سرنوشت ما را همچون آنان رقم زند.و آنچنان سازد که مردم ما با دوستی و اتحاد و وحدت کلمه ،تحت رهبری ولی فقیه زمان،مقدمه ظهور آن یار غایب از نظر را فراهم سازند.