ايران در دو حوزه ميدان و ديپلماسي اهرم‌هاي مختلفي را در اختيار دارد و تا به امروز نشان داده كه قادر است به خوبي استراتژي نظامي و ديپلماتيك خود را پيش برده و ضمن تحميل فشار حداكثري بر بازيگران متجاوز به تماميت ارضي كشورمان مانع از شكل‌گيري ائتلافي عليه كشورمان شود.
اظهارات تازه مقام‌هاي رسمي كشورمان درباره ايده‌هايي براي پايان دادن به جنگ در حالي مطرح مي‌شود كه نشانه‌هاي متناقضي از ميدان نبرد و عرصه ديپلماسي به ‌طور همزمان ديده مي‌شود؛ نشانه‌هايي كه نشان مي‌دهد اگرچه به ادعاي برخي ناظران درگيري ميان ايران و امريكا وارد مرحله‌اي فرسايشي شده، اما مسيرهاي مختلفي براي خروج از آن همچنان در حال بررسي است. عباس عراقچي رييس دستگاه ديپلماسي كشورمان از وجود ميانجيگري‌هاي منطقه‌اي و طرح‌هايي براي پايان دادن به جنگ سخن گفته و تأكيد كرده است تهران هر پيشنهادي را كه پايان كامل درگيري را تضمين كند بررسي خواهد كرد. همزمان علي لاريجاني، دبير شوراي عالي امنيت ملي، با تأكيد بر اينكه ايران با ملت امريكا جنگي ندارد، روايت رسمي تهران از ماهيت دفاعي اين درگيري را برجسته كرده است. در سوي ديگر اما گزارش‌ها از تداوم رويكرد سخت‌گيرانه واشنگتن حكايت دارد. منابع امريكايي مدعي‌اند دولت دونالد ترامپ در مقطع كنوني علاقه‌اي به آغاز مذاكرات نشان نداده و تمركز خود را بر ادامه عمليات نظامي براي تضعيف توان ايران گذاشته است. همزمان بحث‌هاي نظامي درباره اسكورت نفتكش‌ها در تنگه هرمز و تلاش براي حفظ جريان انرژي و حتي طرح‌هايي مانند مديريت عبور نفتكش‌ها يا معامله نفت با ارزهاي جايگزين، نشان مي‌دهد جنگ تنها به ميدان نظامي محدود نمانده و ابعاد ژئوپليتيكي و اقتصادي گسترده‌تري پيدا كرده است. مجموع اين تحولات تصويري از يك معادله پيچيده ارايه مي‌دهد: از يك سو كانال‌هاي ديپلماتيك هنوز كاملا بسته نشده‌اند و بازيگران منطقه‌اي در تلاش براي ميانجيگري هستند؛ از سوي ديگر اما نشانه‌ها حاكي از آن است كه طرفين در حال آماده شدن براي يك تقابل طولاني‌ترند، تقابلي كه آينده آن بيش از هر چيز به موازنه فشار نظامي و هزينه‌هاي اقتصادي در منطقه وابسته خواهد بود. به اين بهانه روزنامه اعتماد با هدف ارزيابي مولفه‌هاي مهم اين تجاوز آشكار به تماميت ارضي كشورمان با محسن پاك‌آيين سفیر اسبق ايران در آذربايجان گفت‌وگو كرده است. مشروح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد.

محسن پاك‌آيين سفیر اسبق ايران در باكو در پاسخ به پرسش «اعتماد» در خصوص مولفه‌هاي مهم معادلات جنگ ايران با ائتلاف امريكا و رژيم صهيونيستي از جمله مديريت تنگه هرمز گفت: يكي از اهرم‌هايي كه ايران به‌ خوبي از آن در خلال تجاوز آشكار امريكا و رژيم صهيونيستي استفاده كرده، مديريت تردد در تنگه هرمز است. به عبارت ديگر، جمهوري اسلامي ايران اين تنگه را مسدود نكرده و از نظر نظامي نيز آن را به‌طور كامل متوقف نساخته، بلكه محدوديت‌هايي براي تردد در آن اعمال كرده است. در اين چارچوب، حركت كشتي‌هايي كه در راستاي منافع ايالات متحده، رژيم صهيونيستي و هم‌پيمانان آنها قصد عبور از اين تنگه را دارند، با محدوديت‌هايي مواجه شده است. البته تردد در تنگه هرمز به‌طور كامل قطع نشده و برخي كشتي‌ها به صورت محدود امكان عبور دارند، اما براي تعداد قابل توجهي از كشتي‌ها اجازه عبور صادر نمي‌شود. مديريت اين موضوع بر عهده نيروهاي مسلح و به‌ويژه نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است. به گفته پاك‌آيين به‌طور طبيعي ايران اين روند را ادامه خواهد داد و از اين اهرم بهره خواهد گرفت. همان‌طور كه پيش‌تر نيز اعلام شده، ممكن است در آينده طرح‌هاي جديدي در اين زمينه در دستور كار قرار گيرد؛ هرچند درباره جزييات اين طرح‌ها اطلاع دقيقي ندارم. با اين حال آنچه روشن است اين است كه جمهوري اسلامي ايران با آمادگي قبلي و رويكردي هوشمندانه در حال مديريت شرايط جنگي است. اين ديپلمات پيشين در ادامه به «اعتماد» گفت: در كنار اقتدار دفاعي كه ايران از خود نشان داده، حملات متقابل نيز عليه دشمن صهيونيستي، ايالات متحده و همچنين مبادي حملاتي كه از سوي عوامل آنها در منطقه عليه ايران صورت گرفته، انجام شده است. در عين حال، مديريت تنگه هرمز نيز نقش مهمي ايفا كرده است؛ هم از نظر تأثيرگذاري بر تنظيم قيمت نفت و هم در ارتباط با پيامدهايي كه اين جنگ تحميلي از سوي امريكا براي اقتصاد جهاني ايجاد كرده است. لذا بديهي است كه اين تحولات بر بازار انرژي و همچنين بر توليدكنندگان نفت از منظر فني و صنعتي در آينده تأثيرگذار خواهد بود. در واقع بسياري از اين پيامدها قابل پيش‌بيني بود، چرا كه آغازگر اين درگيري‌ها ايالات متحده و رژيم صهيونيستي بودند. به‌ويژه امريكا كه در ميانه روند مذاكرات، عملا ساختار ديپلماسي را تخريب كرد و با حمله به ايران مسير تقابل را در پيش گرفت.
پاك‌آيين در ادامه اين گفت‌وگو درباره تشريح آثار مولفه مديريت تنگه هرمز بر سرنوشت درگيري‌ها گفت: به‌طور كلي، ميدان درگيري داراي ابعاد و اضلاع مختلفي است. يكي از اين اضلاع، حملاتي است كه ايران عليه منافع ايالات متحده در منطقه انجام مي‌دهد. ضلع ديگر نيز به پاسخ‌هايي مربوط مي‌شود كه به اقدامات رژيم صهيونيستي داده مي‌شود و در چارچوب آن تلاش مي‌شود اين رژيم تحت فشار جدي نظامي قرار گيرد. اينها بخشي از ابعاد نظامي جنگ به شمار مي‌آيند. به گفته اين ديپلمات اسبق، در كنار اين ابعاد نظامي، وجوه ديگري نيز در مديريت شرايط جنگي قابل مشاهده است. يكي از مهم‌ترين آنها شكل‌گيري و تقويت وحدت ملي در داخل كشور است كه خوشبختانه در اين مقطع شاهد آن هستيم. از سوي ديگر، مديريت اجرايي شرايط جنگي نيز از سوي دولت در حال انجام است و مجموعه دولت تلاش مي‌كند امور كشور در اين وضعيت به ‌طور منظم اداره شود. در همين حال، شناسايي، دستگيري و مقابله با عناصر ضد انقلاب كه در داخل كشور فعاليت مي‌كنند نيز در دستور كار قرار دارد؛ ماموريتي كه وزارت اطلاعات در حال پيگيري آن است. در مجموع، جنگ تنها به عرصه نظامي محدود نمي‌شود و اضلاع مختلفي دارد كه هر يك از آنها در حال مديريت است. به نظر مي‌رسد جمهوري اسلامي ايران با هوشياري كامل و بر اساس برنامه‌اي از پيش طراحي ‌شده وارد اين مرحله شده و حتي براي ماه‌هاي آينده نيز سناريوها و برنامه‌هايي در نظر گرفته است. اين تحليلگر ارشد روابط بين‌الملل در ادامه و در پاسخ به پرسش «اعتماد» در خصوص رويكرد احتمالي اعراب در صورت تداوم درگيري‌ها تشريح كرد: در مقطع كنوني به نظر مي‌رسد كشورهاي عربي و همسايگان ايران در حوزه خليج فارس تمايلي ندارند منافع ملي خود را قرباني منافع رژيم صهيونيستي و ايالات متحده كنند. براي اين كشورها به‌تدريج روشن شده است كه پايگاه‌هاي نظامي امريكا در منطقه لزوما براي دفاع از كشورهاي خليج فارس ايجاد نشده، بلكه در بسياري موارد كاركرد اصلي آنها حمايت از منافع اسراييل بوده است. لذا واقعيت اين است كه بيشتر كشورهاي همسايه ايران با بروز اين جنگ مخالف بودند و حتي در مقاطعي با دولت امريكا تماس گرفته و خواستار آن شدند كه منطقه خليج فارس به سمت ناامني و تنش بيشتر سوق داده نشود. با اين حال به گفته پاك‌آيين دونالد ترامپ بدون توجه به اين نگراني‌ها و با رويكردي يكجانبه‌گرايانه، در راستاي حمايت از منافع اسراييل تصميم به اقدام نظامي عليه ايران گرفت. طبيعي است كه پيامدهاي چنين اقدامي صرفا محدود به ايران نخواهد بود و كشورهاي عربي حوزه خليج فارس نيز از تبعات آن متأثر مي‌شوند. از اين رو به نظر مي‌رسد اين كشورها تمايلي ندارند در مسيري حركت كنند كه در نهايت منافع ملي‌شان فداي اهداف اسراييل شود يا در زمين سياست‌هاي ايالات متحده براي حفظ امنيت اسراييل بازي كنند. اين ديپلمات پيشين در ادامه خاطرنشان كرد: در اين ميان، تحركات ديپلماتيك ايران نيز بي‌تأثير نبوده است. تماس‌هايي كه با كشورهاي منطقه برقرار شده و اطمينان‌هايي كه به آنها داده شده مبني بر اينكه ايران به دنبال خدشه وارد كردن به تماميت ارضي آنها نيست و هدف حملات صرفا منافع امريكا است، تا حدي توانسته نگراني‌هاي موجود را كاهش دهد. به نظر مي‌رسد در نتيجه اين روند، بسياري از كشورهاي عربي امروز بيش از گذشته به صداقت ايران در مواضع منطقه‌اي و نيز به نقشي كه تهران مي‌تواند در تأمين امنيت منطقه ايفا كند توجه نشان مي‌دهند. در مقابل، نگاه آنها نسبت به رويكرد و تعهدات امريكا نيز با ترديدهاي بيشتري همراه شده است. از اين منظر مي‌توان انتظار داشت كه پس از پايان اين جنگ، معادلات منطقه‌اي با تغييرات قابل توجهي روبرو شود. به گفته اين كارشناس مسائل سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران همواره تأكيد كرده است كه رويكردش حفظ و تقويت روابط با همسايگان است و تمايلي ندارد درگير تنش با كشورهاي منطقه شود. اين موضوع بارها در سياست‌هاي اعلامي ايران مطرح شده و حتي در پيام رهبر جديد انقلاب نيز بر ضرورت حفظ و گسترش روابط با همسايگان تأكيد شده است. با اين حال، اگر از خاك يا ظرفيت‌هاي كشورهاي منطقه به عنوان مبدأ حمله عليه ايران استفاده شود، طبيعي است كه جمهوري اسلامي در چارچوب دفاع از خود واكنش نشان خواهد داد. در چنين شرايطي، بسياري از كشورهاي جهان با تداوم اين جنگ مخالفت كرده‌اند و هر يك با ادبيات و مواضع خاص خود اين مخالفت را بيان مي‌كنند. در مجموع، بخش قابل توجهي از جامعه بين‌المللي دونالد ترامپ و رژيم صهيونيستي را آغازگر اين درگيري مي‌دانند. طبيعي است كه چنين فضايي فشارهاي سياسي و ديپلماتيك قابل توجهي بر دولت امريكا وارد مي‌كند. پاك‌آيين در پاسخ به پرسش پاياني «اعتماد» و در خصوص ارزيابي تحركات ديپلماتيك در ميانه رويارويي تشريح كرد: به اعتقاد من، ايالات متحده همان‌گونه كه پيش‌تر نيز اشاره شد، ساختار ديپلماسي و چارچوب مذاكرات ميان كشورها را تخريب كرد. اين دومين بار بود كه امريكا در حالي كه مذاكرات در جريان بود، به ايران حمله كرد. از همين رو، در نگاه بسياري از تحليلگران در داخل كشور، مذاكره با امريكا عملا به نوعي مقدمه‌سازي براي درگيري‌هاي بعدي تلقي مي‌شود. بر اين اساس بعيد به نظر مي‌رسد در شرايط كنوني اراده‌اي جدي براي ازسرگيري مذاكره مستقيم با امريكا در ايران وجود داشته باشد. به گفته اين ديپلمات پيشين با اين حال، ديپلماسي به‌طور كلي متوقف نشده و همچنان در جريان است. در واقع، ميان ديپلماسي و ميدان نوعي هماهنگي كامل وجود دارد و هر دو در چارچوب يك راهبرد مشخص پيش مي‌روند. ايران در حال حاضر با كشورهاي منطقه در تماس و رايزني مستمر است و تلاش مي‌كند از طريق گفت‌وگو، نگراني‌هاي آنها را كاهش دهد. در اين گفت‌وگوها تأكيد مي‌شود كه جمهوري اسلامي ايران قصد خدشه‌دار كردن تماميت ارضي هيچ‌يك از كشورهاي منطقه را ندارد. از سوي ديگر، در ارتباط با موضوع تنگه هرمز نيز رايزني‌هايي با برخي كشورها در حال انجام است؛ به‌ويژه درباره مديريت تردد كشتي‌ها در شرايط كنوني. در صورت لزوم ممكن است ترتيباتي اتخاذ شود كه امكان عبور كشتي‌هاي بيشتري فراهم شود. اينها مجموعه اقداماتي است كه در حوزه ديپلماسي در حال پيگيري است. در همين راستا، وزارت امور خارجه نقش فعالي ايفا مي‌كند و علاوه بر آن، رييس‌جمهور و دبير شوراي عالي امنيت ملي نيز در اين تحركات ديپلماتيك حضور و فعاليت دارند. اين رايزني‌ها تاكنون نتايج مثبتي به همراه داشته است. بنابراين مي‌توان گفت ديپلماسي ايران همچنان به‌طور فعال در جريان است، هرچند در شرايط فعلي مذاكره‌اي با ايالات متحده انجام نخواهد شد.