جنگ نرم ،فن مقابله با تقريب مذاهب اسلامی
در این عرصه برای سیاستگذاران غرب، استفاده از جنگ نرم و بکارگيري فنون عمليات رواني از جایگاه خاصی برخوردار است. در این مختصر تلاش بر آن ست تا ابعاد طرح استفاده از جنگ نرم برای مقابله با اتحاد جهان اسلام مورد بررسی قرار گرفته و به سه پرسش زیر پاسخ داده شود.
1ـ جنگ نرم با جنگ سرد چه تفاوت هائی دارد؟
2ـ در جنگ نرم برای مقابله با اتحاد اسلامی از چه روش هائی استفاده می شود؟
3ـ روش های مقابله با جنگ نرم چیست؟
1- تفاوت جنگ نرم با جنگ سرد
الف- هدف ازجنگ نرم ،تاثیر گذاری بر روی اعتقادات و باورهای مسلمانان است در حالی که در جنگ سخت،دشمنان اسلام ،تصرف سرزمینه های اسلامی را مد نظر دارند.
ب-در جنگ نرم آثار تخریب و استحاله باورها و اعتقادات در کوتاه مدت نامحسوس است ولی در جنگ سخت آسیب ها و ویرانيها محسوس و ملموس است.
ج- ویرانی های جنگ سخت با سرمایه گذاری مجدد می تواند بازسازی شود اما در جنگ نرم ،بازسازی آسيبها به سهولت امکانپذیر نیست.
ه-جنگ سخت بلحاظ هزینه،پرهزینه تر و بلحاظ زمان،کوتاه تر است اما جنگ نرم بلندمدت و کمهزينه می باشد.
و-در جنگ سخت انسانها کشته شده یا آسیب می بینند اما در جنگ نرم،باورها،اعتقادات و اندیشه ها از بین رفته یا استحاله می شوند.
ز- ادوات و آلات نظامی ابزار جنگ سخت هستند اما در جنگ نرم از منابع قدر نرم یعنی رسانه هاو ماهواره ها ،ابزار اصلی هستند.
در مجموع هدف اصلی جنگ نرم تاثیر گذاری بر افکارعمومي و بخصوص نخبگان می باشد.غرب در سال 1990 راه شکست اتحاد جماهیر شوروی را با جنگ نرم تجربه کرد و با جنگ رسانهاي و هدایت افکار عمومی موجبات فروپاشي شوروي را فراهم نمود.امروزه نیز جنگ اينترنتي ، ايجاد شبکه هاي راديوتلويزيوني و پخش شايعات اشکال مهم جنگ نرم هستند . در عرصه مقابله با قدرت اسلام نیز،جنگ نرم در صدد تضعيف انديشه و تفکر تقریبی در بین علما و شخصیت های تاثیر گذار جهان اسلام است.در این ارتباط،غرب بودجه هاي بسياري را براي تقویت رسانه اي سنتی نظیر مطبوعات،رادیو و تلویزیون و رسانه های مدرن نظیر سامانه های اینترنتی،سینما،تئاتر،انیمیشن در نظر گرفته عملیاتی نیز شده است.
2- روش های جنگ نرم در تقابل با تقریب:
الف- فرقه سازی مذهبی و سیاسی
قدرت های غربی،در قرن 19 وپس از شکست های متعدد اروپایی ها در جنگهای صلیبی و رویارویی با امپراتوری عثمانی، ، قدرت های بزرگ به این نتیجه رسیدند که بهترین راه مقابله با اتحاد مسلمانان، ایجاد فرقه های جعلی و منحرف چون "بابی گری" و "وهابیت" است.این فرقه ها بتدریج با هدایت استعمار انگلستان ایجاد شد.تبلیغ و تقویت اندیشه ناسیونالیسم در جهان اسلام برای تضعیف نقش دین در همگرایی امت اسلامی هم ترفند دیگر استعمار بود.امروز نیز همین فرقه ها بخصوص افراط گرایان اسلامی در کشورهای افغانستان،پاکستان و یمن نیز نقش خود را،عمدا یا سهوا، در جهت تامین منافع غرب ایفا می کنند.
تخريب بنيانهاي فرهنگي يکي از اهداف جنگ نرم فرهنگي به حاشيه کشاندن فرهنگ ديني ، ملي جوامع است تا با حاکم کردن خواستههاي خود ، اداره امور جهان را به دست گيرند.
ب- دامن زدن به اختلافات قومی و مذهبی
یکی از راهکارهای غرب بهره برداري از وجود تنوع قومي و قبيله اي در کشورهای مسلمان جهت دامن زدن به اختلافات فرقه ای و مذهبی،با استفاده از جنگ رواني در فضاي مجازي و رسانه ای است. ما امروز شاهد ظهور مجدد مليت گرايي در کشورها هستيم .در این تکنیک با تشدید اختلافات فرقه ای زمینه های همگرایی جهان اسلام، به عواملی برای تفرقه و جدایی تبدیل می گردد. امروز ما شاهد هستیم که وجود درگیری های قومی و مذهبی در کشورهای مسلمان همچون افغانستان،عراق و پاکستان تا چه اندازه در ایجاد شکاف میان کشورهای اسلامی تاثیر گذارده است.
ج-ایجاد اختلاف میان کشورهای مسلمان
ترفند دیگر که این روزها با شدت بیشتری نیز دنبال می شود ایجاد اختلاف میان کشورهای مسلمان است.برای مثال بزرگ نمائی تهدید نظامی ایران برای کشورهای منطقه ، برای رودررو قرار دادن ایران با کشورهای خاورمیانه عمل می کند.یاطرح موضوع ساختگی و بی اساس " هلال شیعی" برای دامن زدن به اختلاف های کشورهای اسلامی دنبال می شود.در حالی که همه مسلمانان جهان ،در اصول با یکدیگر اشتراک عقیده داشته وبه خدای واحد، پیامبر واحد ، کتاب واحد و قبله واحد اعتقاد دارند.دامن زدن به اختلافات مرزی بین کشورهای اسلامی ،توسط غرب و ا طریق جنگ نرم برای افزایش زمینه های اختلاف بین کشورهای اسلامی نیز در همین چارچوب قابل طرح است.
ه- نخبه پروری با رویکرد نفوذ:
مهمترين مولفه سياسي در جنگ نرم ، پرورش نخبگان سياسي همچون نویسندگان،شعرا و هنرمندان در كشورهاي كليدي ،به عنوان عناصر نفوذی و حمايت از اين نخبگان براي ایجاد اختلاف است.پرورش نخبگان يکي از مهمترین جنبههاي جنگ نرم و عملیات روانی است. بکارگیری نخبگان جهت تاثیر گذاری بر اندیشه های تقریبی، یک جنگ پنهان است که در شرايط صلح نيز به صورت غیرمحسوس کاربرد دارد. این قبیل نخبگان نفوذی،نخست از طریق رسانه ها در قالب برگزاری مصاحبه و مناظره به عنوان چهره های اندیشمند و محبوب معرفی شده و سپس افکار و اندیشه های خاص آنان در جهت اهداف غرب در میان مردم اشاعه می یابد.در مقاطعی برای مقاصد خاص،به این افراد جوائز مطرح در عرصه اندیشه و هنر،نظیر نوبل و اسکار هم داده می شود. قدرت های بزرگ با اشاعه تفکرات این افراد از طریق شبکه های ارتباطی کوشش می کنند تا اندیشه ها و آداب خود را در دیگر جوامع نیز رواج داده و فرهنگ ملل مسلمان و بطور خاص موضوع وحدت اسلامی را متاثر نمایند. طبیعتا وقتی روح اسلام و فرهنگ مسلمان با رواج اندیشه های بدلی و جعلی از جامعه اسلام رخت بربندد، "اتحاد" که یکی از مظاهر فرهنگ اسلامی است نیز در حاشیه قرار می گیرد.
و- مقابله با بيدار اسلامي به عنوان پشتوانه وحدت
جهان غرب در یک برنامه راهبری بر آن است که برای مقابله با وحدت مسلمانان با بیداری اسلامی که بحمدلله امروز در میان مسلمانان رو به گسترش است،مقابله کند.در این ارتباط استفاده عملیات روانی و جنگ نرم در دستور کار غرب می باشد. یکی از سیاستگذاران غرب به نام تالمون[2] در سال 1992 راهکارهای زیر را برای مقابله با بیداری اسلامی ارائه می دهد.
ـ از اشاعه ارزشهای اسلامی در دنیای غرب ممانعت شود.
ـ انقلاب اسلامی را در محدوده جغرافیایی ایران محصور نمایید.
- از وحدت جهان اسلام جلوگیری کنید.
-ارزش های اسلامی را وارونه جلوه دهید.
با نشر و اشاعه چنین دیدگاههایی در جوامع غربی، دستگاههای تبلیغاتی غرب بخصوص پس از حادثه یازده سپتامبر، در پی مقابله ژرفتر و روشمندتر با جهان اسلام برآمدند.وجود گروه ههای افراطی همچون القاعده و حرکت هائی چون طالبان به این هدف غرب برای مشوه جلوه دادن اسلام و مقابله با اندیشه ای تقریبی،کمک شایانی کرد.
در مجموع اساس مطالعات غربیها موفقیت آنها در بکارگیری جنگ غرب برای مقابله با اسلام و وحدت اسلامی را تائید کرده است.یک نظر سنجی توسط مرکز مطالعات غرب اینگونه ادعا کرده که در دهه اخیر تحولات زیر رخ داده است:
ـ بر تعداد روشنفکران غیرمذهبی افزوده شده است.
ـ فرار مغزها از کشورهای اسلامی به خارج بیشتر شده است.
ـ گرایش به فیلمهای سینمایی غربی افزون شده است.
ـ محبوبیت مدلهای غربی در جهان اسلام بیشتر شده است.
ـ تعداد لاییکها بیشتر شده است.
ـ از گرایش به نهادهای مذهبی کاسته شده است.
ـ بر تعداد طرفداران سکولاریسم افزوده شده است.
و همه اینها موانعی برای ایجاد وحدت اسلامی ایجاد کرده است.
3- شیوه های مقابله:
برای تحقق اهداف تقریبی در میان مذاهب اسلامی ،یافتن شیوه هائی برای مقابله با تهدیدهای جنگ نرم ضرورت دارد در این ارتباط پیشنهادات زیر ارائه می گردد.
الف- برای شناخت ترفندهای غرب برای مقابله با تقریب مذاهب از طریق جنگ نرم ، برپائی میزگردهای تخصصی در کشورهای اسلامی لازم است.
ب- در بعد بین المللی نهادهاي اسلامي و عربي از جمله سازمان کنفرانس اسلامي موسسه فرهنگی اکو،باید با برگزاری میزگردها و نشست های منظم نقش مهمي در برقراري وحدت ميان مسلمانان جهان ايجاد کنند.
- براي مقابله با جنگ نرم ، داشتن راهبرد و برنامه ضرورت دارد لذا مناسب است شورای عالی مجمع بین المللی تقریب مذاهب اسلامی در دو حوزه عملیات روانی و عملیات رسانه ای ، نقش هر يک از اعضا را مشخص و و وظیفه وی را در حوزه محل فعالیت مشخص نماید.این مجمع می تواند یک گروه نظارتی برای نظارت بر فعالیت های هریک از اعضاء در این زمینه تاسیس نماید.
ج-جهت شناخت و مقابله با ترفندهای جنگ نرم، وظيفه علما و روحانیون و دیگر فرهیختگان اهمیت دارد.لذا باید با آموزش های لازم، بصيرت آنان نسبت به وضعیت فعلی و جوامع اسلامی و دسایس دشمن ارتقاء یابد.در واقع تقویت قوه تحلیل و ایجاد بصیرت در امت اسلامی برای شناخت اهداف جنگ نرم یک ضرورت فوری است.
د- برای تقویت بیداری اسلامی به عنوان پشتوانه وحدت اسلامی،علمای دین باید با روش های نوین و پاسخگو، خلا ديني و اعتقادي موجود در جوامع اسلامی را پر کرده و از گسترش بی دینی و سكولاريسم در میان مسلمانان و بخصوص جوانان جلوگیری کنند.
در خاتمه مجددا از توجه و حوصله حضار گرامی تشکر کرده و توفیق و بهروزی برای آنان و تحقق اهداف این همایش علمی را از خداوند بزرگ خواهانم.
[2] - Talmon